۷۰ درصد راضی ام
از بعد زایمانم کلا شوهرم عوض شده
رابطه احساسی نداریم چ پیام چ زبونی..
رابطه جسمی هم هر یماه یبار اونم ده دقیقه ن معاشقه ی درست و حسابی ن بعدش ..
سری از جا پامیشه میره حموم😄
قبلا بیشتر وقت میزاشت الان نه
قبلا مناسبتا یادش بود حتی یه گل میخرید
الان ک نه تبریک میگه ن گل ن کادو
هیچ..
فک میکنم خودم بدش کردم
ایقد باهاش ساختم ک ..
میگن زنی ک بسازه بی ارزش میشه
زنی ک خرج میکنه زیاد ارزشمم بیشتره🫠
خب مرسی از تاپیکت
اینجا دیگه میشه کمی بگم
اول اینکه ۳۰ درصد راضیم
اولا عاشق و معشوق بودیم
از اول درآمد خوبی نداشت ولی برام مهم نبود چون خودشو میخواستمو میدونستم منو میخواد ...
رابطه اولا خوب بود مقدارش نه کم نه زیاد
چند ساله ولی ماهی یلار دوماه یبار
چندین بار گفتم برو دکتر
همش خستس
مثل آینه میمونه بخندی میخنده اخم کنی اخم میکنه ناراحت باشی ناراحت میشه
اصلا این بشر از خودش هیچ احساس مجزایی نداره و این منو دیوونه میکنه من نیاز دارم وقتی خودم حالم خوب نیست بیاد حالمو خوب کنه ولی میبینه من ناراحتم اونم ناراحت میشه باید بری بگی ببخشید که ناراحت بودم ناراحتت کردم🤦🏻♀️😑
الانم نه پول داره نه اخلاق نه اعصاب نه عشق ...همش میگه عاشقتم خب آخه لامصب فقط بگی به چه دردم میخوره کو عشقت؟؟ عادت کرده همین
از انگیزه افتادم
این داغونم میکنه که من میتونستم انتخابای عالی از لحاظ موقعیت های اجتماعی و پول و خانواده داشته باشم ولی گفتم اونا که عاشقم نیستن و من عشقی که بعد ازدواج بیاد رو دوست نداشتم
الان میگم اگر با یکی از اونا ازدواج میکردم صد درصد وضع الانم بهتر بود
بماند که چه حسرتایی به دلم بوده و هست و خواهد بود
بماند که از مادرش و خانوادش متنفرم
بماند که پدر و مادرش عین خودش بچه ان ...
الانم بخاطر بچم موندم
از این میسوزم که بعد بچه آگاه شدم
کاش نمیشدم یا قبل بچه میشدم
خوشبختانه پسرم هم اخلاقش هم قیافش کپی خودمه مثل خانواده همسرم نیست
دیگه همسرمو دوست ندارم
روز به روز داره به عرضش اضافه میشه
تنبل تر میشه
و غیرقابل تحمل تر ...
من از زندگیمو رابطه با همسرم و انتخابم ۹۹ درصد راضی ام ولی ۱ درصد اینکه دوری پدر و مادرم هست سخته برام ولی همسرمجبران میکنه حالا هرچند کوچیکولی از توانشبیشتر هم برام پدری و مادری میکنه هم اینکه دوستمه
والا از فراری بودن همسر نمیدونم چی بگم چون خودمم شوهرم زیاد خونه نیس یعنی همش سرکاره اما خداروشکر رفیق نداره 😄داره اما دیگ شهر هستن
عزیزم من صد درصد راضیم همسرم هرروز بیشتر بهم عشق میورزه بخاطرم حاضره جلوی همه بایسته
معاشقه خیلی خوبی داریم به کارای بچه رسیدگی میکنه خونه باشه غذامیپزه اصلا قهر ودعوا نداریم
منم خیلی بهش احترام میذارم همه جوره باهاشم پشتشم من هیچ ویژگی منفی توش ندیدم هرکی ما رو دیده فهمیده الحمدلله
صفر صفر صفر تا ابد صفر
منم سی درصد ..بخاطر بچه ها دارم زندگی میکنم.......
