۱۱ پاسخ

به غیر خودم یچه رو به کسی نسپردم حتی مادرم

حالا برعکس من همه چی میدم مامانم میگه نده براش خوب نیس

خدا مامانمو برام نگه داره در مورد ارمان هركاري بخواد بكنه از من اجازه ميگيره يا ميگه خودت انجام بده من به بقيه كارا ميرسم اگه خوابم بياد زنگ ميزنم مياد بچه رو نگه ميداره راحت ميخوابم من

مادرشوهر من غذاهاش از شوری به رده انگار ادم داره سنگ نمک میخوره بعد مدام پیله میکنه به من که چه حوصله ای داری غذا جدا درست میکنی ول کن بابا ، گفتم درست نکنم بیام غذاهای شور شما رو بدم بهش ؟
گفتم مگه من کار بدی میکنم غذاهای مخصوص به خودش درست میکنم ؟ از خداتونم باشه انقدر به نوتون رسیدگی میکنم
دییییگه بیخیال شد هیچی نگفت

کلا قدیمیا فکر مبکنن هرکاری اونا بکنن درسته و ما هیچی سرمون نمیشه چون جوونیم

خب حالا اون بنده خدا چکار کنه که بچه تومزاجش اینجوریه ،بنده خدا از سر محبت اینکارو کرده

دختر منم همیشه ب پسرم موز میدم شکمش کار میکنه الان پری روز کار نکرد دیشب کار کرد بچم تا دفع کرد هزار بار کبود شد خیلی بد بود منم دستمو داغ کردم بهش ندم

مامان منم همینه
خیلی ام بدتر
یکسره بچمو می‌بوسه بوس ابدار
میگم دوست ندارم انقد بوسش کنی گوش نمیده
بچم خوابه بیدارش می‌کنه میگم نکن بزا بخوابه اصن نمیگه تو کی هستی که حرف میزنی با رفتارش بهم میگه تو چکاره ای
امشب دیدمش یکاری کرده که اصن نتونستم از فکرش بخوابم و عصبی ام!!!
تب خال زده بوده بعد من ندیده بودم
با همون تبخالش صدتا ماچ کرده به بچم
بعد که متوجه شدم گفتم بویش نکن واگیر می‌کنه گفته باش دگ بوسش نمیکنم.
دوباره بعد چند دقیقه دیدم بوسش کرده

خیلی خستم از دست این اخلاقاش
شوهرمم اگه باشه تو این موقیتا بعدش باید چند روزی باهم دعوا کنیم بخاطر این اخلاقا مامانم

مامان منم معتقده بچه باید همچی بخوره تا بزرگ بشه🙄حرص میخورم از دستش ولی چاره چیه

وای منم از دست مامانم خیلی حرص میخورم

دیگه شده عزیزم حواستو بده از این به بعد الان حرص بخوری فقط اعصاب خودتو داغون میکنی

مث مادرشوهر من ک دیشب میخواست به دخترم برنج و خورشتی ک توش از این فلفل تند سبزاس بده😑😑

سوال های مرتبط

مامان قلبم🩷🐣 مامان قلبم🩷🐣 ۹ ماهگی
مامانم اومده خونمون بعد صبحونه من داشتم ظرف میشستم دخترم گریه کرد خوابش میومد مامانم گفت تو بیا بخوابون من می‌شورم خلاصه شیر درست کردم آوردم دخترم داشت میخورد مامانم برگشته میگه شیر خشک میدی نمیدونی که کی بچه گشنس گشنه نیس منم گفتم مگ سینه دادنی آدم می‌فهمه گفت اره دیگ سریع در میاری می‌ندازی دهنش میخوره گفتم چه ربطی داره آخه همش همینو میگین مگه فلانی به بچش شیر نداد بزرگ نشد گفت ن من چیزی نمیگم که گفتم تو داری به یه مادر اینجوری میگی حرفت اصلا درست نیست گفت مگه چی گفتم منم گفتم داری حس عذاب وجدان میدی به من که شیر خودمو نمیخوره بچه مگه شما شیرخودتو دادی چیشد من اصلا دوست دارم شیرخشک بدم گفتم اصلا جایزه واسه شما که شیرخودتو دادی من نمی‌خوام به هیچکس هم ربطی ندارد دوست دارم شیرخشک بدم بعدشم بدون هیچ حرفی بلند شد رفت واقعا خسته شدم من خودم مادرم میفهمم از خدامه بچم شیر خودمو بخوره ولی نخورد چون شیری نداشتم که بخوره این حرف یعنی چی اون همه تلاش کردم هیچکس ندید اون روزا و یادشون رفته با گریه به بچم سینمو میخواستم بدم زرتی میرفتن شیرخشک درست میکردن که گریه بچرو در نیار الآنم از من طلب کارن فکر میکنن واسه من مهم نیست مگه میشه
مامان سامیار🐻🤎 مامان سامیار🐻🤎 ۶ ماهگی
فقط گاهی یکم بیش از حد وارد ماجرا میشن
این جمله رو صد بار تو ذهنم مرور کردم و امروز با تمام وجودم حسش کردم درسته نوه خیلی شیرینِ براشون ولی بعضی وقتا یه سری کاراشون که از روی دوست داشتن هست باعث میشه بچه اذیت بشه
دیروز من همراه با فرنی موز دادم به بچم و هر روز همینکار و میکنم مشکلی پیش نمیاد بعدازظهر رفتیم خونه مادرشوهرم دیدم موز اورد هی خواستم بگم بهش دادم شما ندین دیگه باز گفتم شاید ناراحت بشه و حالا دوست داره بده بهش چیزی نگم و اونجاهم موز خورد و از دیشب نمیتونه دسشویی کنه و فقط گریه میکنه شیاف هم چندبار گذاشتم میده بیرون هر راهی و امتحان کردم ولی نمیتونه دسشویی کنه و منِ مادر پر از عذاب وجدانم که چرا نگفتم نده بهش امروز خورده و حس میکنم در حق بچم ظلم کردم😔
اینقدر منو شوهرم حرص خوردیم که جفتمون حالمون بده امشب فهمیدم شوهرم به پدرش گفت با مامان صحبت کن یکم جلوی ذوق و احساساتش و بگیره بچم خیلی اذیت شد..
میدونم خیلی خوبه که نوه رو دوست داشته باشن ولی این دوست داشتن زیاد باعث میشه بچه اذیت بشه مثلا من میگم هندونه به اندازه کافی خورد دیگه بهش ندید دل درد میشه مادرشوهرم میگه گناه داره ببین نگاه میکنه دلش میخواد هنوز اشکال نداره که آبه اینا و من نمیدونم چی بگم بذارم بچم اذیت بشه یا جلوی همه اینا وایسم