درد ودل:(موقت)
چند وقتیه که عمه ی بنده از تهرا نقل مکان کرده به رشت و من تقریبا از اون غربت مطلق تو این شهر دراومدم…مجرده و بسیااار با حوصله واسه بچه ها
من خیلی روم‌ نمیشه بهش زحمت بدم ولی لطف داره و هرازگاهی مثلا پارک میاد باهامون حواسش به بچه ها هست باهاشون بازی میکنه
امروز یک ساعتی پیش هیراد تو پارک موند تا من و مهراد بریم باشگاه و بیایم
قبلا هیرادو میبردم باشگاه و نگه داشتنش خیلی چالشی بود…

حالا اینارو گفتم که به اینجا برسم
امروز دونفر خانوم منو توی پارک دیدن و همش با لفظ خوشبحالت عمت خیلی باحوصلس مواجه شدم
در آخر گفتن فک کنم اون از تو که مادرشونی بیشتر حوصله داره چون دیدم تو دیروز که با بچه ها تنها بودی گفتی وای خسته شدم😐
و درآخر به این نتیجه رسیدن که چون خیلی خیلی با حوصلس فک کنم بچه هات از تو بیشتر دوسش دارن🫠
میدونم که نباید به این حرفا اهمیت بدم…اما چی میشه که دونفر که خودشون مادر هستن همچین فکری به ذهنشون میاد؟
راستشو بگم؟حس بدی گرفتم،بغض گریبان گیرم شد و تمام روزای تنهاییم با بچه ها و تلاشم برای مادر بودنم یادم اومد…
اونا از گذشته ی من هیچ اطلاعاتی نداشتن و از روی چند دقیقه ای که چن روزی مارو دیدن قضاوت کردن!
به خودم قول میدم حتما حتما قضاوت نکردن و بچه هام یاد بدم…


شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه

تصویر
۳۹ پاسخ

حق داری عزیزم
ولی افراد نادون چرا باید حالتو بهم بزنن؟ چرا افکار مثبت رو در نظر نمیگیری
عمه تو از اه و پیف و مریضی بچه ها فارغه از اعصاب خوردی خاب و نخابیدن
بیخیال عزیزکم، بچه ها عاشق بقیه میشن به راحتی

عزیزدلم😣 کاملا حق داری ناراحت شی منم مثل خودتم ولی باید یاد بگیریم حرفهای بی ارزش دیگران ذهنمون رو مشغول نکنه و دلمونو نرنجونه
اولا اینکه تو مامان فوق العاده ای هستی، خیلی باحوصله هستی و خیلی زیاد وقت میزاری برای بچه ها😘😍
بعدشم همین که ما سعی خودمونو میکنیم صبور باشیم و با ارامش با این بدقلقی و لجبازیاشون کنار بیایم واقعا جای حرفی نمیمونه
منم از قضاوت کردن بیزارم و چندین ساله بارها تو موقعیت های مختلف به خودم یاداوری میکنم که قضاوت ممنوع! حتمنم اینو به دخترم یاد میدم
و اینکه مادر بودن و خستگیهای دایمی این چندسال ما رو هیچ موقع با سه کمکی چندساعتی مقایسه نکن🫂

فاطمه از دید من تو خیلی تلاش میکنی که مادر خوبی باشی و خب خیلی خیلی زیاد عالی هستی
و از نظر من وقتی ادم برای چیزی خیلی تلاش میکنه و یهویی یه نظر از بیرون میگه که تلاشت نتیجه نداشته، آدم بهم میریزه
و وقتی احساسات ناخوشایند اینجوری سراغت میان،درواقع درون خودت هنوز یک گره وجود داره که حرف اونا تو رو بهم ریخته
روی کاغذ بنویس چه حسی داری،هر چی به ذهنت میرسه بنویس، حتی اگر احمقانه باشه
به نظر من یه جایی منتقد درونت بدون اینکه خودت بفهمی داره بهت سخت میگیره

بعضی از مردم گاهی حرفهای میزنن که فقط چیزی گفته باشن نه به این فکر میکنن که امکان داره یه مادر رو تخریب میکنه .
ما باید فقط و فقط خودمون مهم باشیم هر مادری صد خودش رو برا بچه ش میزاره .حتی حاضره خودش نخوره و نپوشه اما بچه ش بهترین ها بخوره و بپوشه.در اصل من به شخصه به این رسیدم بچم خود منه از من جدا نیست فقط قالب کوچک منه.کسی که قالب کوچک خودشه هیچ کم و کاستی نمیزاره.

