۷ پاسخ

عزیزم شاید واقعا جیش نداشته.گاهی تا سه ساعت هم جیش ندارن

من روزای اول اصلا تودسشویی نمیومد چ برسه ب جیش کردن همه جای دسشویی ریسه ی تولد و چیزای قشنگ چسبوندم

روزای اول ک شروع کردم مدام اینحا سوال میکردم دوس داشتم یکی بیاد کلی بهم چیز یاد بده از تجربش بگه کسی نیومد الان ک دیدم تاپیکتو یاد خودم افتادم سعی کردم هرچی میدونم بهت بگم .

دختر من از دسشویی ما ک میترسید. از صندلی های جیش هم بدش میومد فکر میکرد ی نوع صندلیه و نباید جیش کنیم توش اینطور شد ک کنار دسشویی نشست رو سرامیکا.

تا جایی ک امکان داره توخونه بمونید مهمون نیاد. فقط،درحد ک روحیش گرفته نشه یه نیم ساعت پارک یا خرید سوپرمارکت ببرید وگرنه من ی روز رفتم خونه مادرم کلا مدلش عوض شد و نمیومد بعدش دسشویی انگار نباید از اون حالت یادگیری و فضا عوض شه.

فقط مایعاتو رو جوری بده نفهمه بهش داری اصرار میکنی روزی چن بار دمنوش و چایی های مختلف شربت دوغ این چیزا بیار همه خانواده بخورن برا اونم لیوان باشه بخوره اگ مخصوص گیربدی بخوره لج میکنه
چیزی ک برا دختر من خیلی جوابه قصه و شعرهای من دراوردی من قبل از خوابشه
جالبه ک دوس داره هرکاری ک در طول روز درمورد جیش و پی پی انجام دادیم رو یه گاو یا گوسفند یا یه شخصیت کارتنی بزاره جا خودش من قصه بگم مثلا اگ امروز دخترم پشت مبل پی پی کرد میگه بگو کلاغ کوچولو پشت مبلشون پی پی کرد مامانش بهش جایزه نداد دقیقا همونکارای ک خودمون میکنیم میگه براش جذابه فقط اخرشو میگیم قول داد فردا صبح بره دسشویی ‌ اخرشو به چیزی ک دوس دارم انجام بده با اب و تاب تعریف میکنم واقعا براش خوبه میفهمه ‌ فردا میگه کلاغه دسشویی نرفت ولی من میرم .
امتحان کن شاید ب بجه توعم جواب بده

عزیزم امیدوارم برات اسون باشه. فقط چیزای ک واجبه بهت میگم مهم نیس خونه نجس بشه مهم نیس خودشو خیس کنه و نباید اصلا دعوا کنی مادربزرگ عمه خاله هر کی رسید تذکر بده بچه روانی میشه بدتر لج میکنه نمیره چون واقعا ربطی ب اونا نداره دسشویی رفتنش مسئله شخصیشه
چیزایی ک برا من خیلی جوابه هردفعه تو دسشویی انجام بده ی جایزه و یه برچسب میگیره جایزه روزای اول پیتزا و کباب و ساندویج و عروسکای بزرگ بود ولی کم کم کوچیکش کردیم تا ب ژله و شکلات رسیدیم هردفعه بره ی چیز کوچیک میگیره .
چن روز سعی میکنن خودشون نگهدارن کم کم تسلیم میشن میبینن چاره ای نیس خودش خسته میشه از نگهداشتن جیش .
بهش مایعات و اب چای این ها زیاد بده از الان مواظب یبوست باش ب شوت ملین بده اگه جیش. رو نگه میداره مطمن باش پی پی بیشتر نگه میداره. حتما میوه و سبزیجات زیاد بده تو غذاش بریز خیلی اگ یه روز دفع نداشت نگران شو و اقدام کن تا طولانی نشه چون از جیش خیلی سخت تره پی پی
دسشویی رو جذاب کن رنگ انگشتی بده. ماژیک بده اونجا نقاشی کنه رو دیوار و زمین. من چن روز مجبوربودم تاپ شلوارک پام میکردم میدادم اونجا دست و پامو نقاشی کنه ک بتونم اونجا نگهش دارم فرار نکنه‌ بیاد توخونه ،شعر مخصوص جیش هم هس از عمو امید و فیلمای کوکو ملون خیلی خوبه گوگل بزن فیلم اهنگ و کلیپ های اموزش دسشویی رفتن میاد نشونش بده . خیلی اثرداره شعراشو بخونید خودتون براش

