۲۶ پاسخ

نمیدونم عزیزم ولی اول برو پیش مشاور
نطر من اینه که دیگه بجای گله و شکایت همش از بچت تعریف و تمجید کن قربون صدقش برو مخصوصا جلو شوهرت همش خوشحالی کن حتی اگه ناراحت بودی یه جوری به بچت برس و بهش توجه کن که شوهرت حسودیش بشه و دیگه حداقل جلو شوهرت گلایه نکن تا تو روت وایسته یه جا دیگه بگو مثلا به ماها که میدونیم سختته.
برای فکر خودکشی و فلان بنظرم یه سر پیش روانپزشک برو حتما حتما خوب میشی ،تجربه کردم که میگم عزیزم ❤️

الهییی چه قاب خوشگلیی🥹🥹
بیخیال عزیزم بهش فکر نکن
مردا همینن تا یچیزی میدونن هی میخان سرکوفت بزنن توهم رک حرفتو بهش بزن بگو نمیدونستم اینقده سخته
دلت میاد این طفلکو رها کنی 🥹
میدونم سخته هرکدوممون یه مشکل داره ولی بخاطر بچه هامون کنارمیایم
خودتو با نی نی سرگرم کن و به این چیزا فک نکن گلم😘😘❤

خودکشی فقط واسه اینکه شوهرت میگه خودت خواستی ؟
ببین خواهر مشکل اصلی ما خانما اینه که انتظار داریم شوهرامون همونطوری که ما به موضوع نگا میکنیم نگا کنن ، از یه زاویه ی مشترک
درصورتی که مردا هیچوقت واسه درد دل کردن گوش خوبی نیستن و اغلب بلد نیستن اونطوری که باید جواب بدن ، از سادگیه یا طبیعتشون اینجوریه نمیدونم ولی هرچی هست از رو بدجنسی یا بی علاقگی نیست مطمئن باش
من خودم میمیرم واسه شوهرم اونم همینطور
ولی هروقت باهاش درد دل میکنم درجا پشیمون میشم 😂 چون مردا اصن بلد نیستن توو همچین مواقعی اونجوری که باید جواب بدن
تو که داری میگی دوسمون داره و فلان
پس الان تنها کاری که باید بکنی اینه که : توو زمینه ی بچه داری اصلااااا باهاش درد دل نکنی همین
کاری نداره که قربونت بشم
بچسب به زندگیت و‌ شوهرت که هیشکی واست اون نمیشه
بوس بهت ♥️

دقیقا وضعیت منم همینه. شوهرم میگف من حوصله بچه ندارما من با خودم میگفتم بچه بیاد دیگه نمیگه. الان. تا میگم. کمک کن میگه میگه حوصله ندارم. تو مادرشی.خودت خواستی و.... منم اعصابم خورد میشه اوایل داشتم افسردگی میگرفتم ولی به خودم اومدم دیدم اینطوری اذیت میشم دیگه زدم به بیخیالی شوهرمم با زبون گرفتن. یا دعوا مجبور میکنم بچه رو نگه داره و کمک کنه😅😐

عزیزم تو یک مادر قوی هستی همیشه طوری پیش برو قدرتمند که گل دخترت بزرگ شد به داشتن چنین مادر مقتدر و مستقلی افتخار کنه اون افکار رو از سرت بیرون کن همه مادرا شرایطمون شبیه همه گلم من هم درس میخوندم برای فوق لیسانس هم بچه داری بشدت هم خونمون پررفت و آمده خانواده ام هم یه شهر دیگه هستن خودم تنها بچه هامو بزرگ کردم یه دفتر برای خودت بزار دفتر درد ودل باخدا اونجا از هر کسی ناراحت هستی بنویس فحشش بده خودتو خالی کن و پرقدرت به وظیفه مادریت مجدد عمل کن عزیزم اون بچه در عالم زر انتخاب کرده که شما والدینش باشید در مسیر زندگی در کنار هم لذت ببرید

عزیزم همینجوری هست غصه نخور

شوهر منم بهم اینجوری میگه بچه اول رو که آوردیم پیش همه می گفت که به خواسته من بچه آوردیم عذابم میداد نمی تونستم شکایت کنم همه بهم می گفتن خودت اوردی تحمل کن و...هیچ وقت کمک نمی کنه و کنارم نیست به تنهایی دارم بزرگ شون می کنم خیلی سخته کم میارم گریه می کنم ولی چاره ای ندارم
منم همش به خودکشی فکر می کنم ولی باز می گم بعد من بچه ها چکار کنن حالم خوب نیست

ی چیزی بگم..شوهرت از دوس داشتنشه که اینطوری میگه انگار از اینکه تو خسته میشی ناراحت میشه ،با اینکه بچشو خیلی دوست داره ولی بازم نمیتونه خستگی تو رو ببینه
و اینکه بلد نیست یا متوجه نیست
شوهر منم همینه ،منم دو تا بچمو خودم خواستم ، موقع دومی که همش میگفت یادت نره تا یکسالگی اذیتی هااا یادت رفته چقدر غر می‌زدی باز الان میگی بچه..
من گفتم یادمه ولی باز میخوام و بازم خسته بشم از میزنم ولی میگذره 😂😂
شوهرم اینجوری بود که مثلا خستم یا مریضم ظرفا نشسته بود ،میگفتم وای ظرفا مونده میگفت ولش کن ،ولی نمیگفت من برم بشورم...الان خیلی بهتر شده و من خیلیییی واضح بهش حرفامو میزنم و توقعاتمو میگم
گاهی میگم عین جمله ای که من کفتم رو تکرار کن و بهم بگو تا حالم خوب بشه 😂🥲در کل همش باید یادش بدم و بگم ،از خودش بلد نیست