واقعا از تو بهتر باحوصله تر باسلیقه تر کجا پیدا میشه😒 حرف مفتتتت😒😒😒

بگردم برات که، درکت میکنم گاهی آدمعای دور و نزدیک حرفایی میزنن که نباید و آدم یهو فرومیریزه.
نمیتونم حلوی بی‌خردی اطرافیان رو بگیریم فقط میتونیم رو خودمون کار کنیم.

دقیقا منم سر زایمانم و شیر دادن
یکی از سینه هام نوک نداشت هرکسی منو میدید یه چیزی میگفت خستم کرده بودن نه حوصله خودمو داشتم نه بچه
الان میگن تو اون موقع بچتو نمیخواستی گردن نمیگرفتی
یا من دارم ازجونم براش مایه میزارم پسر من همیشه خدا درگیر یه ویروس یا سرماخوردگیه همین چند روزی نزدیک یه ماه اسهال داشت که روزی حداقل ده بار یا بیشتر باید میشستمش دیگه حق دارم یکم خسته میشدم اونم خونه خودم نبودم که راحت باشم خونه بابام بودم
گاهی فقط میخواستم یکم استراحت کنم تا اونا یکم سرگرمش میکردن زود همه میگفتن تو ناشکر یا غر میزنی بلد نیستی بزارش ما خودمون بزرگش میکنیم🥲
من از این حرفا قضاوتا دیگه کلافه شدم برگشتم خونه خودم درسته اینجا تنهام ولی راحت ترم

سلام استاد دنبالم سانی هستم سانی بیااااا

اتفاقا خیلی باحوصله هستی و حس میکنم حتی بیشتر از توانت به خودت سخت میگیری که وقت بذاری برای بچه ها
اما کاملا درکت میکنم عزیزم، دختر منم شیر خودمو نخورد و شیشه میگیره و منو همسرم با این موضوع هیچ مشکلی نداریم
ولی مادر شوهرم هروقت که میبینه مانا میره سراغ شیشه شیرش میگه عه مامانشو میخواد، میگه این شیشه مامان این بچست و میخنده
یا مثلا یبار ازش پرسیدم میشه چند ساعت مراقب مانا باشی من جایی کار دارم، برگشته میگه آره بابا مگه میخوای شیرش بدی، مامانشو(شیشه شیرشو) بذار و برو🙂
یعنی مادر بودنو فقط توی شیر دادن بچه میبینه و بقیه زحمات من کشک
مانا شیر منو نخورد پس من مادرش نیستم!
با اینکه مادر شوهرم زن خوبیه و قلباَ دوسش دارم ولی این حرفش تا ابد روی قلبم سنگینی میکنه

میفهمم چه حسی تجربه کردی🥺
منم بعضی وقتا به این موضوع فکر میکنم میگم طرف که خودش مادره پس چرا اینجوری باهام رفتار کرد
انگار ما زن ها به هم رحم نمیکنیم

عزیزمممم

بیخیال عزیزم حرف مردم رو ندید بگیر مهم خودتی و حسی که بچه هات نسبت بهت دارن

والا فاطمه من با حوصله تر از تو مامان ندیدم تو گهواره ، هیچکس روزای سخت تو رو ندیده ، بچه رو تمیز و سیر و ترگل ورگل تحویل عمه ات دادی یه ساعت نگه داشته ، دیگه کسی از قبل و بعد اون یه ساعت خبر نداره...
یا همون جا جواب بده یا اگه ندادی رها کن ..گور باباشون

فاطمه من زمانی که مهدیس رو زایمان کردم ۲۰ سالم بود
از زندگی و بچه داری هیچی نمیدونستم هیچی
فکر میکردم باید بچه رو کتک زد تا یاد بگیره و تربیت بشه کاری که مادرم و خیلی از مادرا میکردن
بخاطر همون خیلی مهدیس رو میزدم اینم بگم به شدت با پدر مهدیس از روز اول مشکل داشتم و درگیر بودم کلا مهدیس تو محیط متشنجی بزرگ شد هیچوقت آرامش از سمت ما نگرفت 😔😔😔
سالها بعد که بزرگتر شدم فهمیدم چقدر اشتباه میکردم ولی چه فایده
حالا ازینا بگذریم
اطرافیانم هرزمان من و میبینن و رفتارم و با هانیس میبینن که چقدر مادرانه برخورد میکنم و چقدر صبور شدم مداوم میگن یادته با مهدیس چیکار میکردی
یعنی اصلا نمیزارن عذاب وجدان من تموم بشه و مداوم بهم یاد آوری میکنن
دوست و آشنا و همسایه و هرکسی من و میبینه اینو بهم میگه واقعا دیگه کلافه ام از دست خودم و اطرافیانم 😔😔😔😔

خدایی من بودم ناراحت نمیشدم مردم حرف زیاد میزنن والا من سر دخترم اینقد اذیت شدمممم ک حد نداره مهم ترینش بیخوابی بود ک تا همین ی سال پیش تازه خوب شد اگه کسی بهم ی حرفی مثه این خانوما بزنه ناراحت نمیشم مهم نباشه واست خداروشکر که عمه ت اومده پیشت از بودنش لذت ببر عزیزم هم بچه هات خوشحالن هم خودت .روزت و ب خاطر این حرفا خراب نکن

فاطمه جانم بعنوان کسی که از پشت گوشی میشناسمت . تو بهترین مادر و فوق‌العاده ترین مادری هستی که من دیدم ❤️🫂

شاید اونا اونجوری فکر میکنن ولی یه چیز جالب بهت بگم از وقتی دنبالت کردم هر وقت که با پسرم بازی میکنم یاد تاپیکات و بازیایی که با بچه هات میکنی میوفتم و سعی میکنم با پسرم بهتر بازی کنم و همش سعی میکنم قوه تخلیمو بالا ببرم برای پسرم که مثل تو براش بازی درست کنم پس اهمیت نده و از مادر بودنت لذت ببر❤️😍

نزدی تو دهنشون؟

من کاملا حست رو درک میکنم عزیزم
من از ۱۷ روزگي پسرم خودم بودم و خودم کار خونه، کار بیرون ، رسیدگي به همه چي
بعد براي کاري یا چیزي یه وقتي پسرم رو مادر شوهرم نگه میداشت بعد من یه وقتي اگه میگفتم واقعا بچه داري خسته کنندس میگفتن تو حالا کي بچه داري میکني و من واقعا ناراحت میشدم حست رو کاملا میفهمم ولي بعضی وقتا آدما هیچي نمیدونن فقط یه چیزي میگن که گفته باشن
🥲🥲🥲

حق داری عزیزم...
هیچ کس حق قضاوت کردن مادری کسی رو نداره...
درکت می کنم چون خیلی زیاد دیدم
نمونش این بود که تو این بچه رواصن میخوای؟سرت توگوشی گهواره رو تکون میده

و اینکه خودم چیزی که خیلی زیاد چندوقته منو رنجونده و میرنجونه اینه که خواهرشوهرم اینا تا دخترمو میبینن میگن وای چقدر خوب و ارومه ادم صدتا مثل این بچه داشته باشه
من وااااقعا کلافه میشم و عصبی که من دارم چه ساعت ها و روزهای وحشتناکی رو با لجبازی های برکه میگذرونم و روزی چندبار به فروپاشی روانی میرسم اونوقت خیلی راحت چنین حرفی میزنن
فکر میکنن این بچه همش ارومه
بهشون کفتما ولی بازم تکرار میکنن

