۴ پاسخ

گلم خوبه حالا تو کار میکنی باز یه مشغله داری من از صبح تا شب تو خونم واقعا درکت میکنم خیلی بی انگیزه شدم منم فقط سعی میکنم اشپزی کنم تا وقتم بگذره تازه تو شهر غریبم دوست و اشنایی هم ندارم اینجا🥲

من فقط به خاطر خوردن قرص هام بیدار میشم😂🙆🤦وگرنه دلم میخواد کلا بخابم ،راست میگی واقعا جایی هم نمیشه رفت

پیاده روی کنید از افسردگی در میاید با وسیله ورزشیای پارک قرار بزارید روزی نیم ساعت انجام بدید معجزه میکنه سرکارم برید اگه شرایطشو دارید

الهی بگردم همه ی ما همینیم، دقیقا حرف دل منو زدی خوشگل جان

سوال های مرتبط

مامان امید زندگی مامان امید زندگی هفته بیست‌وسوم بارداری
مامان امید زندگی مامان امید زندگی هفته بیست‌وسوم بارداری
سلام شبتون بخیر خانوما من موندم چیکار کنم چطور باید زندگی کنم چطور با شوهرم رفتار کنم چون شوهرم تو شهر کار می‌کنه و ما خونمون تو روستا هست هر دو هفته ای دو شب خونست من دو ساله عقد کردم و یه ساله عروسیمونو گرفتیم واقعا دیگه نمیتونم تحمل کنم این زندگی و انگار در و دیوار خونه داره منو میخوره خونه مامانمم نمیشه همیشه برم دو هفته سه هفته میرم آخرش خسته میشم از طرفی من خیلی تو خونه تنهام دق میکنم با خانواده شوهرمم رفت و آمد نمیکنم چون ازشون خوشم نمیاد تیکه میندازن همش ناراحتم اعصابم خورده خیلی هم جوشی هستم شوهرم اصلا هوامو ندارع از دیروز بهم زنگ نزده زنگم میزنم پیش دوستاشه بغض داره خفم می‌کنه آخه تا کی تحمل کنم چرا زندگیم اینجوریه تا کی گریه کنم انقد گریه کردم خسته شدم بخدا حوصله هیچکس و ندارم هیچ کاری هم نمیشه بکنه چون تو روستام و اینجا امکانات نیست و هیچ پولی هم ندارم پیش شوهرمم نمیتونم برم چون خودش جا نداره و خونه دوستاش می‌خوابه پیش کارگرای دیگه دیگه بریدم نمی‌دونم دیگه غم چیو بخورم وقتی باردار شدم خیلی حالم خوب شده بود همش با بچم حرف میزدم وقتی ناراحت بودم دلم به بچه تو شکمم خوش بود همش میگفتم بچم به دنیا میاد تنها نیستم الان دلمو به چی خوش کنم تو رو خدا بگین چیکار کنم




بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری
هدیه امام‌رضا😍 هدیه امام‌رضا😍 قصد بارداری
همه ماها،همه سال های این ۶سال منتظرت موندم شاید بیای،
خونمون با اومدنت حال و هواش عوض شه ...منو و بابات از تنهایی دربیاییم می‌دونی دوتایی وقتی هوا شب میشه تو خونه ایم همش تصورت میکنم که اگه بودی چقد حالمون با وجود تو خوب بود ...
ولی قسمت نشد این ماه هم بازم امید داشتم بشه ولی امروز دیگه جای اومدن تو پریودی شروع شد 💔
نمیشه بیخیالت شد نمیشه بهت فکر نکرد چون جات واقعا خالیه،،،تنهایی سخته
از این که این همه روز این همه ماه و سال منتظرت موندم دیگه نمیشکم ،رفتم مشهد از امام رضا تو رو خواستم هم برای خودم هم برای مثل خودم که کلی تو این راه زجر کشیدن خسته شدن یوقتایی کم آوردن ول کردن درمانو،باز دلشون طاقت نیورد رفتن دنبال درمان و دکتر گفتن شاید خدا بخواد برامون ....

ولی خدایا منم بنده توام منم خسته میشم کم میارم
بلد نیستم دعای قشنگ کنم،زبون بلد نیستم بریزم برات که شاید دلت برام بلرزه...

دیگه از دکتر و درمان خسته شدم حتی اسمشون میاد استرس میگیرم ...بماند از هزینه ها و آمپول ها و دردهایی که کشیدم
ولی یه بارداری و یه بچه سالم صالح حقم از این زندگی نبود؟؟؟
یه شادی و ذوق از ته دل برای بارداری و بچه و آزمایش مثبت حق من و همسرم نبود؟💔

ولی بازم دمتگرم 🖐🏻🙏🏻


بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری