سوال های مرتبط

مامان فندوق مامان فندوق ۷ ماهگی
پارت ۲
هر هفته به دکترم گفتم ماما همراه بگیرم و ایشون گفت نه و آخربار مشخص شد اصلا بیمارستانی که ایشون هستند ماماهمراه قبول نمیکنه(مامایی که پیشش میرفتم کلاس عالی بود و قصد داشتم با ایشون هماهنگ کنم) ۳۹ هعته و ۵ روز رفتم برای معاینه تحریکی دوباره که گفت دهانه رحم اصلا باز نشده و با ان اس تی که گرفت دیدیم حرکات فندوق کمه بهم گفت که بستری بشم تا با امپول فشار زایمان کنم. اومدم خونه و با همسرم و همراهم رفتیم بیمارستان بستری شدم.
و فاجعه از اینجا شروع شد دکترم هنوز نیومده بود و پشت تلفن یه سری دستورات به ماماها داد و اونام شروع کردند و هر چی من میگفتم نمیخوام معاینم کنند هر ۱ ساعت یکی میومد معاینه میکرد و هر کدوم هم یه عددی میگفتند برای باز شدن دهانه رحم. آخر شب دکترم اومد و سوند گذاشت برای باز شدن که اونم بی فایده بود دردام شروع شده بود و هر کدوم میومدند یه ورزشی میگفتند که با کمک همراهیم انجام میدادم.
این روال ۴۰ ساعت طول کشید. چند بار با گریه و التماس گفتم ببرندم سزارین که کسی گوش نداد همسرم با مسئول زایشگاه دعواش شد که چرا نمیبرند سزارین با دکترم حرف زده بود که هر چی بخواید پول میدم فقط ببریدش سزارین که عذاب نکشه و کسی گوش نداد تنها کمکی که کردند این بود که گذاشتند یکی دیگه بیاد پیشم و همراهام دو نفر شدند
مامان جوجه مامان جوجه ۱۴ ماهگی
تجربه زایمان
پارت 3
خواهرم شوهرم به هرکی دم دستشون بود رشوه میدادن که بره دکترو راضی کنه
شوهرم کلی با دکترم حرف زد ولی راضی نمیشد لج کرده بود میگفت اگه قرار بود ببرم سزارین باید پولشو میدادی
شوهرم میگفت من 2 برابرشو میدم فقط ببرش سزارین دکتره میگفت نه
منم دیگه تو هرانقباض چشمام ناخداگاه بسته میشد و تا مرز بیهوشی میرفتم و برمیگشتم.
اخرین باری که بعد 8 ساعت اومد معاینم کرد من انتظار داشتم با این همه درد شدیدی که کشیدم دیگه حدالقل 8 سانت باشم وقتی گفت هنوز دهانه رحمم همون دوسانته و بچه هم هنوز نیومده پایین دیگه واقعا احساس کردم دنیا روی سرم خراب شد، دیگه نوار قلب بچمم داشت بد میشد، بند نافم یه دور گردنش بود
هرچی ماما به دکتره زنگ میزد که خانم دکتر بیا بالا سرش نوار قلب بچش داره بد میشه دکتره میگفت نه این باید طبیعی زایمان‌کنه چون به من نگفته سزارین میخوام که من شمارع کارت بدم‌پول بزنه به حسابم، الانم دیگه نمیشه پول بزنه باز ماما زنگ‌میزد میگفت خانم دکتر نوار قلب بچشو فرستادم رو گوشیتون لاقل نگاش کنید میگفت نه دیگه دیدم علاوه بر خودم به بچمم داره فشار میاد دیگه اینجا بود که زدم به سیم اخر
بلند شدم همه چیزایی که بهم وصل بود رو‌کندم از تخت اومدم پایین
فقط هی جیغ میزدم برو بگو دکتر بیاد وگرنه اینقدر سر خودمو میکوبم تو دیوار تا بمیرم خونم بیوفته گردنتون و کلیییی جیغ و داد کردم و تهدیدشون کردم اگه یه تار مو از سر بچم کم‌شه بیمارستانتونو اتیش میزنم و...
