۹ پاسخ

عزیزم مردها رو باید به هرچیزی که مدنظرته عادت بدی. یه شبه نمیشه
کم کم و آروم آروم
اگر کارای خونه مامانشه اگر ۱۰ تاست، برسون به ۸ تا
بعد ۶ تا کار
تاااا کلا کاری انجام ندی.
اگر کارای خونه خودته اول یه کار بهش بسپر
بعد دوتا کار
بعد سه تا
همشم با عزیزم قربون دستت، فدات بشم، عشقم، کاراتو بهش بسپر
بعد سه چهارماه میبینی خیلی اوضاع بهتر شده

منم مثل تو شدم باباش افتاده اونو باید جمع کنم خونه مادرشم جمع کنم بچمم جمع کنم خونشم تمیز کنم

بترسونش بگو‌باشه اصلا به بچه کاری نداشته باش بالاخره بزرگ میشه عصای دستم میشه بچم بهش میگم کی بزرگت کرد کی برات وقت گذاشت حداقل ما تو پیری همو داریم تو یه فکری برای خودت بکن همین الانم ببین محلت نمیذاره بزرگ بشه سرش بشه بدترم میشه

اولا اصلا زیر بار کار خونه مادرش نرو بگو من به کارای خودم برسم هنر کردم دوما بگو من پیشنهاد دادم میتونستی قبول کنی میتونستی هم قبول نکنی بچرو از خونه بابام نیاوردم که تو باباشی به اندازه خودت مسئولیت داری قرار نیست چون من پیشنهاد دادم همه بار زندگی و بچه داری رو بندازی رو دوش من

ای بابا چقدر سخته اینجوری🥲 از اول کارای خونه مادرشوهرتو انجام دادی الان دیگه توقع دارن ازت من از اول هیچکاری خونه مادرشوهرم نکردم که بعدا توقع نشه من میرم خونشون مثل مهمون تنها کمکی که بکنم سفره بیارم و سفره جمع کمم اونم تنهایی نه در حد کمک و البته از اونام توقعی ندارم بیان خونم کار کنن..ولی جواب شوهرتو بده بگو پس توهم بچه میخواستی که اقدام کردیم تنها که نیاوردمش ازتم کمک آنچنانی نمیخوام فقط بعضی وقتا نگه دارش

عزیزم حالا که اینجوری هست کارهای خانه دیر به دیر انجام بده یا اینکه زیادی سخت نگیر بیشتز به خودت و کوچولو برس عزیزم کار خانه هر بیست و چهار ساعت هست تمومی نداره واجبات انجام بده مابقی بزار برای هر وقت که وقتشو داشتی گلم بچه ات بزرگ میشه انشالله سختیش تا سه سالگی هست ولی باز هم تا آخر عمر کار خانه هست خودت اذیت نکن

اهمیت نده. میخاد با این حرفاش از زیر بچه داری در بره. محکم باش، سریعم نشین گریه کن. بگو چ بخای چ نخای الان بچه داری و باید ازش نگه داری کنی.از موضع ضعف وارد نشو هیچ وقت. کارای خونه مامان اونم ب تو ربطی نداره. واسه خودت ارزش قائل باش.

بچه باید ی پدر بامسئولیت وبامحبتم ببینه اینو توشوهرت دیدی؟
دخترمن ناخاسته بود تقصیرخودمم بود فک کردم با ی بار نمیشه شوهرم دوست نداشت بچه دارشیم ولی تاشنید حاملمم انقددد خوشحال شد

چرا باید کارای مامانشو انجام بدی ؟
مگه نوکرآورده
دختر نداره؟

سوال های مرتبط

مامان رضا🍼💙 مامان رضا🍼💙 ۹ ماهگی
دلم واقعا خیلی پره خیلی
.... به اندازه پنج سال ک بچه دار نمیشدم🥲💔اونموقعه که با ذوق تمام رفتم انتی دوقلوهام مرده بودن تو شکمم وقتی ک برگشتم مادرشوهرم میخندید و حتی به روی خودش نمی‌آورد ک حرفشون هم بزنه🥲بعدش ک با اون همه امید بچه دار شدم و دخترک سه ماهمو خدا ازم گرفت داغی ک روی دلم تا ابد ابد ابد سنگینی میکنه یادم نمیره وقتی که مرده بود اومدم خونه حس میکردم هزار تیکه شدم و هر تبکه ازم یه جایی افتاده بود اونا قهقهه میزدن میگفتن و میخندیدن وقتیم ک گفتم چرا میخندید بده شدم🥲بعد همه اینا اون یسالو نیمی ک اقدام بودم و دکتر میرفتم و نمیشد هیچوقت منت های شوهرم یادم نمیره یادم نمیره اون همه نفرینی ک این خانواده به بچهام کردن و با مردنشون شاد شدن هزار تا حرف برام در اوردن ک تو سرطان داری بچهات اینجوری شده انقدررر بهم طعنه میزدن تو که بچه نداری خونه خوب میخای چکار فلانی پسر داره و.... حالا بعده اینهمه بدبختی من خدا بهم نگاه کرد و بچه دار شدم یادمه رضا رو ک باردار بودم مادرشوهرم هرجا رفته بود گفته بود بچش عقب مونده س شکم نداره وزنش کمه فلانه بهمانه اون همه نفرینی ک میکردن که چیزیش بشه و با کمک خدا یه بچه سالم بهم داد الان اونا صاحبش شدن خنده دار نیست .... میگن تو بچه رو مریض کردی تو بهش دارو سروقت نمیدی تو میزنیش