۱۲ پاسخ

بردیا میگه خصوصی😊
یادش دادم هرکسی نباید دست ب خصوصیش بزنه یا ببینه
فقط منو بابایی اونم وقتی میره دسشویی یا موقع تعویض لباس

سلام شناخت به مرور زمان و با رشد بچه به دست میاد و لازم نیست وقتی خود بچه کنجکاوی نداره این طور مستقیم و بی پرده در مورد این مسئله صحبت کرد. اگر قابل مطرح کردن هست با مادرشوهرتون حرف بزنید که دیگه به این شکل با بچه صحبت نکنن. اگر بچه از خود شما پرسید و کنجکاوی کرد میگیم عضو خصوصی بدن هست و توضیح میدیم کسی اجازه نداره ببینه و شلوار می پوشیم و این حرف ها در حد سن خودش (پیش بقیه لباس عوض نکنید (مخصوصا مادربزرگی که گفتید) و اجازه ندید جلوی بقیه بدون لباس باشه تا کم کم حریم را یاد بگیره)

دخترم خیلی وقته بهش یاد دادم خصوصی میگه بهش

مادر شوهرت از مال شو۶رش سیر نشده میخواد مال بچه توام ببینه؟!چقدر بی فرهنگ و بی شعور و سطح پایینه

اره پدرشوهر منم هی ی چیزایی میگه والا چرا اینا عقل ندارن بچه اگه هم ندونه اینا یادش میذن

من بهش یاد دادم‌کسی نباید به اینجا هات دست بزنه حالا به شوخی عمش دست به باسنش میزنه میگه نکن بدههههه به همین غلظت هم میگه 😂

وای چه سم😂حتما توضیح بده که تربیت جنسیش خراب نشه واینکه فکرنکنه چون پسره ایرادی نداره امار ازار اذیت تجاوز به پسرا بیشتر از دختراس بهشون بگو بفهمن

کارش خیلی اشتباهه اون چیه ببینم ینی چی خب بچه یاد میگیره ه هر کسی نشون بده ببخشید ولی مادرشوهرتون مگه عقده ای هست ندیده تا حالا ک میگه بیا ببینمش

آره میشناسه میگه شمبل مثلا دسشویی بره بیاد کسی نگا کنه میگه نگا نکن زشته 😅یا مثلا بگن این چیه میگه عه زشته

وای چقد خندیدم
یعنی چی بهش میگه ببینمش چیز بد یاد بچه میده
تربیت قدیمیا تو حلقم...

اون چیه ببینمش؟😵‍💫🥶

ماددشوهرتون خیلی اشتباه میکنه و بی حیا تشریف داره...خود بچه چیزی نمیگه اون داره کنجکاوش میکنه

سوال های مرتبط

مامان کامیار و لیانا مامان کامیار و لیانا ۲ سالگی
سلام مامان های عزیز
این روزها خیلی حال خرابی دارم نمی‌دونم چکار کنم؟
بچه ها خیلی اذیتم میکنند. اصلا نمیذارن که من یه لحظه هم بشینم وقتی موقع خواب میشه پسرم با این که چند لحظه قبلش بهش آب دادم بازم میگه آب می‌خوام. بعد تا میام دراز بکشم میگه برام کرم دست بزن بعد دوباره این کار رو که انجام میدم میگه پتوی صورتی روی من بنداز. دخترم هم که نمی‌ذاره یه لحظه هم بشینم. از اون طرف هم شوهرم مدام از من ایراد میگیره . و حتی روز پنجشنبه موقع نماز خواندن پسرمون اومد دور و برش و بپر بپر میکرد که شوهرم اذیت میشد منم داشتم غذا درست میکردم که یک دفعه دیدم شوهرم بچه رو زد منم خیلی عصبانی شدم چون بارها بهش گفته بودم بچه رو نزن. بعد اومدم خیلی یواش به بازوی هسرم زد ولی اون اومد من رو خیلی کتک زد و الان همه جام کبوده و درد می‌کنه. کلا این روزها خیلی حالم داره از همه چی بهم میخوره. بارها فکر خودکشی اومده تو ذهنم بخاطر بچه ها کاری نکردم. خیلی خسته هستم خیلی. اصلا نمیتونم خشمم رو کنترل کنم. مدام خودزنی میکنم. نمی‌دونم چکار کنم خیلی حال خرابی دارم. تو رو خدا نصیحتم نکنید اصلا ظرفیت ندارم فقط من رو راهنمایی کنید
این نون رو هم امروز درست کردم.