سلام مامانا
من از یکم برگشتم سرکارم و مرخصی م تموم شد.
روزهای خیلی سختی دارم ، کارمندم و از ساعت ۷ ونیم تا ۳ ونیم سرکارم .
صبح ۶ پامیشم که صبحونه دختری رو اماده کنم مامانم اومد بهش بده .
غذاشم میذارم بپزه که تا ۱۲ اینا مامانم زیرش رو خاموش کنه.

عذاب وجدان دارم من براش سوپ های مختلف درست میکنم و تو دو روز یعنی چهار وعده همونو میدم ، چون وقت نمیکنم براش هر روز درست کنم و یک روز درمیون درست میکنم ، مامانمم میگه درست کردن غذاهاش با خودت و نمیتونه.

گاها از سرکار خیلی خسته میام و توان بازی با دخترم رو ندارم چون کارمند مالیاتی هستم و کارم سنگینه و با ذهن خسته میام خونه و بابت اینم عذاب وجدان دارم که با بچم نمیتونم درست بازی کنم.

بیرونم وسط هفته ها نمیبرمش چون هم من و هم همسرم خسته ایم ، سعی میکیم پنجشنبه جمعه ببریمش بیرون.

مامانهایی که شاغلید شما چیکار میکنید ؟ حای از تصوراتمم خسته ترم و خیلیییی سخته هم خانه دار باشی و مادر و هم شاغل



پوشک شیرخشک سزارین دندان

تصویر
۲۱ پاسخ

عزیزم اصلا عذاب وجدان نداشته باش
چون من کلی مادر میشناسم که باوجود خانه دار بودن، هیچ توجهی به بچه هاشون ندارن
به هیچی بچه
نه خوراک نه پوشاک نه تربیت نه بازی
شاغل بودن فقط برای مادر سخت
من ۴ سال دیگه بازنشسته میشم اما تو تمام این ۱۶ سالی که دارم کار میکنم هیچی برای بچه هام کم نذاشتم
حتی اگر از شدت خستگی جنازه بودم بازم براشون تمام وقت، وقت گذاشتم
منم از ۵ صبح بیدار میشم تا قبل از اینکه برم کارامو میکنم
شبم بچه هام میخوابن باز من دارم کارای روز قبل و فرداشون میکنم
کل درآمدمم برای بچه هام سرمایه گذاری کردم
فقط سالی ۵۰۰ میلیون هزینه ی مدرسه و کلاسای پسر بزرگم
خودزنی نکن
من مطمینم تو هیچی کم نمیذاری برای دخترت
فکر میکنی توجه به بچه به شاغل بودن و خانه دار بودن؟؟ نه عزیزم ملاک این نیست♥️♥️♥️

ی زودپز کوچولو بخر
روزانه غذا درست کن براش همه رو بریز تو زودپز و آب بذار نیم ساعته آماده ست

خیلی کار خوبی کردی عزیزم، بنظرم مستقل بودن خیلی خوبه نهایت اذیت شدن بچه هم دو سه سال اوله بعد اون میزاری مهد با هم سن و سالاش بازی میکنه تو هم خیالت راحت میشه

بروخوشبحالت تو فقط به بازیش اهمیت میدی ما به همه چی
خوراک پوشاک کمکی داری بری سرکار من چی؟؟؟هیچ کس

والا مامانا هرچور مادری کنن باز همیشه عذاب وجدانو دارن.مطمئنن نی نی تون شمارو کمتر داره عوضش شاید رفاه بیشتری داشته باشه ما هم که تو خونه ایم و همش کنار بچه هامون اکثر اوقات چیزی پیدا میشه که فک کنیم کم گذاشتیم.
باید سعی کنی تایمایی که هستی رو فقط غنی تر کنی عزیزم کارت یه کم سختتره

منم شاغل بودم دیگه نرفتم بعضی وقتا بدجور دلم میگیره انگار خونه ادمو پیر می‌کنه ولی خوب بچم بعد پونزده سال اومده هروز چند بار بوش میکنم بوسش میکنم محکم بغلش میکنم و هرروز بابت وجودش خدارو شکر میکنم

عذاب وجدان نداشته باش
بعد از کار عصرا بزنش زیر بغل ببرش بیرون گاهی اوقات
گاهی اوقات هم خسته ای دیگه کاری نمیشه کرد

آی خدا چه مامان نازززززی😍😍😍
تو از ما که الان تو خونه ایم خیییلیی فداکارتر و پر تلاش تری. تو اگه میری سر کار به خاطر آینده دخترته. هر قدمی که بر میداری برای رفاه حال اونه. مام وسط هفته بیرون نمی‌بریم بچه رو. غذای تکراری هم مشکلی نداره. مهم اینه همه گروه ها و مواد غذایی رو در هفته داشته باشی براش. چند ماه دیگه میشه غذای سفره این دغدغه حل میشه خیلی راحتتر میشی. چه مامان نازی بازم😀😍😍😍😍

