۱۵ پاسخ

من هنوز فکر میکنم زیادی برا مامان شدن بچه ام 🥲🥲
جسارت نباشه چندسالت بود ازدواج کردی

۱۴سالته 😐😐

خداروشکر بسلامتی گذاشت عزیزم 💚
خدا کنه برا منم بخوشی بگذره 🥲

الان حال بدت بخاطر استرست بود یا چی؟

ایکاش منم سزارین کنن

قدم نورسیدت مبارک عزیزم

ای جانم انشاالله شاهد علقبت بخیریش باشی مامان کوچولو💋💙

ميشه بگي چند سالگي ازدواج كردي؟

الهی من پسر بزرگم رو 17سالگی به دنیا آوردم دیگه گفتم این بزرگ بشه بعد

سلام عزیزم قدم نو رسیده مبارک انشالله تنتون سالم باشه

زابل سزارین شدی؟

ای جانم عزیز دلم 😍😘انشالله که قدمش پر خیر و برکت باشه 😊😊

ای خداااااا 😍😍😍مامان کوچولو🥹🥹❤️

عزیزم قدم کوچولوت پر برکت باشه نامدار باشه

عزیزم پمپ درد چند گرفتی و اینکه خیلی از دردو میاره پایین چون منم قرار بگیرم ولی دکتر قبول نمیکنه ک با دکتر بیهوشی صحبت کن ب من مربوط نیس

قدم نورسیده مبارک انشالله پخیره

یاخدا واقعا مامان ۱۴ساله خعلی سنت پایینه

سوال های مرتبط

مامان دلانا فندق طلا مامان دلانا فندق طلا ۳ ماهگی
واسم سرم وصل کردن و سوند .سوند اینقدر میگفتن داد میزنی و جیغ اصلا درد نداشت از امپول سرماخوردگی هم دردش کمتر بود فقط باید خودت شل بگیری زانوهات خم کنی و یکم پاهات باز کنی .هرچند که میگن بستگی به طرف داره دستش خوب باشه یانه .
دکترم ایلخاص زاده بود یعنی بهترین دکتر بودم از نظرم باوجودی که فقط برای عمل انتخابش کرده بودم اما خدا خیرش بده .
خوابیدم سرم تخت اتاق عمل کل بدنم استریل کردن و خانم دکتر مهربونم اومد بوسم کرد و دستم گرفت و بهم محبت کرد .خیلی دلم آروم شد چون خیلی مهربون.
بعدش پرده کشیدن و دستگاه بهم وصل کردن .
دکتر بیهوشی بهترین دکتر بود اومد و میخوام یه امپول بی حسی بزنم اینقدر دستش خوب بود اصلا حسش نکردم .امپول زد فوری پاهام بی حس شد نمیدونم چی شد ۲ ثانیه نشد بچم نشونم دادن
امیدوارم این حس خیلی خوب بود نصیب همه چشم انتظار بشه .
لطفا برای عمل سزارین بهترین بیمارستان و بهترین دکتر انتخاب کنید
تو اتاق عمل گفتم پمپ درد میخوام و زنگ زدن به شوهرم برام آورد
تو اتاق ریکاوری بودم که پمپ درد رسید و برام وصل کردن و دردم بهتر شد
تو اتاق ریکاوری فشارم رفت بالا اما پرستارهای مهربونم خیلی کمکم کردن و فشارم اومد پایین
تو اتاق ریکاوری ۴ بار اینا شکمم ماساژ دادن و خودتون سفت نگیرید تا اذیت نشین
مامان دوقلو👧🏻👦🏻 مامان دوقلو👧🏻👦🏻 ۹ ماهگی
اومدم تجربه زایمانو خلاصه کنم براتون حوصله ندارم پارت پارتیش کنم.
۱۴ نوبت عملم بود ۱۳. شب ساعت ۸ رفتم بستری شدم صبح که شد ساعت ۱۲ ظهر منو بردن اتاق عمل اونجا بهم لباس دادن وپوشیدم ورو تخت دراز کشیدم یکی اومد سوند وصل کرد اصلا درد نداشت بعد دکتر بیهوشی اومد شروع کرد صحبت کردن با من که متوجه نشم امپولو زد بازم درد نداشت اصلا وقتی منو زد سریع منو خوابوندن حالت تهوع اومد سراغم بالا اوردم با اینکه هیچی نخورده بودم وشروع کردن به عمل اصلا حس نکردم فکر کردم هنوزن ولی دکترم یهو گفت این قُل اول دختر صدا گریشو شنیدم بعد هم قُل دوم پسرم وقتی صدا گریشون تو اتاق عمل شنیدم اصلا یه حس عجیب بی اخیتار همینجوری اشک میریختم،بعد شروع کردن بخیه زدن ۵ دقیقه طول نکشید ومنو بردن ریکاوری یعنی قشنگ تو ریکاوری مُردم وزنده شدم از لرز یعنی از شدت لرز تختم رو جاش واینمستاد و۳ بار اومدن برام ماساژ رحمی انجام دادن راستشو بخوام بگم ماساژ رحمی خیلی درد داشت تقریبا ۳ ساعت تو ریکاوری موندم بعد منو بردن بخش از منی که هم زایمان طبیعی وسزارین رو تجربه کردم به نظرم طبیعی خیلی بهتر بود با اینکه دو روز درد کشیدم تا زایمان کنم ولی انتخابم طبیعیه بازم بستگی به بدن داره .
😊😊😊😊
مامان نیلا🐥 مامان نیلا🐥 ۸ ماهگی
خب پارت دو داستان سزارین
وارد اتاق عمل شدم نگم که چه استرسی داشتم و مثل بید میلرزیدم منو تحویل اتاق عمل دادن مستقیم رفتم رو تخت اتاق عمل نشستم آمپول بی حسی به کمرم زدن و اصلااااا هیچی حس نکردم واقعا خیلی خوب بود و اصلا درد نداره نگران نباشید
آروم کمکم کردن خوابیدم دستامو بستن پرده رو کشیدن و دکترم کارو شروع کرد همش حس میکردم دکترم داره با شکمم کشتی میگیره 😅 یعنی فشار رو حس میکنید ولی به هیچ وجه متوجه درد نمیشید
دخترم به دنیا اومد آوردن نشونم دادن و بردنش کاراشو انجام بدن
دکتر منم داشت بخیه میزد و من همینجوری داشتم میلرزیدم بهم آمپول زدن لرزشام رفت و عملم تموم شد بردنم ریکاوری تو ریکاوری یه بار ماما شکممو فشار داد یه بار دکتر که بی‌حس بودم متوجه نشدم بعد که حسم رفت ماما اومد گف باید ماساژ بدم منم سفت‌ دستشو گرفتم و نمیذاشتم چون خیلی ترسیده بودم اما آروم فشار داد و خیلی درد نداشت
موقع تحویل به بخش هم دوباره پرستاری که اومده بود منو تحویل بگیره فشار داد که اونم درد نداشت البته درد داشتااا ولی قابل تحمل بود
پارت بعدی رو هم سعی میکنم زود بذارم از لحظه ای که وارد بخش شدم
مامان پرنسس👧🏻👑 مامان پرنسس👧🏻👑 ۶ ماهگی
تجربه سزارین🩷
پارت دوم

