۹ پاسخ

پسر من از مادرشوهرم میترسه..وقتی میریم خونشون،نگاش که میکنه میزنه زیر گریه..

چه اشکالی داره دقیقا دختر منم همینه و من کلی ذوق میکنم مادربزرگش ها
بزار از وجود هم لذت ببرن چون یه روز میرسه که دیگه دورازجون مادربزرگ نیست و دری که برای همیشه بسته میشه ....

دخترم شدیدا به مادرشوهرم وابسته بود وقتی بغلش میرف دیگه اصلا بغل هیچکس نمیومد مخصوصا من که اینقد بهم وابسته بود..الان دوماهی هست فوت شده دخترم بااینکه خیلی کوچولو هست ولی میره عکسش رو از رو میز برمی‌داره بوسش میکنه.واقعا مادرشوهرم فرشته بود خیلی زود رف

بچه ها عاشق مامان بزرگ بابا بزرگن. خودمونم همینطور بودیم. اون بچس درکی نداره از حرفاش. وگرنه اخرش ته دلش بهونه مامانشو میگیره. فقط نزار بمونه اونجا. اگرم اصرار کردن بگو دلم براش تنگ میشه خابم نمیبره

عزیزم بچه می‌خواسته بمونه بچه من تامدت هاوبعضی وقتا الان ک ۸سالس هست التماس می‌کنه ک خونمون بمونن خیلی ناراحت میشم وقتی التماس می‌کنه.

ن اصلا اجازه نده تنها بمونه چون بد عادت میشه یبار بمونه یاد میره بگو سوگند بریم خونه دوباره چتد روز دیگه می‌آییم باهم میمونیم بعد دوباره میریم ‌ هرجا بریم باهم می‌آییم آخرش میریم خونمون بگو همه باید خونه خودشون بخوابن .
بعد سعی کن خودت بیشتر محبت کنی باهاش بازی کنی پارک ببرش . ماملن بزرک بابابزرگ ها خیلی با بچه بازی میکنن. من شهرستان میریم چون دوره چتد روز میمونیم مادر شوهرم خیلی با رادنهر بازی میکنه هر وقت میریم اونحا بغل من زیاد نمیاد خودشو از بغل پن میندازه بغل اون ‌
بعد میگن کی بزرگ میشی بیایی بمونی اینجا منم با خنده اینا میگم ن تنهایی نمیمونه من دلم تنگ میشه . از الان دارم زمینشو می‌سازم که تنها قرار نیست بمونه

بنظرم چون پیش مامان بزرگ بابا بزرگا آزادن اجازه هر کاری دارن لوس بازی اینا
ولی در نهایت معلوم مامانشون بیشتر دوس دارن تا مامان بزرگشون

😅عزیزم اینجوری فکر نکن
چون مامانجونا کمتر بکن نکن می‌کنن اونا اونجا حس فرمامروایی دارن برا همین

مگه صحبت میکنه

سوال های مرتبط