۱۳ پاسخ

خیلی دوستت دارم مامان.
قول میدم تمام تلاشمو کنم تا مامان خوبی باشم برات.
فقط سالم و سلامت و به موقع بیا تو بغلم دختر نازم

عمرم قلبم ميگم ٦ماهه تحمل كردي سه ماهم تحمل كن بيا بغلم قول ميدم نزارم هيچ وقت اذيت بشي دارو ندارم فداي تو ميكنم ميگم به زبان تركي اوريممممم بندي🥹

بهش میگم قلب مامان ۵ سال بخاطر داشتنت گریه و زاری کردم ب خدا التماس کردم تو با ارزش ترین دارایی منی سعی میکنم مامان خوبی برات باشم قلب مامان❤️

اینکه خیلی دوسش دارم🥹جونمو براش میدم😭فقط به موقع بیاد بمونه توی دلم همه چیش کامل بشه و بعد بیاد عجله نکنه واسه اومدن🥹زمان بارداری دخترم همش دعا میکردم زود دنیا بیاد ولی الان فقط دلم میخاد بیشتر بمونه تو دلم🥺❤️

تو انتظار سالهای زیاد منی،تو امید زندگیمی.تا ابد ممنون خدا هستم برای نعمت بزرگی که بهم داد.تو بزرگترین‌نعمت خدایی برام

بهش میگم منو ببخش😭

میگم مامان تو قلب منی از وقتی اومدی تو دلم زندگیمون بهار شده بمون باهام جون و عمرم🫀

خیلی دوست دارم مااااامااااانی😍❤️💋🥹

حرف خاصی ندارم 😂😂😂😂
فقط لطفا بهونه گیر و بدغذا و بیخواب نباش
و مثل پدرت باش
اذیتم نکن من حال و حوصله شیطنت پسرونه ندارم روحیه اش هم ندارم

قربون هر لحظه بودنت دختر صبور وقوی من💗تو از دل یه مشکلاتی تونستی سالم بیای بیرون که من حتی فکرشم نمیکردم به اینجا برسونمت...اما توبه زندگی چنگ زدی و خودت جنگیدی برای اینکه دختر من بشی...قربون هر لحظه بودنت میرم پناهِ من...بی صبرانه منتظر دیدنتم💗به موقع بیا بغل مامانی...

بگم تو جون مامان باباتی 🌸✨🤍

خیلی دوست دارم یدونم مشتاقانه منتظر دیدنتم ثمره وجودم خدا تورو برام نگه داره صحیحی وسالم بیای بغلمون نازم

بگم مامانی توروخدا دیگه بیاطاقت ندارم 🥹🥹🥹ب خودم افتخار میکنم ک دارم تحمل میکنم تودلم رشد کنه اماخستم بشدت

سوال های مرتبط

مامان جَوونه یِ نارنج مامان جَوونه یِ نارنج هفته سی‌وچهارم بارداری
ماه هشتمِ عشق من 🤍
از همون روزهای اول… وقتی هنوز فقط اندازه‌ی یه جوانه‌ی کوچولو بودی، هر هفته عکس‌هات رو نگاه می‌کردم و با خودم می‌گفتم: «کی میشه برسم به این هفته؟ کی بزرگ‌تر میشی؟ کی لباسای کوچولوت رو تنت می‌کنم؟» 🥹🤍
و حالا رسیدیم… به ماه هشتم؛ به روزهایی که دیگه شمارش معکوس، دورقمی شده و فقط حدود ۶۰، ۷۰ روز مونده تا بالاخره بغلت کنم… تا صورتت رو ببینم و باور کنم تمام این ماه‌ها، تمام این انتظارها، برای رسیدن به تو بوده. 🥹🩷
این روزها بیشتر از همیشه لباسای کوچولوت رو نگاه می‌کنم، لمسشون می‌کنم و توی دلم هزار بار تصور می‌کنم که تنت کردم و تو رو توی آغوشم گرفتم…
دختر کوچولوی من، مارالِ جانم… 🌸
تو از یک جوانه‌ی کوچولو، شدی تمام دنیای من.
و حالا من فقط منتظرم…
منتظر اون لحظه‌ای که برای اولین بار صدای گریه‌ات رو بشنوم و بگم:
«بالاخره اومدی عشقِ مامان…» 🥹🤍
ماه هشتم بارداری‌مون مبارک، دختر قشنگم…
دیگه خیلی نمونده تا دیدنت.
مامان دلش برای بغل کردنت پر می‌کشه… 🩷👶🏻✨
مامان جوجه رنگی🐣🩵 مامان جوجه رنگی🐣🩵 هفته سی‌وهشتم بارداری
چهارده روز مونده تا تو رو ببینم، قلب من…
و هنوز نمی‌دونم قراره وقتی برای اولین بار می‌ذارنِت توی بغلم، چه حسی داشته باشم.

تو ماه‌هاست توی من زندگی می‌کنی؛
با هر تکونت دلم می‌لرزه،
با هر سونوگرافی برای دیدنت ذوق می‌کنم،
و هر شب دستم رو می‌ذارم روی شکمم و با خودم می‌گم:
«این همون پسریه که قراره یه روز تمام زندگی من بشه…»

چه حس عجیبیه مادر بودن…
هنوز صورتت رو درست ندیدم،
هنوز صدات رو نشنیدم،
هنوز دستای کوچیکت رو نگرفتم،
ولی دوست داشتنت برای من از هر چیزی توی این دنیا واقعی‌تره.

تو فقط قرار نیست به دنیا بیای؛
قراره منم با تو وارد یه دنیای جدید بشم.
دنیایی که توش قلبم بیرون از سینه‌م می‌تپه و من هر بار که نگات می‌کنم، می‌فهمم چرا همه‌ی این انتظارها ارزشش رو داشت.

چهارده روز دیگه،
من برای اولین بار «مامان» می‌شم…
و شاید همون لحظه بفهمم بزرگ‌ترین اتفاق زندگی من، فقط روزی نیست که تو به دنیا میای؛
تمام این روزهاییه که بدون اینکه ببینمت،
با تمام وجودم دوستت داشتم. 🤍

فقط چهارده روز مونده پسرم…
چهارده روز تا بغلت کنم، نگات کنم و بگم:
«بالاخره اومدی پیش مامان…» 🥹🤍