۱۶ پاسخ

دخترمنم همچنان داره میخوره اصلا نمیتونم ترکش بدم

سلام عزیزم پسر من شدیدا وابسته بود طوری که دو تا دو تا داشت یکی دستش یکی دهنش الهی بمیرم براش برام سخت بود از پستونک جداش کنم الآنم یادم افتاد دلم گرفت اشکم اومد انقدر که پسرم پستونک دوست داشت ولی دیگه مجبور بودم بگیرم روز به روز بدتر میشد وابستگیش
من اول سعی کردم روز ازش بگیرم بعدش شب صبح ها قبل بیدار شدن پستونکش قایم میکردم نمی‌داشتم ببینه یه دفعه چند ساعت بهش نمی‌دادم بعد وقتی دیدم که شد روز اش بگیرم شروع کردم شبم ازش بگیرم پسرم عادت داشت به پستونک بخابه شبم از دهنش میوفتاد خوابالو پیدا میکرد میذاشتم دهنش
یه شب که خوابیده بود از دهنش افتاده بود بیرون پستونکش برداشتم دیدم تا صبح خوابید دیگه بهش ندادم یکی دوبار یه کوچولو گریه کرد بهونه گرفت پستونک میخواست همسرم گفت ول کن بچه رو اذیت نکن بده بهش گفتن نه اصلا نمی‌دم داره کم کم از یادش نمیره چرا دوباره بدم ولی خدا رو شکر با اون همه وابستگی که پسرم داشت که من خیلی نگران بودم خیلی اذیت میشیم به خاطر ترک پستونک ولی راحت بود

منم می‌خوام بگیرم
خیلی وابسته اس

من میدونستم بزرگ تر بشه سخت میشه گرفتنش ، همون یک سالو ۳ ماه گرفتم اصلنم اذیت نکرد

اصلا خیلی آسون تر از چیزی ک فکر میکنی من فکر میکردم ی غول جلومه ولی واقعا اونجوری ک تو ذهنم ساخته بودم نبود بااینکه خیلی وابسته بود ۲۴ ساعت تو دهنش بود

سرشو چیدم گفتم خراب شده دادم دستش خودش واسه همه تعریف میکرد خراب شده
و همش میخورد می‌دید نمیتونه و می‌انداخت بیرون
۳ شب اذیت شد
روز ۴ کلا انگار ن انکار ک وجود داشته
حتما لچین سرشو بده دستش
بفهمه واقعا خراب شده
بعدم بهش بگو طوری نیست اصلا
پاره شده
تو دیگه بزرگ شدی نباید بخوری تشویقش کن ک‌خودشم بفهمه زیاد اهمیتی ندارع

منم نگرفتم فعلا🥲خیلی سختمه

من ۲ سال و یک ماه ازش گرفتم به روش بریدن اصلا برای من تدریجی جواب نبود چون از صبح تا شب تو دهنش بود حتی موقع خواب اگه از دهنش تو خواب میوفتاد بیدار میشد دنبالش میگشت و براش گریه میکرد سختیش برا من ۳ روز بود و تمام

دختر من هرجووووری بود پستونکو میخورد حتی میجوید پاره ش میکرد یبار گفتم بزار کلا پاره شه دبگه نمیخوره پستونک کلا سرش دراومد ولی همون پاره رو مبخورد باز
یه بار اومدم بگیرم خیلی گریه کرد شوهرم دلش سوخت داد بهش دوباره دوماه بعدش به فکرم رسید تو پستونک پاره ش مولتی بریزم از اون مولتی بدش میومد ریختم دادم بهش زود انداخت بیرون گفتم ننداز دیگه بخور گفت نه نمیخوام
بیدار میشد لالایی میدادم یا تو بغلم میخوابید هرسریم میگفت پستونک دوباره مولتی میریختم میاوردم میگفت نمیخوام تا دیگه یادش رفت فک کنم ۱۰ روز طول کشید تا یادش بره

دختر من واقعا خیلی اذیتم می‌کنه وقتی بخای از چیزی بگیری اما پستونکشو انقد تو دهنش بود دکتر گفت ندین پستونکش سرش پاره کرد هر بار که میخواست نشونش میدادم گفتم خودت خراب کردی درست نمیشه سه شب فقط گریه میکرد اما دیگه تا صبح خوابید دیگه وسط نصف شب بیدار نمیشد اونم چند بار از بس میمکید گشته میشد الان شکر راحت شدم دیگه

منم دماغمو عمل کردم پسرمو دادم خواهرشوهرم یکی دوروز نگه داره دیدم پستونک ازش گرفته اولش خیلی ناراحت شدم چون گفتم تیام خیلی وابسته پستونک بوده من پیشش نبودم چقد عذاب کشیده چون خودم دوبار اومدم بگیرم تب کرد قهر کرد غذا نخورد دیگ الان ۱۶/۱۷روزه نخورده ولی خیلی پرخاشگر شده کلا عصبی شده از ی لحاظم میگم دست خواهرشوهرم درد نکنه اازم سختیش برای اون شد با دخترش بازی کرده سرگرم شده پستونک نخواسته

بعد ۵ روز هم کلابیخیالش شد
طی ۵روز هی اسمشو میورد میخاستش منم هرسری میگفتم گربه بردش
البته پسر من ۱ سالو نیم بود ک ترکش دادم
براهمین بعد۵روز یادش رفت پستونکو

پسرمن گربه خیلی دوس داره
موقعی ک ازپستونک گرفتمش گفتم بو میدادپستونکت گربه بردش تو خیابون
چون عاشق گربه اس دیگ قبول کرد ک گربه ببرش😂

پسر منم بشدت وابسته بود طوریکع وسط غذا میگفت می می بده ولی سرشو سوراخ کردم میذاشت دهنش بدش میومد گفتم عه دیگ خراب شده شما دیگ بزرگ شدی می می ت پارع شده دندون داری خودش پرتش کرد هربار که گفت گفتم خودت پرتش کردی دیگه ولی دوشب پشت هم شبا توخواب بهونه میکرد و گریه دیگ کم کم یادش رفت کلا دوشب اذیت شد

دخترمنم بشدت وابسته پستونک بود دوماه پیش رفتیم مشهد از بس بیرون بردیمش وبازی یادش می‌رفت بگه. ولی هرز گاهی تو خواب گریه میکنه ممه یا داره بازی میکنه یادش میاد گریه میکنه دیگه حواسشو پرت میکنم تا یادش بره

یه دفعه ازش بگیر یه چند روز اول اذیت میشه ولی بهش نده فرم دندون های بچه خراب میشه ها . منم یه دفعه ازش گرفتم چیزی که دکتر بهم گفت . یه چند روز اول موقع خواب خیلی اذیتم میکرد منو میزد پیشم نمیخوابید شبا . روز اول ظهر اومد بخوابه دید پستونکش نیست راه می‌رفت تو اتاق میگفت ای خدا چیکار کنم ای وای 😂🥹 خیلی روزای اول سخت بود بعدش دیگه عادت کرد خداروشکر

سوال های مرتبط