منم مثل شمام
حرف روم خیلی تاثیر میذاره و این خیلی بده.
با مامان لنا موافقم که چرا رو خودمون کار نکنیم.
خیلی سخته زمان بره ولی اینم یه مهارته دیگه

هیچکس نمیدونه مادر دست تنها چقدر اذیته و به قول تو شنیدن این حرفها از کسی که مادر هست سختتره چون اگر مادرا نفهمن و درک نکنن پس از کی انتظار داشت ...
منم با اینکه مادرم تهرانه اما از نظر موقعیت ازم دوره و دست تنها نلین رو بزرگ کردم اگر یک مادر خسته نشه باید اسمشو چیز دیگه ای گذاشت
من خودم قضاوت نمیکنم اصلا و اینو به نلین یاد میدم حتما

هیچکس به اندازه ی مادر عاشق فرزندش نیس و هیچکس به اندازه ی مادر برای بچه اش زحمت نمی‌کشه خدا قوت بهت که مادر دوتا پسری

فاطمه جان حق داری...
منم از این چیزها واقعا برام پیش اومده.
حتی بیشتر از شما بابتش گریه کردم‌کلی!

ای فاطمه جونم چ جایی هم داری دردو دل میکنی من دیشب ی پست گذاشتم سوال پرسیدم یکی در اومد گف ظالمی
بعد گف تربیت بلد نیستی!!! بعدم همه رو پاک کرد
منکه نمیبخشمش خیلی بده همجنس خودت این حرفارو بزنه

اونا کی بودن که به تو گفتن بی حوصله 🤣🤣🤣🤣
ی سر میرفتی تاپیک ها رو نشونشون میدادی تا دهنشون و گ بگیرن والا هیچکی حوصله تو رو نداره من گاهی اوقات با دیدن کارات به خودم میگم من اصلا مادر خوبی نیستم حتی ی تاپیکم زدم در مورد این
بیخیال حوصله داری

دایورت کن میدونم سخته ولی مردم زر زیاد میزنن علی الخصوص زنا بااینکه خودمونم زنیم ولی منم انقد ک از زنا ضربه میخورم از مردا نه

میگفتی خداروشکر عمه خوبی دارم و این چندسال تنهایی و بچه بزرگ کردن تو شهر غریب یکم داره واسم سبک میشه

فقط بهشون میگفتی اولا قضاوت نکنید دوماشمامادرنیستین سوماکافرهمه روب کیش خود پندار د

منم شنیدم کم وبیش....ولی این مهمه که تو پیشه خودت سرافرازی...چون بی مهر و مجبت نبودی و نیستی...فقط گاهی خسته میشی که حق داری♥️

عزیزم پست هاتو دیدم اتفاقا پیش خودم گفتم عجب مادر باحوصله و بادرکیه درک از پسر بودن بچه هارو و...
اهمیت نده واقعیت این بود ک گفتم ..حتمن بهترینی برابچه هات

بهت کاملا حق میدم برای احساست ولی من بودم حتا جوابشونو نمیدادم چون وقتی ادمی اینجوری بهت میگه یا مادر نیست یا بیشعوره که در هر دو صورت ارزش بحث کردن نداره😌

وای من متنفرم از این ادما که تو ده دقیقه یه نسخه کلی میپیچن میدن دستت و نمیدونن که تو اصلا تو چه شرایط و چه وضعیتی هستی
منم دوماه پیش سقط داشتم بلافاصله که حالم خوب شد رفتم باشگاه تا روحیه ام بهتر بشه، یکی دوجلسه بخاطر درد پریودی نرفتم باشگاه و غیبت داشتم (فکر میکردم میشم دیگ حتما ولی نمیشدم و عقب مینداختم) وقتی رفتم باشگاه مربیمون ازم پرسید چرا نیومدی گفتم اینجوریه یهو یکی از خانوما تو باشگاه گفت نکنه حامله ای که عقب انداختی😑😑 گفتم نه حامله نیستم ، دوباره گفت خوب پس حتما زودتر یه بچه بیار نزار دیر بشه هاا یهو دیگ حامله نمیشی😑😑 و منی که تازه سقط کرده بودم و اصن نسبت به بارداری و این چیزا حساس شده بودم خیلییییی بهم فشار اومد

