۱۰ پاسخ

خوب خودت یاد بگیر اینور اونور برو، با پسرت حال کنین باهم بیرون
شوهرمنم از ساعت ۸ صبح تا ۹ درمغازست، تا میاد میشه ۱۰ ، پس بشینم خونه هی غصه بخورم؟!
با دخترم میزنیم بیرون میریم خرید و گردش

منم همین عزیزم اگه کار نکنن طفلی ها از کجا بیارن مگه خرج زندگی وایمیسته من تا شوهرم بیاد 12شب به بعده

منکه پسر اولمو انگار خودم تنهایی بزرگ کردم با همه سختی هاش،شوهرم حتی ۴ سال بخاطر کارش ی شهر دیگه بود هر چند روزی یبار میومد،سخته ولی خودت باید از پس خودتو بچه ت یاد بگیری بر بیایی

منم شوهرم کاسبه تو شهر غریبم هستم اما رانندگی بلدم و با دخترم میریم بیرون

عزیزم من راننده تریلیه شنبه تا پنجشنبه کلا خونه نیس جمعه ها میاد شاید بریم تفریحی جایی یا مثلا یه دوسه روز بار نباشه خونه باشه😂دیگه ما باید یاد بگیریم خودمون سرخودمون گرم کنیم به خاطر بچه ام که شده

وای منم همینم وقتی دخترم شوهرمو می بینه میگم این آقای غریبه کیه در این حد ولی ایشالا از فردا میخوام با کالسکه ببرم بیرون ی پیاده روی کنیم یکم خرید کنیم و برگردیم

تنها نیستین.
منم همسرم 10 صبح میره تا 11 شب.
با 2 تا بچه تنهام.
تا بیاد. هم شام میخوریم و خواب.
البته من اینور اونور زیاد میرم با بچه ها. چرا بیرون نمیرین خب؟

عزیزم خودت رانندگی بلد نیسی ؟ماشینو از همسرت بگیر برو خونه مامانت اینا برو بگرد بچرخ
ادم تو خونه با بچه کوچیک روانی میشه

برا من صبح میره تا ۱۱ شب!
همه جا خودم میبرمش
توام پاشو خودت💪

تنها نیستی عزیزم همسر منم هایپر داره از صبح ساعت7.8تا ساعت11.12شب منو پسرم تنهاییم فقط ظهر 1ساعت میاد خونه ناهار میخوره میره منم دلم میگیره ولی چاره چیه

سوال های مرتبط

مامان آدرین مامان آدرین ۱۷ ماهگی
دیشب پسرم خیلی نق میزد ،ساعت خوابش بود و نمیخوابید ،من بودم و کلی ظرف نشسته و پسرم که گریه میکرد ،شوهرم از خستگی دراز کشیده بود و نگاه میکرد ... میدونم واقعا خسته بود ،آرایشگره و از صبح تا ۸ شب سر‌پا و دست تنهاست تو مغازه. ولی من از دستش شاکی بودم ،توقع داشتم‌بیاد بچه رو بگیره که من به کارمم برسم و هم اینکه خسته نشم از گریه هاش. شوهرم پاش درد میکرد و تنهایی داشتم حرص میخوردم ،خیلیییی عصبی شدم و یه مامان عصبانی بودم که هی غر میزدم که پسرم بخواب ،خسته شدم ،ای بابا و فلان... با پسرم بداخلاقی کردم تا اینکه گفتم بابا لامصب بیا بگیر بچه رو یه کم مغزم آروم‌بشه من از صبح دارم باهاش کلنجار میرم. اومد بچه رو گرفت یه کم اروم‌شدم‌،بعد میگم خب میدونم خسته ای ولی وقتی میبینی دارم عصبی میشم و خسته ام‌بیا بچه رو بگیر چند دیقه کافیه تا اروم‌بشم. حالا ایناش هیچی ، اصلا با همسرم مشکلی ندارم و درکش میکنم و اونم همیشه درک میکنه منو ،فقط نمیدونم چرا دیشب انقدر عصبانی شدم و از اینکه با پسرم بد اخلاقی کردم و هی غر زدم ناراحتم و عذاب وجدان دارم