۱۰ پاسخ

بیمارستان برای پاس شیرهمکاری نمیکنن منم بچه اولم بیمارستان کارمیکردم همه پاسهام سوخت شد خیلی کم تونستم استفاده کنم ،مسئول بخش میزاشتن مارو بعدمیگفتن به طرحی نمیتونین تحویل بدین برین یا اگه خلوت بود برین که اکثرا هم شلوغ بود،خداروشکر دیگه اونجانیستم

همکارا واقعا درک نمی کنن و تا جای ممکن همکاری هم نمی کنن

بیمارستان مهد نداره ؟ک بچرو باخودت ببری

من هیچوقت پاس شیر و اینارو نداشتم
اصلا چرا باید دلشت؟
چرا توقع داریم بقیه درک کنن
اگه کسی نمیتونه مسیولیت قبول کنه خوب کار نکنه

کاش دیرتر بری سرکار شاید اینجوری کمتر اذیت بشی

تازه شماها واقعا کارتون سخت و حیاتیه. بعضی ادارات که زیر باد کولر نشستند با گوشی،بازی میکنند

من همه پاس شیرمو بهم اضافه کار داد میگف مسیول شیفتی نمیشه 😬

مدارس هم همکاری نمیکنن
گفتن برو یک مدرسه دیگه
حالا باید فردا برم فرم بدم منو برای اول هرجدرسه ای دلشون میخوان بندازن
والا کو قانون حمایت از فرزنداوری

ما که چیزی به نام پاس شیر نداریم.کلا24 ساعت اینا به اضافه کارم اضافه میشه فقط

کدوم قسمت بیمارستان هستید عزیزم ؟منم همش استرس دارم میگم بعدش مرخصی بدون حقوق بگیرم بچه بزرگ شه دلم میسوزه براش زوده برا مهد و پرستار

سوال های مرتبط

مامان دختری مامان دختری ۱۰ ماهگی
سلام مامانا
من از یکم برگشتم سرکارم و مرخصی م تموم شد.
روزهای خیلی سختی دارم ، کارمندم و از ساعت ۷ ونیم تا ۳ ونیم سرکارم .
صبح ۶ پامیشم که صبحونه دختری رو اماده کنم مامانم اومد بهش بده .
غذاشم میذارم بپزه که تا ۱۲ اینا مامانم زیرش رو خاموش کنه.

عذاب وجدان دارم من براش سوپ های مختلف درست میکنم و تو دو روز یعنی چهار وعده همونو میدم ، چون وقت نمیکنم براش هر روز درست کنم و یک روز درمیون درست میکنم ، مامانمم میگه درست کردن غذاهاش با خودت و نمیتونه.

گاها از سرکار خیلی خسته میام و توان بازی با دخترم رو ندارم چون کارمند مالیاتی هستم و کارم سنگینه و با ذهن خسته میام خونه و بابت اینم عذاب وجدان دارم که با بچم نمیتونم درست بازی کنم.

بیرونم وسط هفته ها نمیبرمش چون هم من و هم همسرم خسته ایم ، سعی میکیم پنجشنبه جمعه ببریمش بیرون.

مامانهایی که شاغلید شما چیکار میکنید ؟ حای از تصوراتمم خسته ترم و خیلیییی سخته هم خانه دار باشی و مادر و هم شاغل



پوشک شیرخشک سزارین دندان