۲۲ پاسخ

سلام گلم چند هفته زایمان کردی بچت چندکیلو بود
و اینکه مرسی که اینقد قشنگ توضیح دادی استرسمون کمتر شد

عزیزم هزینه ش چقدر شد اینو نگفتی تو پیاما

مبارکت باشه گل من🫠😍

ممنون ازتجربت که گذاشتی اما منو ی ترسی گرفت😕

ممنون که گفتی
و خداروشکر که به سلامتی فارغ شدی🤩

این مدل هست… ببین کدوم فروشگاه داره سفارش بدی، من سایز اسمال گرفتم

تصویر

شخصی برام باز نمیشه🥺 ببین من نوک سینه ام تخت بود و بچه نمیتونست سینه بگیره، رفتیم مرکز شیردهی و رابط شیردهی بهم اجاره داد و بچه فقط با کمک اون میتونست شیر بخوره، برندش امریکایی بود و تاکید کرد این مدل رابط رو نمیتونی تو بازار پیدا کنی چون وارد نمیشه… مجبور شدم از داروخونه رابط بخرم که انقدر جنسشون اشغال بود دخترم نمیتونست با کمکش شیر بخوره… بعد تحقیقات و سرچ فراوان با رابط شیردهی اونت آشنا شدم و از خیابون بهار تهیه کردم( فقط یه مغازه اون رابط رو داشت) و در کمال ناباوری بچه با کمک اون تونست سینه بگیره😍🥺 و بعد از سه ماهگیش کلا بدون رابط سینه رو گرفت و شیر خورد… برای پسرمم تو کیف بیمارستان رابط شیردهی گذاشتم که به مشکل نخورم… اینم عکسش👌🏻

تصویر

مبارک باشه عزیزم😍 برای شیردهی داخل شخصی برات پیام میزارم چون من هم دقیقا این مشکل رو داشتم

خداروشکر که به خیر و خوشی گذشت برات و دختر گلی رو دیدی بالاخره 😍😍

بد عمل سون وصل کردن؟؟ من خیلی بدم میاد به خاطر همین پرسیدم🫣

به سلامتی و با دل خوش عزیزم♥️🥰
مبارکه

خب خداروشکرررر ک همه چی خوب پیش رفت🥰😍😍😍ایشالهه قدمش پز از خیر و برکت باشه..

عزیزم مبارکه شکم بند خودت گرفتی با خودت بردی یا اونجا خریدی

عزیزم 😍🫂❤️ خیلی ممنون که وقت گذاشتی و تجربه ت رو برامون نوشتی🤗
منتظر بودم از اون لحظه ای بگی که دختر گلت رو نشونت دادن 🥹 چه احساسی داشتی و عکس العملت چی بود؟

عزیزم مبارکه پاقدمش پرازخیر وبرکت❤️اینکه میگن بعد سزارین سر روتکون ندیم چندساعت درسته؟پس چجوری ب بچه شیر بدیم☹️یااینکه میگن چند ساعت حرف نزنیم زیاد

عزیزم ممنون که از تجربه‌ت برامون گفتی🥹😍
بی صبرانه منتظر اون لحظه‌م که نینی رو تو اتاق عمل ببینم و بیارنش کنار صورتم بزارن🥹😍

بیمارستان خصوصی بودین آنقدر کارشون خوب بود؟من از اولین راه رفتن بعد عمل خیلی درد کشیدم ولی شکم بند بهم ندادن