ادامه پارت بعدی🤕
مامان شاهان مامان شاهان ۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت سوم
ببخشید که انقدر حرف میزنم ولی تو خلاصه ترین حالت ممکن دارم میگم
خلاصه شبش مادر شوهرم اومد پیشمون که اگه دردم گرفت بریم بیمارستان به خاطر همین اون شب نتونستم رابطه داشته باشم تا صبح درد کشیدم اما دردا نامنظم برای اینکه راحت تر بتونم دردا رو تحمل کنم روی کمرم کمپرس اب گرم گذاشته بودم خیلی خوب بود با وجود دردا کاری کرد بگیرم بخوابم
صبح شد دردا منظم نبود دیگه باید میرفتم دکتر از قبل دکتر برام سونو نوشته بود که اگه دردم نگرفت اول برم سونو بدم بعد برم پیشش رفتم سونو دادم و وقت دکترم گرفتم رفتم پیشش سونو رو که دید گفت جاش خوبه بچه هنوز چهار روز دیگه هم بهت وقت میدم اگه دردت نگرفت با این نامه که بهت میدم برو بیمارستان تا بستریت کنن تو همون متب ازم ان اس تی گرفت گفت اونم خوبه و بازم من معاینه تحریکی شدم برای بار سوم
رفتم خونه دیگه این دفعه که دردا میگرفت نمیتونستم تحمل کنم خیلی دردش بیشتر از پریودی بود ولی فاصله اش خیلی بود فکر کنم هر نیم ساعت منو میگرفت تا شب که فاصله اش زیاد بود به خاطر همین دیگه مادرشوهرم نیومد چون به خاطر معاینه ها خیلی لخته خونی داشتم و همچنین درد دیگه حال رابطه نداشتم شاید اگه انجام میدادم خیلی بهتر دهانه رحم باز میشد
خلاصه تا صبح درد کشیدم اینبار دیگه نتونستم بخوابم نامنظم بود دردا ولی فاصله اش کم صبح شد صبحونه خوردم زنگ زدم ماما همراهم گفتم فاصله دردا هر ده دقیقه است چیکارکنم گفت اب گرم به کمرت بگیر تا خیلی نزدیک نشده نری بیمارستان و تا ساعت دو صب کن تا من خودم شیفتم تموم شه بیام مرکز معاینه ات کنم
مامان کمیل مامان کمیل ۲ ماهگی
تجربه زایمان (طبیعی)
🖇پارت 5:
گذشت و من همچنان استراحت مطلق بودم انقباض های نامنظم و درد های ریز و درشت داشتم البته همرو به دکترم گفته بودم و گفتن اگه منظم شد و خونریزی یا ابریزش داشتی خطرناکه وگرنه انقباض ها دیگه کاریش نمیشه کرد ما تا تونستیم بهت دارو دادیم
اوایل اردیبهشت ماه بود 34 هفته بودم و با انقباض های منظم هر سه دقیقه و شدید رفتم بیمارستان و سه شب بستری شدم با وجود استراحت کامل نمیدونم چرا دوباره شدید شده بود درد ها این بار دهانه رحمم دو و نیم باز شده بود
درد و انقباض رو من از 28 هفته تا روز زایمان همیشه داشتم گاهی خفیف و گاهی شدید
37 هفته و 4 روز بودم که با شک بر اینکه ترشح دارم و نکنه این ترشح نشتی کیسه اب باشه رفتم بیمارستان بخش زایشگاه که رفتم معاینه کرد دکتره و گفت دهانه رحم سه سانت یعنی اون انقباض ها که کم کم توی خونه داشتم به مرور کارساز بود و دهانه رحمو باز میکرد با اینکه نامنظم بود
بعد از معاینه و سونو بیوفیزیکال و... خداروشکر کیسه اب مشکلی نداشت و خب دیگه به هفته امن رسیده بودم امپول ریه هم زده بودم و استرسم ازین بود که وزن پسرم کم نباشه موقع تولد،زردی نداشته باشه، درد زایمان چجوریه وووو دغدغه هایی که همه خانومای باردار ماه اخر دارن