۳ پاسخ

منم از شیر گرفتم خدارو هزاران مرتبه شکر که هردومون زیاد اذیت نشدیم.پسر منم هم خوابش تنظیم شده هم خوراکش😍😋

یه اسفند دود کن چشتون نزنن خواهر اینجا چشم زخم زیاد

خداروشکر عزیزم خدا حفظش کنه

سوال های مرتبط

مامان توت فرنگی 🍓 مامان توت فرنگی 🍓 ۲ سالگی
امروز سومین روز ترک شیر از سینه س و من که این مدت فکر میکردم شیر ندارم و دلسا فقط از روی عادت پستونک کرده فقط برای خواب عادت داشت با سینه بخوابه اما از دیروز سینه هام از شیر داره منفجر میشه و شدیداً درد دارم 🥲 نمی‌دونم چیکار کنم دیشب تو خواب دادم خورد و سبک شدم ولی باز از امروز تا الان پر شیر شده و درد می‌کنه چیکار کنم دیگه شیر نیاد ؟؛
از یه طرف دلم میسوزه به حالش میگم بدم بخوره حیفه وقتی شیر دارم ، ولی بعد میگم نه همین که شیر خشک میخوره کافیه
تازه امروز دیگه سمتم نیومده و بهونه نگرفته و حتی بدون سینه خودش می‌خوابه حتی بدون اینکه رو پا بزارم خودش خوابش بیاد راحت می‌خوابه یادم میوفته برای خوابش چقدر اذیت میشدم انقد من و مک میزد و من خشک میشدم تا خوابش میبرد میخواستم از دهنش در بیارم دوباره بیدار میشد و گریه و...
ولی الان هم غذاش خوب شده هم خوابش خداروشکر حس میکنم مستقل شدم و هم خودم اعصاب و روانم راحت شده فقط یه چیزی بگید برای درد سینه هام و اینکه چیکار کنم دیگه شیر نیاد
مامان دلانا مامان دلانا ۲ سالگی
و بالاخره بزرگ ترین دغدغه فکری چندماهه ام به پایان رسید و مهم ترین چالش مادرانه رو پشت سر گذاشتم و یه تیک جلوش زدم.
موفق شدم از شیر بگیرم دخترمو سخت بود؟ بله؟ دلت ریش شد؟ بله ولی بازم خداروشکر که تموم شد هرچند هنوز سردرگم دخترم برای شبا و خوابش بهم ریخته و از بیخوابی دارم ج.....ر میخورم😂ولی خوشحالم که تونستیم باهم مادر دختری این مرحله رو پشت سر بذاریم،دلتنگ تو دلم چمباتمه زدنشم برای شیر؟ بله بغض کردم برای بار اخری که شیرش دادم؟ بله حس میکنم نقطه اتصال عمیق مادردختریمون قطع شده؟ بله ،ولی میدونم و شما هم میدونین یه اتفاقیه که بالاخره باید می افتاد.
حالا بگم از نحوه قطع شیر،من چشب و پانسمان کردم سینه ام رو چهار روز شیر روز قطع کردم وقتی براش عادی شد نبود شیر شیر شبو قطع کردم سه روزم اون زمان برد منتها هنوز خوابش بهم ریخته اس که طبیعیه،من مدادم درحال ارائه خوراکی ام به دخترم که مبادا گشنه بمونه اوایل مقاومت داشت نمیخورد الان خودش گشنه باشه میگه بَه بده.
بماند یادگار
مامان نیکا مامان نیکا ۲ سالگی
پارت دوم
ولی روز سوم وحشتناک گریه میکرد
به حدی که گفتم الان رو دستم تلف میشه تا یک ساعت تا زیر گریه هلاک شد
روز اول و دوم یکم غذا خورد ولی از روز سوم تا روز ششم حتی آب هم نمی‌خورد
تو بیست و چهار ساعت یه بار جیش کرد پوشکش خشک خشک بود البته تاسه روز تو خواب بهش شیردادم
اون شش روز برمن شش سال گذشت
فقط کارم گریه بود نزدیک به دومیلیون هزینه ویزیت آنلاین دارو و شرکت در دوره بدغذایی کردم
وای توصیفش سخته شش روز دخترم جلو چشمام بود و بی قرار بد خواب و لب به هیچی نمی‌زد
تا اینکه روز هفتم کم کم بهتر شد الان شانزده روزه گذشته
خوابش خداروشکر عمیق شده یکی دوبار فقط بلند میشه
صبح ها زودتر بیدار میشه غذاش خداروشکر کمی بهتر شده
فقط وابسته تر شده و همش بهانه میگیره و بهم چسبیده ست
ولی اگه به عقب برگردم هیچ وقت اینکار رو نمیکنم
چون واقعا دخترم زجر کشید خودمم بدجور زجر کشیدم ولی راهش این نبود که بخاطر راحتی خودم و شوهرم که سریع از شیر بگیرم بخوام اینکار رو با دخترم بکنم
نییتم خیر بود چون من دخترم اینقدر بدغذا بود که روزی چند مدل غذا درست میکردم روزی که میخورد خوشحال ترین بودم و روزی که نمی‌خورد عصبی ولی برا از شیر. گرفتن این راه راه درستی نبود