ایجانم پاقدمش پر از خبروبرکت

شکم بند چ مدلی گرفتین؟ سخت نبود بستنش؟

خلاصه بگم بهتون که سزارین واقعا عمل سختیه
فقط باید صبرتون زیاد باشه
اولین بلند شدن خیلی اذیت کنندس
یهویی بلند نشید پرستار هم‌میگه بهتون که بشین لبه ی تخت کمپوتی چیزی بخورید اروم اروم‌بلند شین
تا پاشدم برام کمربندمم اروم‌بست
با کمربند راحت تر راه میرفتم
گفتن هر یکی دو ساعت ۲۰ دقه تا نیم ساعت راه برم با شکم بند
برای اینکه شکمتون کار کنه حتما کمپوت انجیر و گلابی ببرید حتما عالیه
البته بهتون شربت میدن
تا میتونید چایی و نسکافه بخورید
با مایعات فراوون
بعد چند ساعتم اجازه میدن که غذاتونو بخورین
با وجود تمام این دردا و سختیا باید بگم بهترین حس دنیا مادر شدنه به تمام درداش می ارزه
الان من تو مرحله شیر دهی به سر میبرم
متاسفانه شیرم نیومده و باید تمام تلاشمو بکنم چون نوک سینه هم ندارم😬و این خیلی بده ....
اگه تجربه ای دارین راهنماییم کنید
ان‌شاءالله زایمان راحتی داشته باشید 😍



سوالی داشتین بپرسید

من متوجه کار کردنشون میشدم ولی دردی حس نمیکردم
به چند دقه نرسید صدای گریه های دخترمو شنیدم و بهترین حس دنیا بود ، کسی که ۹ماه انتظار شو کشیدی ، ندیده دوسش داشتی و مراقبش بود بهت نشونش میدن میگن اینم بچت🥹
سریع تمیزش کردن
اونجا رو گذاشته بود رو سرش😅ولی تا اوردنش به صورتم چسبوندن آروم آروم شد 🥺😍
دکترم بقیه کارامو کرد و بردنم ریکاوری
تو ریکاوری خیلی موندم
بازم به خاطر شلوغی بیمارستان
اونجا خیلی سردم شده بود و میلدزیدم ولی سریع برام بخاری اوردن روشن کردن
میرسیم به بخش جذاب ماساژ رحم😅
نگم‌براتون🫠
۲دفه تو اتاق عمل برام ماساژ دادن خب سِر بودم متوجه نشدم ...
۲دفه تو ریکاوری ، بازم سر بودم
سری ۵ ام بی حسیم رفته بودم یکم ، وقتی انجام دادم متوجه میشدم ولی ۲۰ ۳۰ ثانیه بیشتر طول نکشید
سری آخر داشتن میبردنم‌بخش یعنی نگم از دردش🫠ولی ما خانما قوی تر از این حرفاییم...
خلاصه لباسای دخترمو تنش کردن و دخترمو رو سینم گذاشتن و از ریکاوری بردنم بخش و کارامو کردن
پمپ درد اگه بخواین تو اتاق عمل باید بگین
برای من زیاد اثری نداشت
مسکنایی که میزدن دردو بهتر ساکت میکرد دکترمم گفت نگیر حتی پرستار اون شیفتم گفت کاش نمیگرفتی زیاد اثری نداره
هر زمانی که میگفتم درد دارم برام مسکن تزریق میکزدن ، شیاف میزاشتن
دیروز قبل مرخص شدنم فوق العاده دنده هام درد گرفت که گفتن برای فشاریه که تو اتاق عمل دکتر میاره که بچرو بده پایین
برای هم تختیمم همین طوری شد

یکم نشستم تا صدام کنن و یه سری سوال کردن و بهم لباس دادن تا لباسامو عوض کنم
و دراز کشیدم رو تخت ، اومدن فشارمو چک کردن و آنژیوکت وصل کردن و ان اس تی گرفتن و سرم وصل کردن
بعد یکی دوساعت اومدن سوند وصل کردن و خیلی خیلی راحت بود فقط باید شل کنید خودتونو ، اصلا درد نداره ، بیشتر حس سوزش دارید
روزی که من رفته بودم فوق العاده شلوغ بود ، خلاصه با این همه شلوغی اتاق عمل به خاطر تاریخ اون روز
از بلوک زایمان منو بردن ، همونجا از شوهرم خدافظی کردم
تو یه اتاق نگهم داشتن و دکترم اومد باهام کلی حرف زد و آرمم کرد ، در مورد مراقبتای بعد عملم باهام صحبت کرد و بعدش رفت اتاق عمل تا منم ببرن
رفتم تو اتاق ، اصلا نترسین از اون فضا ، انقد همه مهربونو و خوبن که استرستون از بین میره
دکتر بیهوشی اومد و توضیح داد ک میخواد چیکار کنه و آمپول و زد
نمیگم درد نداشت ، برای من یه کوچولو درد گرفت ، همون لحظه یکی از دخترای اونجا دستم و سریع گرفت و منو خوابوندن و لباسمو به عنوان پرده کشیدن جلوم
دکترمم شروع به ضد عفونی کردن کرد و عمل و شروع کرد