منم شاغلم از بعد از عید در واقع بعد از جنگ برگشتم سرکار.
اوایلش خیلی سخت میگذشت الان هم سخته ها یکم عادت کردم. من ساعت ۵ تا ۵.۵ بیدار میشم چون ساعت ۶.۵ باید بریم از خونه بیرون. ی هفته بچه پیش مامانمه و دو هفته پیش مادرشوهرم.
مامان خودم میاد خونمون خوبه نیازی نیست بچه رو بیدار کنم ببریم با خودمون ولی برای مادرشوهرم باید بچه رو ببریم خونشون یکم سخته بیدارش کنم و ببرم
خلاصه تایم کاریم من از ۷ تا ۴ برگشتن هم ترافیک بیشتره ۱ ساعت تو راهم
وقتی پسرم پیش مادرشوهرمه زمان بیشتری طول میکشه برسه
هر روز ک میرسم شام میپزم
برای فرداش ناهار میپزم
صبح صبحانه میپزم
با پسرم بازی هم میکنم
حتما هم میبرم بیرون ولو زمانی ک داریم برمیگردیم پیاده بشم و ده دقیقه پیاده روی کنم این کارو میکنم
کارای خونه اولویت آخرمه اگر تونستم انجام میدم
ساعت ۱۲ هم میخوابم، طول شب هم ممکنه چندبار پسرم بیدار بشه😅
خیلی لطف کنه اجازه بده ی ۴ ساعت مستمر بخوابم
متأسفانه کارمم خیلی سنگینه و ذهنی و پشت کامپیوتر ولی واقعا خدا توانشو میده

من بخاطر بچم قید کار کردن رو زدم؛ مامانم پیشم نیست دست مادرشوهرمم نمیدم … بااینکه به بیرون و کارکردن عادت دارم ولی بعد که تونستم مهد بذارمش برمیگردم

نرو سرکار، من استعفا دادم، خواهرشوهرم چندسال رفت هنوزم میگه حسرت بچگی پسرمو میخورم که من سرکار میرفتم اون بزرگ شد من ازش لذت نبردم، اگه زندگیت بدون حقوق تو ام‌میچرخه حداقل تا ۶ سالگیش نرو خرجاتونو کم کنید

من شغلم تو خونست ولی دخترمو میدم همسرم ببره خونه مامانش خیلی سخته چون دخترم اونجا نمیمونه زنگ میزنن همسرم از سرکارش میره پیشش نمیدونم چه کنم🥲مامان خودمم از شروع جنگ رفته ویلاشون مونده

من خودم بخاطر دخترم قید کارمو زدم،البته فکر میکنم شاید سه سال دیگه بتونم برگردم و ادامه بدم اما حالا که شرایط براتون اجبار گذاشته انعطاف داشته باشید
سخت نگیرید که آسون بگذره
خیلی ها تو شرایط شما هستن
بعدم بچه شماهم عادت میکنه به تفریح اخر هفته ها
عیبی نداره که
از درامدتون براش هرماه سرمایه گذاری کمی طلا بخرید که خودتون هم احساس بهتری داشته باشید

عزیزم اماده کردن سوپ یک ربع کار داره وسایلاسو کاش میشد اماده کنی بذاری یه جا به مامانت بگی اومد فقط خردشون کنه بذاره رو گاز
مثلا سیب زمینی و برنج و کدو و هویج و... هرچی که میخوای بریزی بذار توی کیسه ای چیزی به مامانت بگو تکه تکه کنه روشم اب بریزه بذاره رو گاز چرا نمیتونه بپزه

منم بعد دنیا اومدن‌پسرم برگشتم سرکار ولی خیلی سخت بود حتی کسی نبود بچه رو نگه داره دو ماه رفتم دیگه دامه ندادم

سلام گلم منم کار می‌کردم بیرون
ولی بخاطر بچه الان خونه ام یک کار نیمه وقت دارم و راضی یم خدارو شکر

شاغل بودم تصمیم گرفتم ادامه ندم
همه مثل هم نیستن من کسی نبود بچمو نگه داره مهد هم دوست ندارم بزارم

افرین بهت که انقد پشتکار داری
به نظدم مواد سوپ رو از ّشب قبل آماده کن تو قابلمه صب فقط آب بریز داخلش و زیرش روشن کن از این به بعد هوا گرمه دیگه هر روز نمیشه بیرون رفت ما هم که شاعل. نیستیم نمیتونیم هر روز بچه ها رو گردش ببریم

منم شاغلم همش تو فکرم بیخیال شغلم بشم و بذارمش کنار
خیلی سخته
و به قول شما همش عذاب وجدان دارم

آینده خوب بسازید براش عذاب وجدان نداشته باش عزیزم الان همه چی ی جوری شده ک آینده بچه هامون مهم تر شده عذاب وجدانتونو با پس انداز اختصاصی براش جبران کنید
تو مامان قوی هستی🥰❤️

منم یه چندوقت دیگه باید برم بدجور درگیرم که بچه چی میشه

سوال های مرتبط