من۸۵٪ راضیام، وقتی تو خونه هست کارای دونفره زیاد انجام میدیم بازی میکنیم، یه دسری که میخوام درست کنم ازش کمک میخوام باهم انجام بدیم، فیلم میبینیم و… اخلاقای بد هم داره منم اخلاقای بد دارم ولی تقریبا قلق هم دستمون اومده و میدونیم چطور باید سازش کنیم
از بعد خیانتش نه من آدم سابق شدم نه اون ..نمیدونم چند ب این زندگی و میشه داد
۱۰۰ از ۱۰۰
زندگیمون رو با امید و عشق شروع کردیم
خداروشکر میکنم که همسرم کنارمه
هرشب واسعه سلامتیش دعا میکنم الهی همیشه سایش بالاسر منو بچه هام باشه🩵
50درصد اونم فقط بخاطر بچهام😂
من۳۰درصد
بخاطرپسرم موندم
کلا ازخونه فراریه
بیشترچسبیده به خانواده خودش
همه چیو ازم پنهان میکنه
قبلاخیلی حواسش بهم بودالان برعکس شده
چیزی بخوام بایدچندماه بگم تابرام بخره برعکس قبلا
نسبت به منو پسرم خیلی بداخلاق شده مدام دعوا راه میندازه رواعصابم راه میره
رابطه هم ۶ماه یکباراونم درحد۵دیقه که ترجیحم اینه اصلارابطه نداشته باشم
مدام غرمیزنه وفقط بفکر خودشه ازلحاظ تغذیه وخوراک وپوشاک
اما من انگار وظیفه م که مثل خدمتکار کارکنم توخونه
بخاطرهمین مدام دعوامیکنیم🥲
به خاطر بچم فق،ط هستم
من به زندگیم نمره 50میدم
من در کل خیلیی زن بسازی هستم توقعم هم از شوهرم فقط خوب حرف زدن و احترام و محبت بوده اونم خوبه ولی تا موقعی که من خوب باشم . با کوچک ترین حرف بد من شر بپا میکنه قهر میکنه یچور رفتار میکنه انگار 18 سالشه. بلد نیست منو اروم کنه و این قضیه خیلییی افسوردم کرده.
خیلی دوسم داره ولی چون یک دنده هست حاضره بزنه زیر همه چییی
کاش یزره مردونه رفتار میکرد.
خیلی بالا پایین داشتیم خیلی اخلاقای بد داشتیم ولی ساختیم با هم ،،، الان از صد ۸۰ میدم
ای گوگولی ناز من نود درصد راضیم از همسر گرامی ده درصد هم هیچ آدمی کامل نیست که بهش صد بدم هوای منو داره خسیس نیست هر چی بخوام پول میده و میخره
رفیق بازی هم نمیکنه تفریحش فوتبال یا استخر هست جمعه ها کلا در اختیار من و دلا نباید زیاد رفیق باز باشه رفیق زندگی ادمو کلا نابود میکنه
من به زندگیمون ۶۰ میدم،ما از اول این مشکلو داشتیم اون بیشتر میخواست با دوستاش بره تفریح الانم همچنان همون جوره وقتاییم که با ما میره فقط میره که رفع تکلیف کنه اخلاقش خوبه فقط یکم تنبل و خسیسه
مامانا زندگی قبل ازبچه داری بابعدازبچه دارشدن خیلییییی تغییر میکنه نباید همون توقع رو داشته باشیم الان یه شخص سومی اومده که محبت هردو بیشترسمت بچه است وطبییعه که مثل قبل نباشن ولی نه اینکه کلا دیگه محبت نکنن
ولی خب مردا کلا شبه بچه ها هستن باید بهشون اهمیت داد
۴۰ درصد
۰ درصد راضی ام😀
نمیتونم درصد بگم خوبه بد نیس گاهی فک مکنم یغیر این با کس دیگه نمیتونستم کنار بیام گاهی هم ازش خسته میشم خستگیم ک زیاد شه میگم منو ببر خونه بابام هوا بخورم یه هفته ده روز تنهایی میرم و برمیگردم دوباره زندگی جریان داره
شاید ۵۰
شاید ۶۰
شوهرم خیلی خنثی شده اونجوری که باید حتما بهش بگم که تو منو دوست داری ؟ اونم میگه دوستت دارم که باهات زندگی میکنم
بعد یه هفته ای خوبه بهم میگه دوستت دارم
ولی من اصلا اون مدل. دوست داشتن رو نمیخوام چون خودم بهش گفتم
من نمره ۱۰۰ رو میدم و از زندگیم راضی هستم تنها چیزی که روی زندگی ما خیلی تاثیر داره احترام گذاشتن به همه
شاید 30 نمیدونم مشکل از منه یا همسرم کلا باهمه خوبیم تا تنها میشیم دعوا میکنیم سر چیزای الکی تو خونش حس کلفت بودن بهم دست میده. تو هیچ چیزی کمک نمیکنه همش دستور میده زود باش چند ساعت یه کاری رو انجام میدی. واقعا درک نمیکنه کل روز بچه دوقلو سرکله زدن دست تنها چجوری هس. مهم شکمشه باید سرموقع غذا آماده باشه اگ نه که واویلا واقعا با بچه دوقلو شوهری مثل این انتر زندگی سخته خودش وبچه هاش بلانسبت فرصت یه دستشویی رفتنو ازم گرفتن.