سوال های مرتبط

مامان مأوا مامان مأوا ۳ ماهگی
سلام دخترا اومدم از تجربه زایمانم براتون بگم...
زایمان من با دکتر زینب صمدی بیمارستان امام زمان اسلامشهر بود...
اول از همه حتما پمپ درد و اتاق خصوصی بگیرید که میزان راحتی و رسیدگی تو این بیمارستان صد برابر میشه...
من سی و شش هفته و هفت روز با دردای انقباض رفتم مطب و با توجه به ان اس تی دکتر ترسید بخیه سرکلاژم پاره شه تاریخ عملم و یک هفته جلوتر یعنی سی وهفت هفته و یک روز قرار داد...
صبح ساعت شش رفتم بیمارستان...
به خاطر شرایط تعداد زایمانها بیشتر شده چون نسبت به تهران امن تره...
سر همین اول وقت برید و همون موقع تمام تلاشتون و برای گرفتن اتاق خصوصی( اتاق201خیلی خوبه.)بکنید...عمومیاش واقعا فرسایشی و افتضاحه...
ساعت هفت صبح رفتم بلوک زایمان لباسها و کارای اولیه ام انجام شد...
(درهمون حین شاهد زایمان طبیعی یه خانوم بودم در عرض یکساعت از پنج سانت به فول رسید)زایمانش راحت بود اما درکتر خودش جلالی بود که متاسفانه نیومد و یکی به اسم سلطانی زایمان و انجام داد...
هیلی بداخلاق و بد برخورد بود....
مامان رادوین مامان رادوین روزهای ابتدایی تولد
سلام میخواستم تجربه خودم از زایمان سزارین رو بگم
اول اینکه اگه هزار بار هم به عقب برگردم سزارین رو انتخاب میکنم و از انتخابم پشیمون نیستم
من ۲۵ خرداد ماه تو بیمارستان #بوعلی_همدان زایمان کردم برای کار های قبل از عملم که شامل مشاوره با دکتر بیهوشی و انجام ازمایش های قبل از عمل و گرفتن تاییدیه از دکتر اورژانس و ماما بود یک روز قبل از عملم رفتم بیمارستان و انجامشون دادم
البته همون روز عمل هم میشه انجام داد ولی اگر یک روز قبل برید دست کم یک ساعتی کارتون جلو میوفته، ضمن اینکه من دلم میخواست اولین نفر عمل بشم برای همین صبح روز عملم راس ساعت ۶:۳۰ صبح رفتیم بیمارستان و کارای بستری رو انجام دادیم و اتاق vip رزرو کردیم، البته بیمارستان من قانونش این بود ک برای سزارین اول اجباری باید اتاق vip میگرفتی دیگه برای ساعت ۷:۱۰ دقیقه رفتیم طبقه بالا بخش زایمان و جلو در اونجا من از مامانم و همسرم خدافظی کردم و رفتم تو،اونجا مدارکو دادم و یه شرح حال کوچیک ازم گرفتن و لباس عمل دادن پوشیدم و گفتن برو اتاق تحت نظر دراز بکش
رفتم روی تخت دراز کشیدم و بعد از من خانومای باردار دیگه ای هم اومدن ک اون روز عمل داشتن کلا ۵ نفر بودیم ک من نفر اول شدم
اونجا بهمون یه جور جوراب بلند سفید دادن پوشیدیم اگه اشتباه نکنم جوراب انتی سلولیت بود
سوند بهمون وصل کردن که باید بگم اصلا اصلا درد نداشت قبلش من خودم خیلی میترسیدم اما واقعا متوجه نمیشید
یه سرم برامون وصل کردن و ان اس تی گرفتن و ….