عزیزم تو واقعا از بهترین مامانایی هستی که دیدم، معدود افراد این قدر واسه بچه‌هاشون وقت میذارن و خلاقیت و حساسیت به خرج میدن، اصاا به حرف کسایی که صرفا دو ساعت زندگی تو رو از دور میبینن توجه نکن
بچه‌هات معلومه که عاشقتن🥹 عاشق عمه‌شونم باشن
اصلا واسه بچه ها بیشتر و کمتر معنی نداره
از هر کسی عشق بگیرن یهش عشق میدن

ولش کن اهمیت نده من می‌دونم چی می‌کشی واقعا بچه داری سخته و اعصاب فولاد میخواد

به جد میگم بهترین مامانی هستی که دیدم خیلی خوب واسه بچه ها وقت میذاری عزیزدلم . اون خانم ها فاقد درک و شعور هستن که این حرف و زدن پس ناراحت تاثیرش خودت میدونی همیشه ازت تعریف میکنیم . معلومه کسی که میاد دو ساعت با بچه وقت بکذرونه خوشحال‌تر و تازه نفس تر هست تا مادری که صبح تا شب با بچه در ارتباطه و کلی خسته شده

عزیزمممم 😭چقدر مادر بودن سخته تو این دنیا

من بودم سخت جوابشونو میدادم ک دیگه هیچ کسو قضاوت نکنن
میگفتی گ...و..ه خورش ب تو نیومده

سوال های مرتبط

مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
طبیعت واقعا پر از کنجکاویه،امروز بچه ها شیره ی درخت و کشف کردن و من وقتی توضیح دادم براشون خیلی براشون جالب بود😍
راستش بچه ها من مدتهاست همش به این فکر میکنم که چرا مهد طبیعت جالب و پرکاری تو رشت انزلی نداریم…در صورتی که این شهرا پر از پتانسلیه!

وقتی به مهد طبیعت های تهران نگاه میکنم واقعا حسرت میخورم…
اونا سعی کردن همین محیطیو فراهم کنن که ما بطور طبیعی ازش برخورداریم!

یا حتی کمپ های طبیعت محور با محوریت کودک،که توش تو طبیعت با بچه ها کمپ کنیم فعالیتا با بچه ها باشه و کلی کیف کنن!!

نمیدونم شاید یه روزی تونستم تو این حوزه ها فعال باشم،روزی که نگران قیمتا و سیرکردن شکممون نبودیم….

فعلا مثل یه رویا تو سرم میچرخم و سعی میکنم نمونه کوچیکشو واسه بچه ها داشته باشم…مثل بازیای اکتشافی،طبیعت گردیای کوچیک…
حتی دیروز داشتیم با هووخشتره جان درباره داستانای کهن ایرانی حرف میزدیم که تصویرگریاش جذاب نیس
واقعا حیفم میاد از این چیزا…دوس داشتم خودم تصویرگریای جذاب درست میکردم…
داستانهای جذاب ایرانی انقد قشنگن که گیم اف ترونز دربرابرش هیچه!اما چه فایده کسایی که دغدغشو دارن سرمایه لازم واسه اینکارارو ندارن🫠

بازم تراوشات مغزمو پشت هم اینجا نوشتم😂ببخشید😂

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
صبحتون بخیییر✨یه مدت از آرت خوشگل روی قهوه خبری نیست!چون فاطمه خانوم از طرح تولیپ خسته شده و تصمیم گرفته طرح قو یاد بگیره😂🦢
در اولین تلاشم بیشتر شبیه یه غاز پریشان شده😂آرت زدن تمرین میخواد پس ناامید نمیشم😎‌

