۸ پاسخ

چون ناخوداگاهت عشق میخواد و دریافت نمیکنی به اندازه ای ک دلت میخواد این‌ خوابو میبیتی

اره من بیشتر خواستگار قبلیمو ت خواب اینجوری میبینم خودش ادم خوبی و مقبولی بود ولی بخاطر خانوادش بعداز صیغه محرمیت کنسل شد

این عکس کیه خوشگله

ی چیز جالب بگم تو خواب چن بار دیدم یا خاستگار دارم یا با یکی ام ولی توی همون خواب در ب در شوهر خودم میگردم .....حتی یبار دیدم منو ب زور شوهرم دادن ب یکی من همش میگم ن این ن اینو نمیخوام یهویی سمت دیگ شوهرمو میبینم میدووم پیشش میگم اینی ک من میخوام همینه 😍😍😂😂

شاید باورش برای خیلیا سخت باشه
ولی من دوران مجردی تو خواب عاشق ینفر بودم خیلی شبا میومد به خوابم و تو خواب
همش تو خوشگذرونی بودیم قیافش هنوز یادمه و به شدت ادم مهربونی بود

من قبلا با یکی دوس بودم دوران دانشجویی همیشه خواب اونو میبینمبا اینکه اصلا بهش فک نمیکنم😐
نمیدونم شاید بخاطر اینکه واقعا دوست داشته نشدیم ما این خوابا میاد دنبالمون
منم واقعا دلم میخواس مجرد بودم و با یکی که عاشقم بود ازدواج میکردم 🥲💔

آره منم یه بار خواب دیدم کسیو دارم دارم اونم دیوونه وار دوسم داشت خیلی خواب خوبی بود 🥰
بعد این که از خواب بیدار شدم چند روز حس افسردگی داشتم😜😅

خب خوابه دست خود آدم نیست دلیلی نمیشه چون همچین خواب های میبینی اهل خیانت باشی

سوال های مرتبط

مامان byanیوسف 😍😍 مامان byanیوسف 😍😍 ۲ سالگی
سوال:خیلیا خواسته بودین خوابم رو تعریف کنم که وقتی از خواب بیدار شدم دستم بود ولی میخوام از الان بگم هر کی میترسه نیاد خوابم این بود که انگار تو یه سالن بزرگ بودم بعد همسرمم کنارم بود بهم گف نگا کن تموم اونایی که باهامون اینکارو کردن اینهاشون عکسشون رو دیوار زده بودن یه مرد و یه زن بعد رو این عکس ها چند تا سرباز اومده بودن و رو هر کدوم از عکسا یه تابلوی بزرگ که روش سوره نوشته بود گذاشتن بعد تو خواب گفتن چون نباید کسی بفهمه بعد انگار اومدم تو اتاقم کنار تخت دو نفر بودن حسشون میکردم ولی نمیدیدمشون ولی راه رفتن و بالا پایین شدن تختم رو حس میکردم بعد از ترس یه کتابی کنارم بود اونو تو دستم میرفتم از ترس فک میکردم ازم محافظت میکنه ولی تا میگرفتمش سرم و زبونم جوری سنگین میشد (مثل وقتی بختک میاد تو خواب)و قش میکردم دوباره بیدار میشدم اون کتاب رو دستم میگرفتم دوباره همین حالتی میشدم اما وقتی بلند شدم دیگه با چشمام نمیتونسم خوب ببینم ولی گرفتم سوره بقره روشن کردم و هیچی حس نکردم دیگه (دوباره همین حس اومد ) بعد بلند شدم بوی خون و پتادین به مشامم میخورد (اینا همش تو خواب بود ) کنارم رو نگا کردم دیدم دخترم میگه چاقو و یوسف رو دیدم ادامه اش پایینه
فرزندپروری انومالی سونوگرافی