#واقعا خانواده چه قدر تاثیر داره در پیشرفت یا پسرفت ما؟
آیا اصلا تاثیری داره؟
بیاین امشب در این مورد گفت و گو کنیم
چه قبول دار باشیم چه نباشیم؛ خانواده ها تاثیر فوق العاده زیادی دارن در زندگی ما.
اونا میتونن با اعمال و رفتار درست ما رو صدسال جلو بندازن..یا با اعمال اشتباه ما رو صد سال عقب بندازن..یا ما رو در همون حدی که هستیم نگه دارن
به عنوان مثال تصور کنین شما از همین الان واسه فرزندتون بیمه عمر رد کنید و اینکه هر ماه حتی بسیار بسار اندک واسش یه الیزابت میخرید
و تصور کنین که من اینکارو انجام نمیدم به هزاران بهانه.

بچه ها بزرگ میشن و در ۲۰ سال آینده شما برای فرزندتون ۲۴۰ عدد الیزابت دارید و بیمه عمر.
و من هیچ...
آیا این پول نمیتونه کمکی باشه مثلا برای خرید خونه؟ یا برای پیشرفت کسب و کار ؟

خیلی ها میگن خدا بزرگه...بله خداوند بسیار بزرگه اما نه واسه کسی که تدبیر نداره و دست روی دست گذاشته
خداوند میگه از تو حرکت از من برکت.😍❤
خیلی ها میگن خدا رو چه دیدی شاید این قدر موفق شد که نیاری به ما نداره .بله حرف شما درست اما آیا شما نمیتونید از اینی که هست موفق ترش کنین؟ ☘🌿
در واقع من میگم همه میتونن باعث پیشرفت فرزندشون باشن
قبل از اینکه به افراد موفق نگاه کنید به خانواده شون نگاه کنین و میبینید چه قدر در این مسیر نقش داشتن.
اینکه خانواده خنثی باشن همه بار زندگی رو به دوش فرزند میندازن و فرزندشون در همون جایی که هست میمونه و درجا میزنه...
اگه کتاب اثرمرکب رو بخونید که واقعا پیشنهاد میدم بخونید؛ در همین مورد صحبت میکنه و میفهمید که کارهای به ظاهر کوچیک اما مداوم چه تاثیراتی فوق العاده ای دارن.☘🌿
بارداری شیر شیشه پستونک زایمان واکسن تب بچه پوشک

۹ پاسخ

بله صحبح ولی وقتی پولی نباشه ک بخایم الیزابت یا بیمه عمر رد کنیم چ کنیم .با این شرایط اقتصادی خیلیا توان همچین کارایی تدارن پس قطعا نمیشه گفت برای پیشرفت بچه اشون کاری نکردن

خانواده خیلی تاثیر داره خیلییی..
منی ک از زیر صفر شروع کردم بچه بودم ازدواج کردم و تک دختر فقط ۱۵سالم بود ۱۵میلیون وام ازدواجی دادن فقط همون واسم وسیله گرفتن اونم ن به سلیقه خودم‌..ن لباسشویی داشتم ن مبل ن حتی پشتی ن حتی یه ماکروفر هییییچ من شوهرم از زیر صفر شروع کردیم شوهرمم مثل من بود وام ازدواجش و بالاخره طلا و خرج عروسی و ایناهم بود هیچکس حمایت نکرد ازمون ما الان بعد ۸ سال همچنان ضعیفیم ن وسیله ی خوبی داریم ن خونه اگه یه حامی بود قطعا بهتر میشد زندگیمون هروقتم میگفتم من جهاز نبردم درست حسابی میگفنن خیلیم زیادیت بود 🙃

شما پول و اقتصاد رو میگی که من کاملا قبول دارم ،ولی در کل پدر و مادر با عقل شونم میتونستن کمک مون کنن ، تو درس تو ازدواج توتصمیماتمون ، کلا پدر و‌مادر آگاه خیلی خوبه ، اینکه بتونی با بچه ات حرف بزنی و‌ رابطه دوستانه داشته باشی و درست راهنماییش کنی خیلی مهم تر از پوله ، خدا کمک کنه حداقل ما جوونا پدر و مادرای خوبی بشیم