سوال های مرتبط

مامان آریو مامان آریو ۳ سالگی
پوشک گیری سختتر از چیزی بود که فکر میکردم.
روز اول با بی تجربگی شروع کردم.بهش گفتم که باید باهاش بای بای کنیم و پوشک بو میده.بریم دستشویی جیش کنیم و باباهاش بای بای کنیم..
جایزه و برچسب و هر چی لازم بود حاضر کردم..
از بد شانسی خودمم پریود شدم..
سه ساعت خودشو نگه داشت و آخرش روی موکت بووم...یهو ادرارش ریخت و وحشت کرد...یک ساعت بعد دوباره روی فرش...یک ساعت بعد دوباره روی فرش...فقط بخاطر اینکه میترسید خودشو نگه میداشت و میومد روی فرش کارشو میکرد...منم به گریه افتادم..اخرش تسلیم شدم و دوباره پوشکش کردم..
دیروز روز دوم بود..از ساعت پنج غروب با اینکه پوشک بود هر نیم ساعت میبردبم دستشویی و حیاط و تا ساعت ۱۲ اصلا پوشکش خیس نشد..
اما امروز که روز سومه اصلا دلش نمیخواد ادرار کنه...بهش گفتم پوشکت باید خشک باشه وتمیز..اما اذیت میکنه..
ابنم بگه تا صبح پوشکش پر از جیشه...
پوشک انوزشی هم خریدم که خوشش نمباد تن کنه...
ابن تنها راهه که پوشک پاش کنم و هر نیم ساعت باز کنم ببرم برای ادرار
مامان طاها و همتا مامان طاها و همتا ۳ سالگی
این تعطیلی اجباری کار و مهد کودک اینا
هیچ چیزی برای ما نداشت بجز یک حُسن ،اونم اینکه طاها رو از پوشک گرفتم ...
همش توی ذهنم بود عید بگیرم ، بعد برنامه مسافرت پیش اومد هی گفتم چه کنم چه کنم که خوردیم به این تعطیلی و جالبی ماجرا اینکه :
مادرهایی که هی اصرار دارین از ۱ سال و خورده ای ، از دوسالگی حتنا بچه هاتون رو از پوشک بگیرین ، نکنین این کارو ، هزار تا مشکل روانی و جسمی برای بچه بوجود میاد ، بچه باید خودش امادگی جسمی و روانی پیدا کنه .
طاها اول اینجوری شد که پی پی داشت خودش میگفت و میبردمش ، بعد خودم شروع کردم نیم ساعت ی بار بردن ، این برای دو روز اول، بعد دیگه توی خونه پوشکش نکردم و فقط موقع خواب ظهر و خواب شب و بیرون رفتن ، بعد ی بار که میخواستیم بریم خونه مامانم گفتم نمیخوام پوشکت کنم دیگه بزرگ شدی و کلی خوشحال شد و همین شد که موقع خواب گفتم بیا پوشک گفت نه همین شورت خوبه و شب موقع خواب هم نذاشت پوشکش کنم .
توی این پروسه فقط یک روز کلا خطا بود همش ،که صبوری کردم ، مهربونی کردم و دیگه اوکی شد .
الان شاید هر چند روز ی بار ، شاید اونم خطا بزنه.
اصرار به زود از پوشک گرفتن نداشته باشین.
تشویقی فراموش نکنین