امروز روز پر استرسیه چون یه کیک چالشی واسه داداشم انتخاب کردم🎂
تجربه درست کردنشو ندارم و فقط یه سری ایده تو مغزمه که اصلا نمیدونم قابل اجرا شدن هست یا نه😁
تازه این کیک چالشی قراره از رشتم به انزلی برده بشه که خب خود حملش با دوتا بچه چالش بزرگیه🫠

داداشارو میبینین؟؟من عاشق این کنار هم بودنشونم🥹خیلی کم پیش میاد آروم و بدون کشتی گرفتن کنار هم بشینن ولی خیلی شیرینه😍

خلاصه که اگه کیک دراومد عکسشو میذارم اگه در نیومد اصلا سوالی دربارش نپرسید😂😂😂
یه بازی خیلی ساده ام کردیم که به نظرم خیلی معمولیه نمیدونم اصن بذارمش یا نه!از طرفی میگم شاید خیلیا به دردشون بخوره و یاد آوری بشه…

خب این از من تا اینجای صبح!شما چه خبر؟؟؟



شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان لیام🤍 مامان لیام🤍 ۲ سالگی
من قبل بارداری و همینطور تمام دوران بارداری از اینکه به بچم شیر بدم فراری بودم ، و تصمیم داشتم شیر خشک بدم و مصمم بودم
ولی وقتی تو بیمارستان اصرار کردن که خودم بدم یه حس عجیبی پیدا کردم که اصلا دلم نیومد به پسرم خودم شیر ندم
در کنارش شیر خشکم تا یکسالگی دادم ...
ولی الان با تمام احساس شیرینی که داشتم و دارم پشیمونم
چون الان پسرم به شدت وابسته ست به سینه ی من و کلا باید حتما با سینه و شیر خوردن بخوابه و وسطش بیدار میشه و تا از سینه ام نخوره نمیخوابه
خب این یه سری استرس‌ها در من بوجود آورده
چجوری از سینه جداش کنم که کمتر آسیب روحی ببینه و بهش فشار نیاد
و تازه بعدش چجوری می‌خوابه؟که مطمئنا خوابش تحت تاثیر قرار میگیره
( حالا فشار و آسیب روحی خودم کاملا به کنار)
و خیلی چیزای دیگه
خلاصه اگر روزی بچه دار بشم ، علی رغم تمام محاسن و احساس خوبی که داره دیگه شیر خودمو نمیدم 😔🫠🥺
*این عکسو تو اینستاگرام دیدم
نوشته بود این فقط تو نیستی که به آغوش من احتیاج داری بلکه منم با آغوش تو آروم میشم
و چقدر راسته 😭🤍✨️
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
برای آسون تر شدن بچه داری،وارد دنیای بچه ها بشید🌈

نقاشی روی دیوار با انگشت،شکل دار کردن پنکیکای همیشگی🐱🥞

میتونین کاغذ مقوا هرچی دوس دارین رو دیوار بچسبونین و با رنگ انگشتی نقاشی کنین،البته حموم بهترین مکان برا این کاره…

اینکار هم دست ورزیه هم بچه هارو به وجد میاره🤩
بچه ها میدونم که دغدغتون اینه بچه رنگ و همه جا بماله یا یاد بگیره جای دیگه ام انجام بده..
برا این کار نیاز به مرز گذاری دارین،مثلا رنگ بازی فقط در صورتی انجام میشه که به قانونا توجه بشه…اگه به قانون بی توجهی شد جمعش میکنین و بدون دعوا کردن و داد و بیداد قانون رو یاد آوری میکنین
البته این وسط با گریه و زاری مواجه میشین که تحمل نیاز داره
اما کم کم بچه ها با قوانین خونه آشنا میشن و بهش احترام میذارن🥰

لازم به ذکره که من همیشه انقد مادر باحوصله ای نیستم پس اصلا حس بدی نگیرین،فقط هرموقه احساس کردین که حوصله دارین این کارای کوچیک و واسه بچه هاتون انجام بدین😘



‎شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل