۲۱ پاسخ

بغض گلومو گرفتع .....

چقد قشششنگ با اجازه کپی🥹😍♥️

عزیزم مبل تون رو از کجا خریدن؟!

آخی چه قشنگ🥺

راستی عزیزم جایی که سویق میخری رو معرفی نمیکنی😅

آخی عزیزم چه قشنگ مخصوصا اونجا که گفته از تماشای این شکوفه دادن آرام لذت میبرم

سلام مرجان جون میدونم سوالم زیر این تاپیک بی ربطه😅 .. ولی از نظر شما فاصله سنی درست بین بچه اول و دوم چنند ساله؟

خدا حفظش کنه گل ناز🌼🌼😍😍

خدا حفظش کنه♥️😍
عزیزم یه سوال شما به دختر کلا روزی چند بار چند سیسی شیر میدی؟

ای جانم ان شاالله با همین قدم های کوچولوش پله های موفقیت وبالا میره و مثل مامانش یه خانوم موفق و خوش ذوق میشه 😍😍😍

😍😍🥺🥺🥺

ذوق و اشک🥺🥺🥺🥲🥲😘😘😘😘

گریه ام گرفت که🥹

چقد قشنگ گفتی عزیزم
منم حس میکنم داره ازم دور میشه
از ی طرف خوشحالم کم کم مستقل میشه
از ی طرفم میدونم ب زودی دلم تنگ همین چهار دست و پا رفتنش میشه

ای جووونم رز نازم😘

بغض گرفتم
منم از قد کشیدن نفس ذوق میکنم ولی هرثانیه دلتنگش میشم میدونم واسه این روزا خیلی دلم تنگ میشه خیلی
اصن کلافه ام
حس میکنم بزرگ شه داره ازم دور میشه
از اینکه کاراشو کنه مستقل شه ترس دارم
واقعا به مشاوره نیاز دارم 😞من و نفس خییلی بهم وابسته ایم بیشتر از حالت طبیعی🥹

ای خودددداااا😍😍😍😍
خدا حفظش کنه

چشمام پر از اشک شد...🥹

چه قششششنگ 🥹🥹🥹🥹😍

چقدر حس قشنگی🥺🥹🩷

وای خداااا چقدررر متن قشنگ بود منم دارم این حس را میکنم احساس میکنم دارم بهترین دوستم را پیدا میکنم بهترین عضو خانواده بهترین ادمی که میشه عاشقش بود

هم متن هم تمام جزئیات عکس بی نظیره

ای جاااااان خدا حفظش کنه رز گلم 🤩🥰😍😘

سوال های مرتبط

مامان فندق🫂 مامان فندق🫂 ۱۳ ماهگی
"پسرم، نور چشمم، قهرمان کوچک من!

امروز که روز جهانی پسر نام گرفته، دلم لبریز از عشقی است که در این نزدیک به ۱۲ ماه، با تمام وجودم به تو هدیه کردم. از همان لحظه‌ای که اولین بار صدای گریه‌هایت را شنیدم و تو را در آغوش گرفتم، دنیایم رنگ دیگری گرفت. روزهایم با خنده‌هایت روشن شد و شب‌هایم با آرامش نفس‌هایت به سر رسید.

۱۱ ماه و ۲۶ روز از با تو بودن می‌گذرد؛ روزهایی پر از شگفتی، یادگیری و عشق بی‌حد. هر روز بزرگ‌تر شدنت را می‌بینم و قلبم از شوق و غرور می‌تپد. تو به من یاد دادی که عشق واقعی چیست، صبر یعنی چه و چگونه می‌توان در کوچکترین لحظه‌ها، بزرگترین شادی‌ها را یافت.

بودنت در زندگی من، بزرگترین هدیه خداوند است. از اینکه تو را دارم، از اینکه می‌توانم مادر تو باشم، بی‌نهایت سپاسگزارم. امیدوارم همیشه سالم، شاد و در پناه عشق باشی، عزیزترینم. دوستت دارم بیشتر از آنچه که کلمات بتوانند بیان کنند."❤️



فرزندپروری شیرخشک پوشک تب ببلاک نان استامینوفن رفلاکس سویق شیشه شیر
مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۲ ماهگی
صبح بخیر مادرهای عزیز ☀️

امروز صبح دخترم را بردم پارک، با خودم گفتم شاید در هوای آزاد بهتر غذا بخورد. نخورد. کمی پیاده‌روی کردیم، بازی کرد، خندید و آخر سر در کالسکه خوابش برد. حالا من در لابی نشسته‌ام و منتظرم بیدار شود، با این امید که شاید وقتی بیدار شد، این بار چند لقمه بخورد.

و همین‌جا به این فکر می‌کنم که تاب‌آوری در مادری دقیقاً همین لحظه‌هاست؛ لحظه‌هایی که نگران هستی، راه‌های مختلف را امتحان می‌کنی، نتیجه نمی‌گیری، اما باز دست از تلاش برنمی‌داری.

