قسمت 15
خلاصه اینکه آزمون نتونستم شرکت کنم بعدش حدودا ویارم تموم شد آزمون بانک رفاه شرکت کردم یه ماه خوندم اینقدر رقابت سنگین نمره ها بالا بود قبول نشدم دیگه همینطور با بابام بحث کرده بودم که به اون خواهرم خونه دادی من بچه ات نبودم منم زیر دست خانواده شوهرم هستم به اون خواهرم پول دادی ناخون کاری یاد گرفت الان سالنی زده منه بدبخت هیچی دیگه با بدبختی 40 میلیون پول داد برم هنری یاد بگیرم اول میخواستم برم تتو یاد بگیرم دیدم خیلی هزینه میخواد مدل پیدا کردن سخته دیگه با کلی تحقیق ناخون کاری انتخاب کردم ولی اینم وسیله هاش خیلی گرونن توی حاملگی رفتم آموزش کاشت ناخن با ژل چندین مدل بردم هزینه کردم حدودا 30میلیونی شد دیگه هفته 32 بارداری اینقدر سنگین شده بودم نه میتونستم بشینم نه برم بیام دیگه کنسلش کردم تا وقتی زایمان کنم وقتی هم زایمان کردم الان بچه ام شیر خودمو میدم دیگه شیر خشک هم نمیدم گفتم گرونه
الان 4 ماهه به دنیا اومده همچنان میگم یکم بزرگتر بشه باید برم ادامه کار ناخون کاری خواهرم میگه چند سال باید شاگردی کنی از طرفی دلم واسه بچه هام می سوزه که نمیدونم الان کوچک هستن چه کارشون کنم مهدکودک هم دلشون نسوخته پرستار هم معلوم نیست قابل اعتماد هستن یان احساس میکنم خیلی فشار رومه فکر میکنم تنهایی دارم کوله بار مسئولیت به دوش میکشم که برم سرکار بچه هام تنهان نرم هم سرکار باید مثل فقیرا زندگی کنیم بچه ام با حسرت به بچه ها دیگه نگاه کنه
#فرزندپروری #درددل

۲ پاسخ

مشکت اینه ک تنهایی مسولیت زندگیتو بعهده گرفتی اون نره خر پس چی چرا تو کار کنی اخه

نرو ناخن کاری حیف تو با ارشد ریاضی ...اگ قبول نشدی جای برو مدارس غیر انتفاعی

سوال های مرتبط

مامان ناناز من 😍 مامان ناناز من 😍 ۳ ماهگی
دوستای مهربونم. میگم من چون بچه طلاق بودم وعموهام خیلی خشن بودن کتکم میزدن خیلی میترسیدم همش با استرس میگذروندم از 5سالکی زیر دستشون بودم بعدش از ترس اینا خیلی ناخون میجویدم تاااا الان که استرس میگیرم ناخون میجوهم. کلا آرزوی ناخون بزرگ هم دارم
ولی الان دوتا دخترام. میبینم ناخون میجوهن اینقدر نگرانم اخه چرا ارثی میشه. دختر کوچیکم که کلاس دومه چندماه اینجوری شده استرسی. میبینم ناخوناش داغون کرده میگم نکن حرف میزنم میگه باشه باز یادش میره یا چند روز اینطوری بود همش لباس عوض میکرد گفت مگس میشینه روی لباسم بدم میاد حرف زدم. قانعش کردم از سرش افتاد ولی خوردن ناخون...شانسم ی عمه داره اینقدر وسواسی هس. گل به روتون همش تو سرویسه هی میشوره اگه به اون بود کسیو داخلش نمیزاشت. بچه که نمیزاره اصلا بیوه هس خودش بچه نداره برادرزاده هاش میگم






بارداری فرزند پروری زایمان بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری
مامان 🌸زهرا+محمدحیدر مامان 🌸زهرا+محمدحیدر ۱۷ ماهگی
سلام سلام بیاین بگین چخبرا
با بچه ها و خودتون در چ حال هستین؟
من از صبح پاشدم تا الان مشغول کار بودم. بیشترین کارمم نوزاد داری بود😂 تازه الان اومدم رو مبل لم دادم
از مشهد که برگشتیم تا الان هر روز کم کم درگیر جمع و جور کردن هستم، کلی لباس شستم و خشک کردم و جابجا کردم، خیلی هم دعاتون کردم
فک کنم فردا دیگه کارم تموم شه و بالاخره ان شاءلله خونه بیاد رو روال..😮‍💨 حالا برای شام دارم فکر میکنم.. از یه طرف هم دلم یچیز خوشمزه میخواد که درست کنم
هم دلم میخواد آسون و سریع باشه که بهم فشار نیاد😆
چه وَکنم؟ 😄
عاقا چند وقته دلم میخواد یه تغییراتی تو چهرم بدم ولی نمیدونم چی؟😆
اینم بگم که اصلا اهل تزریق و کاشت و.. نیستم
میگم موهامو کوتاه کنم دیگه چ کنم یه رنگ و لعابی بگیرم؟ والا بچه دوماه و نیم شد بسه دیگه هر چی غرق در بچه داری بودم باید یه فکری کنم متفاوت و جذاب بشم
البته تو خونه پیش من جان و همسر
نه پیش جوان مردم(استیکر لب رو گاز گرفته)😂
من مثل سابق تو گهواره نیستم خیلی دلم برای خیلیاتون تنگ شده بوس به همتون❤️😘