تنها انگیزه بلند شدنم از خواب برای ادامه زندگی کلمه مامان گفتن بچه ها هس میگم گناه دارن
عشق
رابطه زناشویی
مسافرت
بقیه چیزاش بخوره توسرش وقتی کمکم نمیکنه
30درصد الان قبلا هیچی
اصلا خوب نیس دوسش ندارم
خیلی هم اختلاف داریم
۲۰ درصد
من از صد ۴۰ میتونم بگم
ننیدونم چراشوهرم فکر میکنه من باید بهترین باشم اونم هرچی بود اشکال نداره من باید تو همه چیز بهترینش باشم دلیلش هم اینکه که اون جز من کسی رو نداره باخانواده خودش کلا قطع رابطست
من شوهرم کلا عاشق اینکه با من و پسرم وقت بگذرونه پایه اش هستم هرکار بخاد بوده من پایشم و همیشه گفتیم هر کدومشون بخاییم هرکار بکنیم تو خونه باهم
سیاست اعتماد به نفس دارم
ب خودم ارزش فائل میشم
خرج میکنم
ب خودم میرسم
رابطه خوبی دارم
دیگه اینکه از همه مهم تر قلقل شوهرم دارم میفهمم چی خوش حالش میکنه چی ناراختش میکنه
صدازصد 🙃🤍
از اول نامزدی نذاشتم با دوستاش بره بیرون گفتم هرجا بری خانوادگی دیگه شد عادت براش اصن نمیره صدشو واسه منو پسرم میزاره از همه نظر عالیه ولی من اصن روحیه و انگیزه ندارم 😪نمیدونم والا چیکار کنم،،
۱۰۰ درصد خداوند نگهدارش باشه
انشاالله که سالهای سال در کنار هم همراه بچهامون با خوشی و شادی زندگی کنیم الهی آمین🤲
نفسم به نفسش بنده اونم همینطور
بدون هماهنگی با من هیچکاری نمیکنه
خیلی بهش اعتماد دارم ❤️❤️❤️
دقیقا مشکل منم همینه همجوره اوکیع ولی من میشینم برا آخر هفته مون برنامه میریزم ک کجا بریم ببریم بچه رو یهو پنج شنبه میاد میگه من میخوام آخر هفته با دوستام برم مثلا فلانجا بعدم ک برنامش بهم میخوره میاد میگه تو دلت نخواست من برم و جور نشد کلی گند میزنه ب عصاب من بعد انتظار داره حالم خوب باشه
بعد بچه خیلی تغییر کرده خیلی قبلا کمک بود تو خونه در حدی ک من تو ۳ ۴ سال زندگی انگشت شمار جارو میکشیدم
شوهر من همش چسبیده ب منو دخترمه نمیزاره وقت بگذرونیم جدا جدا
من با دوستام بیرون میرم ولی شوهرم نمیره
خیلی حساسه و بد دل فقط
وگرنه همه چیزش خوبه
انگیزمم دخترمه
۱۰۰ درصد همهجوره راضیم و اون مقداریم خونه نیست همش سرکاره بنده خدا
والا سعی کردم بخندم شاد باشم محیط خونه رو شاد نگه دارم کارایی که دوس دارم و داره انجام بدم که روحیه خودمم حفظ کنم، بعدش بغلش میکنم بوسش میکنم میدونم با چیا خوشحال میشه با چه حرفایی وابسته تر میشه
ولی دوشب پیش من خراب کردم متاسفانه
حرفایی مادرشوهرم اینا و بی احترامی شون یادم افتاد من داشتم آروم باهاش حرف میزدم میگفتم حالم بد بوده باید باهام حرف میزدی حرفم زد من لج کردم گفتم هیچی... خلاصه من گند زدم... والا دردش بجونم عالیه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.