عزیزم الیزابت چیه

حرفت کاملا درسته ولی با بیمه مخالفم همون پولو بدی طلا بهتره یا سهم طلا، بیمه پول خودمونو بعد از چند سال به خودمون برمیگردونن با اندک سود

من با حرف شما خیلی موافقم
من همسرم تقریبا با خیلی کم شروع کرد
همسر من به شدت آدم مسئولیت پذیر
نه فقط برای زن و زندگی کلا برای خانواده هم همین بود
ولی متاسفانه خانواده همسرم بجای اینک ی پس انداز برای همسرم بذارن کنار همشو دادن تو شکم داماد
ما وقتی ازدواج کردیم عروسی گرفتن و طلا هم خریدن(البته عروسی چیزی ک خودشون میخواستن) همسرم حقوقش پایین بود چند ماه اول یکم سخت بود ما دوست بودیم ی وقتا بیرون میرفتیم همسرم پول نداشت درصورتی ک خانوادش نوه رو میبردن وسیله بگیره
بماااااند ک کمتر از یکسال بعد عروسی کار همسرم عوض شد با تلاش خودش و سختی دوتامون البته درسش تموم شد خودمم کار میکردم و دیگ زندگیمون خیلی بهتر شد
اینک میگم خیلی بهتر منظورم این نیست ک خونه فلان نه ی خونه کوچیک تو منطقه پایین تهران و ی ماشین ایرانی ولی خب نسبتا خوب و خداروشکر از لحاظ پوشش و خوراک خیلی خوبیم
ولی با تمااااام اینا همسرم همیشه حسرت میخوره میگ کاش خانواده بیشتر هوامو داشتن ک اول جوونی انقد بهم فشار نیاد
همسر من الان تازه ۲۹ ساله شده🥰

حرفت طلاس
ولی وقتی پولی نیست ک برای الانش هم خرج کنیم چکار میتونیم بکنیم برا پس انداز؟

خونواده صد درصد تاثیر دارن من اگ‌خونوادم پشتمو میگرفتنو و ۱۳ سالگی نمیدادن شوهر منو ... شاید زندگیم جور دیگ ای بود حداقل ازین بهتر نصیبم میشد شاید البته ..

الان این تبلیغ بیمه عمر بود؟

سوال های مرتبط

مامان ارسلان مامان ارسلان ۱ سالگی
تا حالا شده عمیقاً به این موضوع فکر کنین که چرا میگن بهشت زیر پای مادران است؟
آیا به خاطر حجم کار مادر؟ حجم خستگی مادر؟ دغدغه فکری مادر؟؟؟
خب اگه به این خاطره که مرد بیشتر دغدغه داره چون مسئولیت کل زندگی روی شونه مرده..یا مثلا از صبح میره سرکار و حسابی خسته میشه..
میدونید من فکر میکنم دلیلش خیلی عمیق تر از این حرفاست ..خداوند به خاطر این دلایل واهی ، بهشت رو زیر پای ما نمیکنه..

یه سری ویژگی هایی هست که در وجود هر کسی باشه لیاقت بهشت رو داره.مثل ایثار..از خود گذشتگی..سخاوت و بخشندگی..صبر..بدون منت کار کردن..توقع نداشتن..کمک کردن و ...
که این ویژگی ها ؛ بعد از به دنیا اومدن بچه ؛ به تمامه در وجود ما شکل میگیره.
این فقط مادره که خودش از شدت خستگی داره ضعف میره اما تا بچه نخوابه، خودش نمیخوابه
این مادره که خودش از گرسنگی داره ضعف میکنه اما اول دلش میخواد شکم بچه شو سیر کنه
فقط مادره که حاضره خودش نخره، اما واسه بچه اش بخره
خودش کمتر بخوره تا بچه اش بیشتر بخوره
واسش همه کاری انجام میده بدون منت..بدون توقع..

اینا کارهای راحتی نیست فکر میکنین یه مرد به صورت متوالی چندبار میتونه این میزان از خود گذشتگی ها رو انجام بده؟

در واقع وجود بچه، ما رو به مرتبه عالی کمال میرسونه.😍

حالا نظر شما درمورد این جمله " بهشت زیر پای مادران است" چیه؟


پوشک بارداری شیرخشک بارداری زایمان تب پستونک شیر
مامان نارگل و نارین مامان نارگل و نارین ۵ ماهگی
مامان ها یه مسئله ای هست خیلی ذهنم رو درگیر کرده و حس میکنم اشکالی در اون هست
دختر من یه دختره بسیار بسیار باهوش و در عین حال آرومه
حرف زدنش خیلی عالیه
بازی کردن هاش
کنجکاوی هاش
روند تکاملش بسیار عالیه
تو خونه خودمون یا با خانواده خودم هیییچ مشکلی نداره
اما به محض اینکه بیرون از خونه میریم پارک مرکز خرید یا کلاس های مادر و کودک خونه اقوام

در مرحله‌ی اول غریبی و گریه میکنه بعد هم ساکت و آروم میشینه تو بغل من و باباش و کل مجلس اخم داره شاید یه ربع نیم ساعت آخر یکم فعال میشه در حد اینکه بلند میشه سر جاش و مثلا یه میوه ای برداره


اصلا شیطنت نمیکنه اصلا تحویل نمیگیره دیگران رو
دیگران با خوشرویی باهاش صحبت میکنن ولی دخترم اصلا تحویل نمیگیره میگن بای بای کن نمیکنه
میگن بگو فلان چیزو اسمش رو بگو نمیگه
مثلا بوس میفرسته برای خودمون ولی بیرون نه

در ظاهر این رو نشون میده که استعدادی نداره درصورتی که در واقعیت عکس این قضیه هست

من خیلی نگرانم نمیدونم باید چکار کنم طبیعیه یا نه با روانشناسی در میون بزارم یا نه
کسی مشکل من رو داره🥺
مامان ارسلان مامان ارسلان ۱ سالگی
یه تاپیک هم بذاریم واسه کسایی که از تاپیک قبل یه تروما ساختن..
یادمه تازه عقد کرده بودیم و قبل از عقد یه مشاور به من گفت اگه میخوای با شوهرت گرم باشی باید 4 ویژگی داشته باشی
هم خواب،هم سفره، همسفر و هم صحبت
اما این 4 ویژگی،خیلی حداقل بود واسه ما. یعنی واسه داشتن یه زندگی پرنشاط اصلا کافی نبود..مثل خوردن نون خالی صرفا برای زنده موندن..یه رابطه عالی در کنار این 4 ویژگی به خیلی چیزهای دیگه هم نیاز داره مثلا چی؟
اینکه شما و خانواده تون مثل کوه پشت خواسته های شوهرتون باشید مثلا اینکه نظر خانواده تون رو به همسر تحمیل نکنید اینکه شما و خانواده تون نظر شوهرتون رو در هر کاری، کوچک وبزرگ جویا بشین
اینکه خانواده شما دامادشون رو ،سفر ببرن..رستوران ببرن...تفریح و حال خوب بهش بدن
اینکه دختر و دامادشون اولویت اول زندگیشون باشن
اینکه شما در هر کاری که به شوهرتون ربط داشته باشه، کم نذارید چه خرید یا هر چی
اینکه پست های قبلی درمورد رابطه رو بهش عمل کنید و رابطه صرفا محدود به رختواب نبینید
اینکه دائم و در هر شرایطی دلشو ببرید
اینکه با حفظ اقتدار مرد، مسئولیت پذیرش را 100 برابر کنید و کنار هم کیف کنید
و...
اینا چیزایی بود که وقتی رعایت کردم دیدم بله صرفا اون 4 ویژگی که مشاور میگه برای شور و نشاط زندگی کافی نیست .
اینا چیزایی نیست که صرفا با یه خوابیدن کنار هم به وجود بیاد یا با نخوابیدن از بین بره...
ما باید متناسب با حال خوب خودمون و همسرمون تصمیم بگیریم و تمام قد پای اون تصمیم بمونیم و این به معنی جبهه گرفتن نیست❤😍

بارداری زایمان شیر شیرخشک تب واکسن پوشک پستونک بچه
مامان ارسلان مامان ارسلان ۱ سالگی
بچه ی نق نقو و بهانه گیر، همینطوری خود به خود نق نقو نشده..بچه در صورتی ارام و شاده که نیازش به کشف و کنجکاوی پاسخ داده بشه.یعنی وسایلی که خطری نداره رو راحت دست بزنه..پخش کنه..بریز بپاش کنه کیف کنه کشف کنه.
به گل ها آب بده حتی اگه آب بریزه رو سرامیک( طی میاریم با آموزش خشک میکنیم) حتی اگه خاک بریزه رو فرش(جاروبرقی میاریم)حتی اگه در روز 10 بار کشو خالی کنه هر 10 بار با آموزش جمع میکنیم
اینکه میگن بچه داری عشق میخواد و صبوری کاملا حقه.
شما نگاه بکن به مادری که حوصله داره و مادری که خیلی حوصله نداره..و تفاوت نق نق بچه هاشون رو مقایسه کن..
مادر چه قدر زحمت میکشه برای غذای خوب..تمیزی بچه...پوشک سروقت..خونه مرتب..اما اینا خودش به تنهایی بچه آروم و شادی نمیسازه فقط حال خوب به ما میده که واسه بچه همه کاری کردیم
در حالی که نیاز بچه در این سن فراتر از اینه..
بچه ی نق نقو الکی نق نقو نشده...همه چیز ریشه داره..حتی ممکنه ریشه درمانی باشه
این تجربه من بود در مسیر آروم کردن یه بچه ی به شدت نق نقو و بهانه گیر...
مامان آلوچه😍 مامان آلوچه😍 ۱ سالگی
می خوام یه کوچولو درمورد مرز گذاری ها براتون بگم 👶🏻👶🏻👶🏻👶🏻👶🏻👶🏻👶🏻👶🏻

بچه ها در ابتدا خیلی خیلی باادب هستن 🤭اون چیزی که یدفعه ورق یک کودک رو بر می گردونه رفتار های ماست🙂

مثلا شما در ابتدا وقتی میخواد به کودک خط خطی کردن رو یاد بدید یک کاغذ و یک مداد در اختیارش قرار میدید
بعد از آموزش اما زمانی که کودک خارج از تایم نقاشی مداد ببینه هر جایی که در ذهنش شبیه کاغذ باشه رو کاغذ تصور می کنه و نقاشی می کنه
در مرحله اول بعد از این اتفاق اگر مادر ناراحت عصبی و پرخاشگر یا کاملا برعکس مشتاق و خوشحال بشه کودک وارد فاز لجبازی و یا عدم شناخت رفتار صحیح می شود ….
باید چهره در حالتی کاملا خنثی و بدون هیچ بار معنایی حامل پیامی مشخص باشه قرار بگیره از کودک در خواست شود که مداد را به مادر تحویل دهد ومادر کاغذ را برای کودک به همراه مداد به همان شیوه ی ابتدایی بیاورد و کودک را تشویق به نقاشی در کاغذ بکند 🙂🙂

مامان جان اگر می خوایی در آینده نی نی وقتی از پوشک گرفتی خطا نده و امثال اینهاااااا یکم مرزگذاری رو جدی بگیر 🙂🙃🙃🙃🙃

چند نمونه رو مثال می زنم شما در این قالب که توضیح دادم تصور کنید
دست زدن به وسایل دیگران
وارد شدن به فضای خصوصی
استفاده ناصحیح از اسباب بازی
وارد حیطه خطر شدن /چاقو/قیچی
قشقرق به پا کردن برای رسیدن به هدف
،
،
،
مامان ارسلان مامان ارسلان ۱ سالگی
از وقتی که پسرم به دنیا اومده مادربزرگ شوهرم به خاطر علاقه ای که به پسرم داره کاملا سرزده بدون اطلاع قیلی میاد به پسرم سر بزنه .یهویی میبینیم یکی آیفون خونه رو زد.گاهی که یهویی میبینیم یکی داره زنگ در ورودی را میزنه.
از اونجایی که با این پا دردشون این مسیر رو پیاده میان خیلی ارزشمنده و من نهایت احترامو میذارم و با مهربونی پذیرایی میکنم اما من ممکنه ظاهرم یا خونه ام مناسب نباشه
هر روشی امتحان کردم جواب نداد
گفتم مادرجون حداقل اطلاع میدادین که یه چایی بذارم گفت نه مادر میخوام زحمت نیفتی
دفعه بعدی گفتم مادر جون اطلاع بدین که با این پادرد این مسیرو نیان و ما خونه نباشیم
گفت اشکال نداره مادر پیاده روی هم خوبه
دلشم ندارم که ترش کنم دلش بشکنه یا الکی اعصاب خردی با همسرم درست کنم
دیدم اونو نمیتونم تغییر بدم اما خودمو میتونم..رفتم دو سه دست ست خونگی شکیل خریدم( توفیق اجباری)
به ظاهر خونه بیشتر از قبل بها دادم و از این موضوع فرصتی ساختم برای انجام کارهای عقب مونده..
حالا وقتی مادرجون بیاد با خوشحالی میگم چه قدر خوب شد اومدید و من میتونم فلان کارمو انجام بدم و ایشون هم میگه برو شما سرکارت من بازی میکنم با گل پسر😍
میخوام بگم به جای گله و شکایت از هر فرصتی برای رشد استفاده کنین🌿☘
منیره منیره قصد بارداری
سلام به همگی
بعد از مدت ها اومدم گهواره یک کتاب معرفی کنم و برم. متن زیر که نوشته ی خودم هست معرفی کتاب مورد نظر هست.


