سوال های مرتبط

مامان جوجه طلایی مامان جوجه طلایی روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان طبیعی پارت ۳
دکتر خیلی بددمعاینه میکرد.منم هیچ پیشرفتی نداشتم .نمیدونم چرا بیشتر از ۵ فینگر نمیشدم.دوباره یه ساعت بعد دکتر اومد معاینه با ۵.۶ نفر دیگه .همه معاینه میکردن .ساعت ۱۰ شب بود و من هنوز همون بودم تغییری نکرده بودم این وسطا هی معاینه میشدم و هی انقباض داشتم و درد .و سرم فشاری ک زده بودن دوباره یکی دیگه زده بودن .تو دهنم ته مزه سرم میومد خیلی بد بود گلوم خشک شده بود با اینک اب و ابمیوه داشتم میخوردم ولی باز خشک بود.ساعت شد ۱۱ باز اومدن دکتر هم اومد ماما همراهم بهش گف این نمیتونه دهانه رحمش فول نمیشه ‌استپ کرده بفرستش سزارین .دوباره دکتر معاینه کرد دوباره بقیه هم اومدن معاینه کردن من داشتم از درد میپیچدم ب خودم .خیلی حالم بود از شدت امپول فشارای ک زده بودن.بعد تصمصم گرفتن منو بفرستن سزارین .ناممو زدن و گفتن متخصص بی هوشی بیاد و منو ببرن .من پف کرده بودم از درد شده بودم سه برابر خودم .منو بردن بیرون مامان و همسرم من دیدن ترسیدن از حجم پفم .منم خودمو تو اینه اسانسور دیدم شاخ دراوردم .





#سیسمونی#زایمان طبیعی#طبیعی#سزارین#نوزاد#