جمله های اشتباه و کارهای اشتباهی که تو بازی انجام میشه و بچه کلا از بازی زده میشه
نصیحت نکنین:این کار بده انجامش نده.
وسط بازی درس اخلاق ندید:تو باید مهربون باشی.
هدایت کردن بازی:نه این جاش اینجا نیست بیا بریم اونحا بازی کنیم.
بی توجهی به بچه و احساساتش جوری بازی نکنین که عین تماشاچی بشینید
عجله برای تموم شدن بازی و درست رفتار کردن بچه ها.
وقتی بچه ناراحته مغزش دنبال دیده شدن احساساتشه نه آموزش و تربیت.وقتی تو ناراحتی نصیحتش میکنین دارین این پیام بهش میدید که احساساتم مهم نیست و رفتارم مهمه.پس تو بزرگسالی جایی که ناراحته سکوت میکنه که کسی از دستش ناراحت نشه(فکر کنم خیلیامون همین الان درگیرشیم)
فکر کن وسط ناراحتی خودتون یکی بیاد درس اخلاق بهتون بده🙂چکار میکنین دلتون میخواد دهنشو پاره کنین دقیقا حس بچتونم وسط ناراحتی همیشه و کاملا شروع میکنه به لجبازی.
وسط بازی که شما با رهبری بچتون شروع کردید هی دستور میدید و هدایتش میکنین درنهایت بازی خسته کننده میشه براش و رهاش میکنه.بعد میایم میگیم بچمون اصلا بازی کردن بلد نیست چرا جانم بلده تو داری اعصابشو خرد میکنی.
بعد وقتی داره باهاتون بازی میکنه عین تماشاچی نشستید و فقط میگید پرت نکن.خراب نکن خب اون بچه الان نمدونه چشه و باید شما بهش مسیر آروم شدن نشون بدید.
اشتباه آخر که خیلییی زیاد رایجه خودش یه تاپیک جدا میخواد.

تصویر
۲ پاسخ

من مطالب رو دنبال میکنم و عالی
سپاس از شما
امیدوارم بتونم پیاده کنم

واای من با بیچاره بچم بازی هم نمیکنم🥲مدیونم بهش
اسباب بازی هاشم نمیدم 🥲😔
پسرعموش میاد میبینه ک ی تیکه اسباب بازی هس کل کمدو میریزه زمین و ب حرفمم گوش نمیده واس همون اعصابم نمی‌کشه
بخاطر این نمی‌دم ک تا نیاد نریزع

