امروز تولد دایان کوچولوی منه
پارسال همین موقع حاملگی پر ماجرای من تموم شد

من فوبیای امپول داشتم در حدی که فشارم میفتاد میرفتم رو‌ به غش کردن😄
ولی توی حاملگی و زایمان من حتی متوجه نمیشدم کی امپول میزدم
فقط بخاطر عشق کوچولوی من

یه جوری قلبم رو پر از عشق کرد با اومدنش که واقعا توصیف کردنی نیست
و الان یک سال از روزی که یه کوچولوی نیم متری رو گذاشتن توی بغلم و گفتن بفرما از الان مسئولیتش با توئه، میگذره

یه خاطره ی خنده دار بگم (شایدم برای خودم فقط جالب باشه😄)
دایان رو وقتی از تو شکمم بیرون آوردن صورت ماهش رو گذاشتن روی صورتم
من خیلی حساسم روی دایان
اون موقع به جای احساساتی شدن به پرستار گفتم نهههه توروخدا نزارش رو صورتم.. صورت من براش آلودس😄

و در انتهای ماجرا؛
دایان من آرزوی مامان برای تو اول از همه تن سلامت.. دل شاد.. زندگی سرشار از موفقیت و‌ انسان های خوبه
مامان عاشقته و نفسش به نفست بنده روح و جان من🩵







پوشک شیرخشک زایمان تولد سزارین قطره آهن مولتی ویتامین

تصویر
۶ پاسخ

وای خدا 🥹🥹🥹 مبارک باشه انشاالله به سلامتی و شادی

تولدت مبارک بااااشه دایان جاان 😍😍😘😘💖💖

تولدش مبارک😍

تولدش مبارک عزیزم😍

چه توصیف زیبایی کردی عزیزم تنو جونش سالم باشه الهی .

الهی عزیزم. انشالله عمر پر برکت داشته باشه وتنش سالم سالم باشه وسایه شماها همیشه بالای سرش باشه. بقیه چیزها مهم نیست

سوال های مرتبط

مامان آقا فرهان🧸⚽️ مامان آقا فرهان🧸⚽️ ۱۲ ماهگی
یک سالگی فرهانِ من 🤍🧸

یک ساله شدی پسرِ کوچولوی من…
یک ساله که با خنده‌هات، با شیطنت‌هات، با دست‌های کوچولوت و حتی با گریه‌هات، خونه‌ی من دیگه فقط یه خونه نیست؛ شده دنیای من. ❤️

فرهانِ من، تو نمی‌دونی توی این یک سال چند بار فقط نگاهت کردم و با خودم گفتم: «چطور ممکنه یه آدم این‌همه عشق رو توی یه دل جا بده؟»

از روزی که اومدی، من دیگه فقط «من» نبودم…
یه تکه از قلبم شدی که بیرون از سینه‌م راه میره، می‌خنده، بازی می‌کنه و هر روز بزرگ‌تر می‌شه. 🥹

شاید وقتی بزرگ شدی نفهمی مامانت با دیدن اولین دندونت چه ذوقی کرد، با اولین چهار دست‌وپات رفتنت چقدر قربونت رفت، برای هر تب و بی‌قراری‌ات چقدر دلش ریخت، یا چند بار شب‌ها فقط نگاهت کرد و خدا رو برای داشتنت شکر کرد…

اما من همه‌شون رو یادم می‌مونه.
تک‌تک لحظه‌های اولین سال زندگی تو رو، مثل قشنگ‌ترین گنج دنیا توی قلبم نگه می‌دارم.

فرهان جان،
تو فقط پسر من نیستی؛
تو قشنگ‌ترین اتفاق زندگی منی.
همون کوچولویی که با یک لبخندش می‌تونه تمام خستگی‌های مامان رو از یادش ببره. 🤍

امروز یک ساله شدی، اما برای من انگار یک ساله که خودِ زندگی دوباره شروع شده…

تولدت مبارک عشق کوچولوی مامان.
الهی همیشه سلامت، خندون و خوشبخت باشی و من تا هر وقت که خدا اجازه بده، کنار تو باشم و بزرگ شدنت رو ببینم.

یک ساله شدی فرهانِ من؛
و من یک ساله که عاشق‌ترین مامان دنیام. 🥹❤️🧸

تولدت مبارک پسرِ قلبِ مامان.
دوستت دارم، بیشتر از چیزی که کلمه‌ها بتونن بگن. 🤍
مامان سلماجان☺️🩷 مامان سلماجان☺️🩷 ۱۲ ماهگی
۱۴مرداد یکی از قشنگ‌ترین روزهای زندگی منه… ❤️
روزی که خدا دو تا از بزرگ‌ترین نعمت‌هاشو بهم هدیه داد؛
دو تا عشق، دو تا دلیل برای لبخند زدن…
حلما جانم، عزیز دل مادر
۱۰ ساله شدی و من هنوز باورم نمیشه اون کوچولویی که یه روز توی آغوشم بود، الان یه دختر خانوم مهربون و دوست‌داشتنی شده 🥹❤️
ممنونم که اولین تجربه‌ی مادر شدن رو با تو چشیدم، تو همیشه اولین عشقِ مادرانه‌ی منی…
برای تو سلما جانم می نویسم … کوچولوی شیرین من،
امروز یک ساله شدی… یک سال پر از خنده‌هات، شیرینی‌هات، بغل کردنت و لحظه‌هایی که با بودنت خونه‌مون قشنگ‌تر شد 🤍
دخترای من…
چه خوشبختم که مادرتونم، چه خوشبختم که خدا منو انتخاب کرد تا بزرگ شدنتون رو ببینم.
امیدوارم همیشه دلتون شاد باشه، تنتون سالم باشه و دنیا باهاتون مهربون باشه.
تولدت مبارک فرشته‌های کوچیک من؛
حلما ۱۰ ساله‌ی من و سلما یک ساله‌ی من… 🎂💕
دوستتون دارم بیشتر از چیزی که بشه با کلمه‌ها گفت ❤️


۱۴مرداد هزار و چهارصد پنج


شیرخشک رفلاکس غذای کمکی زایمان تولد تم