گاهی مادری کردن شبیه کاشتن بذری است که هر روز به آن آب می‌دهی، بدون اینکه بدانی دقیقاً چه زمانی جوانه می‌زند. ما تلاش می‌کنیم، صبور می‌مانیم و امیدواریم؛ حتی در روزهایی که هیچ چیز طبق برنامه پیش نمی‌رود.

اگر این روزها درگیر غذا نخوردن، بی‌خوابی، دندان درآوردن یا هر چالش دیگری هستید، بدانید که تنها نیستید. خیلی از ما همین حالا در حال زندگی کردن یکی از آن روزهای سخت هستیم؛ روزهایی که از بیرون عادی به نظر می‌رسند، اما در دل یک مادر، پر از نگرانی و تلاش‌اند.

امیدوارم امروز برای همه ما، روزی باشد که کمی بیشتر به خودمان هم مهربانی کنیم. 🤍
مطالب کانال رو گذاشتم
#فرزند پروری شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد رفلاکس فرزند پروری
مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۲ ماهگی
امروز دیدم دختر کوچولویی به اسم آیما آسمانی شد
نتونستم اینجا فعالیتی کنم ببخشید تو کانال هم چیزی نزاشتم
برای آیما…
برای تمام مادرهایی که یک روز، قلبشان را در آغوش گرفتند و بعد… با دست‌های خالی به خانه برگشتند.

هیچ واژه‌ای برای مرگِ یک کودک ساخته نشده.
انگار زبان، وسط این غم کم می‌آورد.
چطور می‌شود توضیح داد مادری را که هنوز بوی شیر روی لباسش مانده،
اما آغوشش ناگهان خالی شده است؟

امشب به آیما فکر می‌کنم؛
به قلب کوچکش که جنگید…
و به مادری که احتمالاً هنوز باورش نمی‌شود دنیا می‌تواند بدون نفس‌های دخترش ادامه پیدا کند.

می‌گویند زمان درد را کم می‌کند،
اما بعضی دردها کم نمی‌شوند؛
فقط آدم یاد می‌گیرد با یک تکه‌ی خاموش از خودش زندگی کند.

اگر مادری این متن را می‌خواند که فرزندش را از دست داده،
می‌خواهم بداند:
کودکتان فقط از این دنیا رفته،
نه از مادریِ شما.
شما هنوز مادر اویید.
تا آخرین تپش قلبتان.

و برای همه‌ی کودکانی که خیلی زود رفتند…
باشد که جایی دور از رنج،
در روشن‌ترین جای بهشت،
دوباره بخندند. 🌙
#فرزند پروری شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد
مامان نفس ملوسک💛 مامان نفس ملوسک💛 ۱ سالگی
نفسِ عزیزم…
یازده ماه از آمدنت گذشته، یازده ماهی که هر کدامش برای من یک عمر عشق و آرامش بود.
امروز قلبم پر از احساس‌های شیرین و عجیب است…
چون این آخرین ماهگرد توست، آخرین باری که برای عددهای یک‌رقمی و دو‌رقمیِ ماه‌های رشدت ذوق می‌کنم و بعد از این، دخترم یک‌ساله می‌شود و صفحه‌ی تازه‌ای از زندگی‌ات ورق می‌خورد.
نفسِ قشنگ من…
انگار همین دیروز بود که برای اولین بار در آغوشم آمدی و من زیر گوش خودم زمزمه کردم: «از امروز زندگی‌ام کامل شد.»
اما حالا می‌بینم که در یک چشم‌به‌هم‌زدن بزرگ شدی، خندیدی، یاد گرفتی، قدم برداشتی، صدا زدی و هر روز چیزی به من اضافه کردی…
یازده ماه است که تو، معنای همه‌ی خستگی‌ها را عوض کرده‌ای.
یازده ماه است که خانه‌مان با وجود تو گرم‌تر و روشن‌تر شده…
یازده ماه است که نفس کشیدن تو، بهترین موسیقی دنیا شده.
امروز، که آخرین ماهگردت را جشن می‌گیرم، قلبم میان دو احساس گیر کرده؛
از یک طرف خوشحالم که بزرگ می‌شوی، شکوفه می‌زنی، دنیا را می‌شناسی…
و از طرف دیگر دلم می‌گیرد که این روزهای ناب، این لحظه‌های کوچک و پرارزش، این ماهگردها… یک‌یکی تمام می‌شوند.
اما می‌دانم این پایان نیست…
این فقط پایان جشن‌های ماهگرد است، نه پایان عشق، نه پایان رشد تو.
از این به بعد، جشن‌هایم بزرگ‌تر می‌شود… جشن یک‌سالگی‌ات، دو‌سالگی‌ات، اولین قدمت، اولین کلمه‌ات، اولین آرزوست نفس جانِ مادر…
تو آخرین ماهگردت را تمام کردی، اما برای من، تو همیشه دختر کوچکم می‌مانی.
هر ماه، هر سال، هر لحظه‌ات برایم ویژه است.
چه یازده‌ماهه باشی و چه یازده‌ساله…
تو همیشه دلیل آرامش منی.
خدا نگهدار تمام ثانیه‌هایی باشد که پیش رو داری، و من همیشه، همیشه، کنار تو می‌مانم…
با عشقی که هیچ پایانی ندارد 🤍✨