۹ پاسخ

انصافا بچه رو انقد نازنازی بار نیارین دیگه😐پس فردا وارد جامعه میشه انقد چالش های سخت هست که باید باهاشون دست و پنجه نرم کنه،در حقش ظلم میکنین با حساس بار اوردنش!
دیگه بچه ای که با یه خواهر یا برادر نتونه تعامل کنه،توی مدرسه و جامعه با اونهمه آدم چطور میخواد کنار بیاد

منمممممممممممممم
معلوم نیست شاید چندسال دیگه یکی دیگه بیارم امابنظرم توی این اوضاع ظلم بزرگی درحق بچه دومم میشه باتوجه به شرایط خودم میگم

منممممممممم،ولی فقط نه به خاطر بچه اول،میترسم در حق دومی ظلم شه و اینقدر که به اولی میرسم و وقت میذارم،نتونم که صددرصد نمیتونم و این خیلی اذیتم میکنه

من باردار ک بودم گریه میکردم زنگ میزدم مامانم میگفتم مامان من این ک تو دلمه اندازه پریماه دوس ندارم مامان چیکا کنم در حق دخترم اجهاف کردم یکی دیگه اوردم دخترم گناه داره نمیتونم بهش محبت کنم بهش رسیدگی کنم بعدا ک ب دنیا اومد هم بی نهایت خودشو تو دل هممون جا کرد هم اینکه برا پریماه شده بهترین هدیه دوتاشون همو بی نهایت دوس دارن از چهار پنج ماهگی ک غلط زدنو یاد گرفت صبحا ک بیدار میشد میرف بغل خواهرش موهاشو میکشید بیدارش میکرد اونم بغلش میکردو یعالمه میبوسیدش الانم ک دیگه همبازی شدن تغریبا البته پریماه هشت سالشه تغریبا ولی خب خیلی خواهرشو دوس داره سرگرمش میکنه

فکرای منه منم میگم عشق به دخترمو نمیتونم تقسیم کنم همه میگن اینجوری نمیشه

من چون سه تا خواهر دارم اصلا دوست ندارم بچه هام بدون خواهر و برادر باشن
از طرفی چون حداکثر فاصله سنی من و خواهرم هام ۱۲ ساله یعنی من که بچه اولم تا خواهر کوچیکم که بچه آخره فاصلمون ۱۲ ساله قشنگ میتونیم باهم ارتباط بگیریم و مشکلی برای یکی مون پیش بیاد میتونیم باهم در میون بذاریم و خیلی خوبه ولی همسرم با خواهر و برادرش فاصله سنی ۱۴ و ۱۶ سال دارن اصلا نمیتونن قشنگ باهم ارتباط بگیرن
برای همین میخوام بچه ام خواهر و برادر داشته باشه و فاصله سنی شون هم زیاد نباشه
درسته خودم سختی میکشم ولی میدونم چند سال اول سخته بعدش راحته

بچه ها واقعا به خواهر برادران نیاز دارن اینطوری خیلی تنها و اذیت میشن

آفرین دقییییییقا منم همینطورم
😂😂😂

وای دقیقا منم میگم یه بچه دیگه بیارم بعد بخاطرش هی پسرمو بگم نکن یا بخوام دعواش کنم وایییییی دیوونه میشم

سوال های مرتبط

مامان آرشام مامان آرشام ۱ سالگی
سلام مامانا
می‌خوام سوال کنم ببینم شما برای رابطه خودتون پیشنهاد میدید یاهمسرتون؟؟؟؟مم همیشه همسرم پیشنهاد میده من زیاد دورش نمیرم الان ۱۳روزه رابطه ندارم اصلاهم دلم نمی‌خوادچون یه وقت
هایی دلم میخواست واقعا فقط اون آبش رومی ریخت میرفت چون بچه هام بزرگن همه تویه اتاق می‌خوابیم وترس واسترس بیدارشدن شون دیگه کلاسردشدم همسرمم دوست داره من برم پیشش کارش روکنه البته همیشه هول هولی نمیکنه ها چون میترسه بچه‌ها بیدارشن فقط کار خودش رو می‌کنه منم دیگه دلم نمی‌خوادهوس هم نمیکنم اما اون همش غرمیزنع ویهم حرف میزنه بیشتردل سردوزده میشم هی می‌خوام برم طرفش یادحرفاش میفتم چون واقعا جامون تنگه همه یه جاخوابیم اصلا نمیتونم همچین ریسکی کنم یه خونه داریم جفتمون مال خودمونه هاا میگم بیا بسازیم تا حداقل اتاق خواب داشته باشیم حریم خصوصی نداریم اینقدر دست دست کردتاهمه چی رفته بالا دیگه نمیشه کاری کرد منم لج میکنم باهاش چون به فکر نبود خیال میکرد همیشه بچه ها کوچیکن پسربزرگم الان ۱۳سالشه دخترم ۱۰سالشه بچه نیستن که کنارشون کاری کنیم 😑 اصلا حوصله ندارم خودمم ناراحتم براش خیلی دلش میخواد ولی خوب من دیگه به نظرتون حق بامن نیست؟؟؟؟
فرزند پروری پوشک بچه کودک گهواره