سوال های مرتبط

مامان هامین مامان هامین ۲ سالگی
من برای مثال این بازی سن دوسال میگم چون بحثمون راجب دردسرای دوسالگیه.ما ۱۰ دقیقه بازی در نظر میگیریم.
تو دودقیه اول فقط میخوایم بچرو دعوت کنیم به بازی.
میای باهم لگو بازی کنیم؟بعد خیلی با حوصله میشینیم و منتظر میمونیم شروع بازی با بچه باشه.(اصلاا دخالت تو نوع چینش نمیکنین فقط حمایت میکنیم بدون قضاوت)
تو ۲تا ۵ دقیقه بچه شروع میکنه لگو هارو رو هم میزاره.
تو این تایم ممکنه بهر دلیلی برجش خراب بشه و باعث ناراحتیش بشه خب بچه ممکنه گریه کنه ممکنه عصبانی بشه ممکنه لگوهارو مرتاب کنه و....
جمله های سرکوب کننده ممنوع بجاش فقط تو اون لحظه اخساسشو بهش معرفی میکنیم(اا ناراحت شدی؟برجت ریخت عصبانی شدی)؟باز هم قضاوت ممنوع.
حالا یه عروسک وارد بازی میشه و تو اون تایم بچه بشدت عصبانیه و ناراحت و داره واکنش نشون میده.
بهش میکیم میخوای به عروسکت بگی چقدر ناراحتی که برجت ریخته؟یا وایی عروسکت ازینکه صدای بلند میاد ترسیده چون نمیدونه تو چرا انقدر عصبانی هستی.
و خودتون شروع میکنین با زبون کودکابه به عروسک گفتم که چرا ناراحته وعصبانی و بعد بجای عروسک صحبت میکنین وایی عروسکتم ناراحت شد که برج ریخت دوست داره از اول بسازه میای ۳تایی باهم بسازیم؟
و باز ادامه بازی تا ۱۰ دقیقه تموم بشه.
بعد اون تایم اعلام کنین بازی تموم شده و اگر دوست داری میتونیم بازی جدید کنیم.تو این بازی شماهم احساساتشو معرفی کردید هم راهکار نشون دادید بدون دستور و برخورد و اموزش جدی
مامان هامین مامان هامین ۲ سالگی
بازم سلامممم🍓🍓🍓😄😄
خب اومدن مورد آخر که گفتم خیلیییی مفصلتره و خودش یه تاپیک جدا میخواد توضیح بدم و برم🫣🫣
عجله برای تموم کردن بازی و درست شدن رفتار بچه.
شروع میکنیم به بازی بعد یه مدت روند بازی باب میل ما پیش نمیره حوصلمون سر میره کلافهدمیشیم عصبی میشیم هی شروع میکنیم به باشه آره نه و....با بیحوصلگی جواب بچرو دادن و در نهایت دیگه خیلیی لجمون میگیره و میگیم خب بسه من برم به کارام برسم 🫡فکر کنین وسط یه حال خوبتون یکی بیاد گند بزنه بهش😢😩چه احساسی دارید؟دقیقا بچه همون احساس تو همون لحظه داره تجربه میکنه.
یا گوشی زنگ میخوره وسط بازی ول میکنیم میریم پی گوشی حرف زدن احساس بچه چیه؟هرچیزی مهمتر از منه و اولویت داره نسبت بمن.حس کامل ناکافی بودن و همیشه نفر دوم بودن تو ناخوداگاهش شکل میگیره🙄بعد تو نوجوونی میگیم چرا بچم هی تز خودش ایراد میگیره چرا هی دنبال جلب توجه و....چون تو مادر و پدر این حس عین یه دونه تو ذهنش کاشتید و تا نوجوونی آبیاریشم کردی حالا اینم حاصل همون دونه کوچولوتونه🙂
مورد دوم عجله تو درست شدن رفتار بچس.
چرا پس گریه میکنه دوباره؟چرا جیغ میزنه باز؟
اولویت اول ما تو درست شدن رفتار بچه نیست هدف از روش بازیcprt اول رابطه امن بین بچه و والد هستش دوم شناخت احساسات و سوم اطمینان و اعتماد بیشتر.
این ۳تا مورد اگر شکل بگیره رفتارها رفته رفته بهتر میشه.
درواقع ما به بچه میگیم احساساتتو میبینیم درکت میکنیم و با همین احساس دوستت داریم.
مامان هامین مامان هامین ۲ سالگی
خب نشونه بعدی که خیلیی از ماها درگیریم و خیلیی اذیت میشیم و اکثرا باعث عصبانیت و خشممون میشه.
بیخوابی بچه ها.کم غذا شدن بچه ها(این ربطه به این نداره که چون تز شیر گرفتید بد غذا شده).همکاری نکردن بچه ها تو کارهای عادی که قبلا انجام میدادن.
مثلا مامانی بچشو از پوشک گرفته و بچه تا چندروز پیش خیلیی قشنگ همکاری میکرده ولی الان داره هی خطا میده و دستشویی نمیره.یا مثلا قبلا بازی خاصی دوست داشته و الان اصلا سمتش نمیره یا برعکسش شروع میکنن به انجام بازی که قبلا اصلا علاقه ای بهش نداشته.
تو این دسته رفتارا ما تا یه جایی با بچه همکاری میکنیم که بچه در نهایت انتخابش بشه هدفی که ما داشتیم.
مثلا الان تایم خواب هامین میشه من به هامین میگم خب دیگه بیا بریم اماده بشیم برای خواب و این کار هرشب راحت انجام میداد ولی امشب نمیخواد بخوابه و هی میگه نه بازی کنیم نه میخوام کارتون ببینم نه میخوام اب بازی کنم و بهونه هایی که جدیدا یادگرفته.ما هیچ اجباری تو رفتارمون با بچه نداریم چون این موجود کوچولو بلد نیست با ما سازگار بشه ما بزرگیم و یادگرفتیم سازگاری با اطرافیانو پس ما باید همس اینا بشیم و با قدم اینا راه بریم.