۷ پاسخ

منم تجربه کردم توی هر دو زایمانم.
من فکر میکردم چون دورم خیلی خلوته و دست تنهام و بی محبتی بیش از حد اطرافیان رو دیرم اینجوری شدم
بعد دیدم‌نه دوستم تو بهترین شرایط هم اینجوری شد
واقعا یادم نمیاد تا کی طول کشید این حال، ولی کامل خوب نشده انگار چون هنوز یاد کارای بقیه میوفتم عمیقا بهم میریزم
حتی برای این زایمانم هم تن و بدنم میلرزه

منم همینطور بودم سر زایمان اولم
همش گریه
ولی بعداز یکماه به خودم اومدم دیدم دارم نابود میشم، تا خودت نخوایی بهتر نمیشی
سعی کردم برنامه ریزی کنم و خونه و زندگیمو مرتب نگه دارم، مولتی ویتامین و آهن و کلسیمم حتما بخور

منم تقریبا همینم😩 حوصله ی خودمم ندارم

منم فعلا همینم
نمیدونم والا امیدوارم زودتر خوب بشیم

منم سر پسرم افسردگی بعد زایمان گرفتم

طبیعیه عزیزم منم همین جوری بودم ،کم کم خوب میشی

من تازه یکم دارم بهتر میشم ولی ی روزایی خیلی حساس میشم

سوال های مرتبط

مامان عسلچه ها مامان عسلچه ها ۵ ماهگی
برخلاف بعد از زایمان دومم که فقط یه ساعتایی یکم حال بد و افسردگی موقت سراغم میومد، این سری از بلافاصله بعد از زایمان همش دلم میخواد گریه کنم🥲 اولین گریه رو تا بچه رو دادن بغلم کردم، دومیشو وقتی که اتاق خصوصی خالی نبود و به خاطر هم اتاقیم همسرم نتونست باهام تو اتاق بمونه و حدودا یه ساعتی تا اتاق خصوصی خالی بشه تو اتاق بدون همراه موندم و هیچکس نبود حتی یه لیوان اب بهم بده کردم🥲 بعدشم اومدم خونه و دلم برای بارداری تنگ‌شده و پیشاپیش دلم برای نوزادی دخترم تنگ میشه و تصور اینکه شاید آخرین باری باشه که این دورانو تجربه میکنم باعث میشه هی بغض کنم و اشکام بیاد🥲 کسی هم نیست که بیاد دیدنمون و فقط خودمونیم و دورم خلوته🥲
ولی دیشب نشستم یه دل سیر خاطره و عکس و فیلمای دوران بارداریمو‌نگاه کردم و انگار یکم کمک کرد که عبور کنم، دعا کنید گذر کنم و حالم بهتر بشه چون سر بچه اولم که افسردگی بعد از زایمان گرفتم اصلا نتونستم درست از نوزادیش لذت ببرم🥲🤲🏻