سلام به مادران عزیزم.
راستش من تازه کتابخوانی را به صورت مستمر شروع کردم و امیدوارم همچنان ادامه پیدا کند. اما واقعا چنان از خواندن این کتاب لذت بردم که به خدای خودم گفتم خدایا خودت توفیق بده از این به بعد همچنان به این فعالیت فرح بخش و آموزنده ی کتابخوانی ادامه بدهم.

✅*و اما معرفی کتاب «مثل نهنگ نفس تازه می کنم» از دیدگاه خودم.*

این کتاب رو به توصیه یکی از دوستانم شروع کردم. فکر کنم آخرین بار یک دانش آموز دبیرستانی بودم که یک کتاب چند صد صفحه ای را با اشتیاق چند روزه خواندم و تمام کردم. این دومین کتاب است که با اشتیاق در عرض چند روز از نرم افزار طاقچه خواندم و تمام کردم و حتی یک نسخه چاپی را برای خودم سفارش دادم که تا آخر عمر برای خواندن چندباره همراهم باشد.
شاید بپرسید این همه اشتیاق برای چه؟ اشتیاق داشتم چون با تمام دل مشغولی های زنانه و مادرانه ام همراهی کرد و در آخر یک دیدگاه جدید برای نگاه کردن به زندگی به من هدیه داد.

دوستان من

اگر استعدادهایی دارید که به خاطر نقش همسری و مادری نتوانستید به آن ها بپردازید و حالا دل مشغول این هستید که پس تحصیلم چه؟ کارم چه؟ و.....
ادامه در کامنت👇👇👇
مامان آنیسا خانوم🍩👶 مامان آنیسا خانوم🍩👶 ۲ سالگی
حالت صورت و لحن صدای ما، دنیای بچه‌هامون رو شکل می‌ده. 🤱
قبل از اینکه حرف بزنن...
قبل از اینکه کلمات رو بفهمن...
دارن ما رو نگاه می‌کنن.

این تحقیق معروف در مورد رشد نوزادها نشون داد که:
اگه مامانشون ترسیده باشه → بچه جلو نمی‌ره
اگه لبخند زد یا با صدای آروم و مهربون حرف زد → بچه با خیال راحت رد می‌شه
به این می‌گن ارجاع اجتماعی (Social Referencing)
یکی از اولین نشونه‌های رشد هیجانی بچه‌هاست.
جایی که نوزاد از احساسات ما یاد می‌گیره که یک موقعیت امنه یا خطرناک.

این تحقیق بهمون چی می‌گه؟
• ترس‌های بچه‌ها از خودشون به‌وجود نمیان، از واکنش‌های ما رشد می‌کنن
• حالت صورت و لحن صدامون نقش مهمی تو رشد احساسات بچه داره
• بچه‌ها حس امنیت رو با ارتباط و حس‌گرفتن از ما یاد می‌گیرن، نه با کلمات

✅ یک تمرین.....
این بار که عصبانی شدین صداتون رو ضبط کنین
و یا برید جلو آینه و خودتون رو با اون چشم های از حدقه در اومده و نگاه خشمگین تماشا کنین.....
از خودتون وحشت نمیکنین ؟
وقتی میخندین خوشگل تر نیستین ؟
وقتی با آرامش جواب میدین خوش صدا تر نیستین ؟