۹ پاسخ

آخ من موندم بدبخت خانما چرا هم باید سختی بارداری و زایمان رو بکشن .هم مصیبت بچه داری و هم مراعات کنن مردا رو و هم به فکر سردی و گرمی رابطه باشن ،بس این مردا قراره چیکار کنن..ببخشیدا زنا خر دوکلوم حرف عاشقانه شنیدن هستن ‌مرد می‌تونه یک ساعت از خواب قبلش کمتر بخوابه بیاد کنار زنش,یه کم محبتی .ماساژی .چیزی ..بعد بره بکپه ..ما چرا همش فکر همه چی رو میکنیم ..ملاحظه خوبه بخاطر سرکار رفتنشون ولی خوب اونام باید مارو درک کنن والا بخدا مادر مگه آدم نیست ..

حتما شوهرت اینجوری راضی به اون بگو بهم توجه کن بیا سمتم حتما باید من بگم بهت...

بچه رو بده اون هم نگه‌داره
اینقدر نمی‌خواد ملاحظه‌اش رو بکنی
یکی دو ساعت در روز بچه رو بسپرید به یکی دیگه تا بتونید باهم وقت بگذرونید

هم ببین سعی کن بچه رو بخوابونی بعد خودتون کنارهم بخوابید من الآنم که الانه دوست ندارم از شوهرم جدا بخوابم ولی مجبورم یه دونش یه سمت یه دونه دیگش سمت دیگه

وای دوس ندارم زندگیم اینجوری سرد بشههههه
امشب سر یه چیز الکی باهاش قهر کردم در قفل کردم نیاد تو اتاق رفت خوابید

من که از وقتی ازدواج کردیم کلا نمی تونیم زیر یه پتو خواب بریم اون می تونه کم اما من اصلا خوابم نمی برع پتو هامون جدا بود از وقتی که بچه دنیا امده دیگع کلا دور از هم می خوابیم رابطه هم اولاش من سرد بودم اما دارم درست میشم نه میل دلشتم نه لذت می بردم

منم از بس درگیر بچه و کاراش هستم یکم از شوهرم دور شدم ولی نه اینکه مث قبل دوسش نداشته باشم بنظرم یکم بگذره درست میشه ولی تو یه تایمی که بچه خوابه میشه با شوهر وقت گذروند

عزیزم‌اشتباه کردی جاتو جدا کردی
اولین قدم تو سرد شدن رابطه جدا شدن موقعه خوابه
منم یه مدت اینجوری بودم، ولی نزاشتم بیشتر دور شیم

بعد زایمان یکم انجوری میشی ولی سعی کن باهاش گرم بچی

سوال های مرتبط