دخترمو اوردن کنار صورتم همینجوری اشکام میریخت اصلا انگار تو دنیا فقط منمو دخترم کل لپمو داشت مک میزد دکتر گفت شکموعه از الان
بردش کنار خوردم تو تختش گذاشتن وتمیزش کردن بعد بخیه زدن بردنمون ریکاوری
نیم ساعت تو ریکاوری گذشت که بیخسیم داشت تموم میشد ..من قبلش به دکتر بیهوشی گفته بودم برام پمپ درد بزار اونم نوشته بود و گفت باشع میزارم که بعدش زنیکه نزاشته بود گفته بود که من به پمپ درد نیاز ندارم دردام کمه😑😑 خلاصه بیحسیم داشت میرفت که کمرمو شکمم درد شدیدی گرفت که اصلا نمیتونستم نفس بکشم همینجوری اشکام میریخت التماس کردم از پرستار ریکاوری که برام مسکن بزنه میگفت نمیتونم بزنم خطرناکه یه پسرع دیگه هم اونجا بود که بعد اینکه زنه حواسش نبود اومد بهم زد گفت الان اروم میشی به ثانیه نکشید تموم دردام خوب شد خمار شدم😂😂به پسرع گفتم خدا خیرت بده گفت چاکریم😂😂
بعد ده دقیقه رفتم بخش تا شیش ساعت دراز کشیده بودم و تکون ندادم سرمو و اینکه قبلش دو تا شیاف انداختم و واقعا دردام قابل تحمل بود با شیاف
فرداش دکتر اومد گفت باید راه بری دفعه اول یکم سخت بود ولی کمکم خودم دلم همش میخاست راه برم اصلا اذیت نشدم
و روز به روز بهتر از دیروز سرپا شدم
مامان ❤️ایلیا جان❤️ مامان ❤️ایلیا جان❤️ ۶ ماهگی
اینم ادامه👇
بعدش یهو ضربان قلبه پسرم افت کرد بعد برگشت باز بعد چند ثانیه دوباره افت کرد خودم نفس کم آوردم اکسیژن وصل کردن بعد چند پرستار با ویچر سوند اومدن پرسیدم کجا ميبرین منو گفتن میبرینت اتاق عمل برای سزارین سوندو وصل کردن بعد کاغذ آوردن انگشت بزنم بهشون گفتم به مامانم گفتین پرستار گفت آره بعد با ویلچر منو بردم از درد میلرزیدم با کمک پرستارا رفتم رو تخت بعد دکتر اومد پرسیدم کی میخوای شروع کنید گفت صبر کن بهش گفتم تو رو خدا زود تر آمپول بی حسیو بزنین بعد آمپولو زد بعد از ۲۴ ساعت درد یه حسه خوبی بود دیگه هیچی درد نداشتم بعد جلوم پرده کشیدن از اثر آمپول خیلی گیج شده بود که یهو دکتر گفت صدای بچتو میشنوی به زور یکم سرمو کج کردم دیدم پرستار داره تمیزش میکنه بعدش آوردش لپشو چسبوند به صورتم بعد بردش ساعت ۸ منو بردن ریکاوری نیم ساعت بعدش بردنم بخش اولین بلند شدن از روی تخت اولین راه رفتن سخت بود ولی چون مامانم پیشم بود خیلی کمکم می‌کرد تجربه ی سختی داشتم پسرم ۱۸ دی ساعت ۱۸:۵۰ دقیقه بدنیا اومد 🥰 امیدوارم همتون زایمان راحتی داشته باشین