چقدر شبیه من
منم به اصرار من اوردیم
اون موقع هم قبل اینکه اقدام کنیم و تو‌بارداری هزار بار بهش گفتم حق نداری اومدم از خستگی و دلگرفتگی باهات درد و دل کنم بگی خودت خواستیا
این‌جمله رو‌هیچوقت بهم نگو

الان کارش زیاد شده دو سه بار بهش توپیدم که من تو خونه دست تنهام نمیرسم به کارا زودتر بیا خونه
این حرفو بهم زد
منم از اون‌موقع باهاش سر سنگینم‌و اصلا ازش کمک نمیخوام
تو خونه هم میاد با دخترم خودمو سرگرم میکنم اصلا سمتش نمیرم
بلند بلند قربون‌صدقه دخترم میرم
هی میگم خداروشکر تو‌ رو بهم داده
فهمیدم مرد جماعت کسی نیست که تو‌بخوای بری باهاش دردو‌دل کنی و بخواد نی نی به لالای تو بذاره
تو هم ازش دل بکن
سخته ولی خودت راحت میشی بعدا

مطمعمن باش همه همینن من
با اسرار اون با کلی دعا توکل بچه دار شدیم من مریضم ...با اینکه اصلا کم نمیزارم گله هم نمی کنم چون اصلا راحت نیستم گله بکنم خودش دلش بخواد محبت میکنه نخواد نمیکنه یه مدت منم اینجوری بود من خیلی کارم زیاد باید نهار صبحانه عصرانه کارگر هم حاضر کنم دیگه بماند چقدر توخانه وسواس دارم ...ولی هیچ پا به پای دلم نمیاد یا نمیتونم بگم این کار بکنیم یا نکنیم میدونم دوسم داره بی اندازه ولی بخدا بعضی وقت دوست داشتن خالی کافی نیست

کاشکی شوهر من بچه نمی‌خواست 😐😐
ولی خودتو ناراحت نکن دلت یاد این حرفو بزنی نگاه دخترت کن بگو توبه ببین خدا چه دختر نازی بهت داده هر چقدر هم سخت باشه میگذره هی بهتر میشه فقط کمی صبورتر باش

شوهر منم تا من میگم خوابم میاد یا خستم سریع میگه خودت خواستی، منم دیگه نمیگم همش میچسبم به بچم، شوهر منم اینحوری بود تا میخواستم درددل کنم یا گلایه کنم مخصوصا در مورد خانوادش یه الم شنگه ای به پا میکرد که من لال میشدم، خیلی وقته دیگه نمیگم، تو حموم تو خلوت با خودم درددل میکنم، هرچی میخوام به اون بگم به خودم مبگم انگار یه رفیق دارم، اینحوری تخلیه میشم، چون همش باید دعوا میکردیم

خدا چه دختر نازی دلت میاد این جوری ویکی ،این مرحله از زندگی هم میگذره عزیزم بچت بزرگ میشه و سختی هایش تموم .پیش اون شوهر کردن کلفتت هم دیگه درد دل نکن تا بره گم شه

بزار دخترت یکم به شیرینی و دلبری برسه اون موقع میشه دختر باباش خودکشی چیه مگه این چه مشکلی که بخوای به این چیزها فکر کنی واقعا

عین شوهر من درکت می کنم غصه نخور باز خداروشکر تو کار خونه کمک می کنه شوهر من استکان جا به جا نمی کنه تمام مسئولیت زندگی باهام ولی مطمئنم میتونم، تو هم نگران نباش

بعدم این فسقلی نازو داری برو خدارو شکر کن

شوهر منم همینه. خیلی ازش بی محبتی دیدم منم فقط و فقط بخاطر بچم تحمل میکنم عزیزم بچه داری واسه همه سخته شمام تحمل کن و میگذره سخت نگیر

بنظرم مامان ملکا درست میگه الان شرایط زندگی سخته و ماها هم که بچه دوست داشتیم الان گاهی گله میکنیم این شرایط میگذره بزرگ میشن بیشتر شوهرها تیکه و حرف مفت زیاد میزنن و به همون اندازه حسودن جلوش از دخترت تعریف کن و قربون صدقه دخترکوچولوت بکن دیگه کم کم این حرفا رو بهت نمیزنه خودتم پیش مشاور برو درددل رو پیش اون کن تا راه کار بهت بده

خیلی دخترت نازه.به همسرت بگو مگه تو نمیخوای یا دوسش نداری؟به عنوان پدرمسئولیت داری بایدبه عنوان پدربه بچه محبت کنی وگرنه دیگه نباید به خودت بگی پدر

سلام عزیزم اصلا غصه نخور مردایی که بچه میخوان کمک نمی کنند شوهرت تو که هیچ. مطمئن باش انقد دوستون داره که یک لحظه بدون شما نمی تونه ولی غرور لعنتی مردانه اجازه نمیده بهت بگه. در ضمن عزیزم همه اینا گذرا است چشم به هم بزنی دخترت دو ساله شده و بیشتر سختی ها تموم شده. به خودت باور داشته باش در ضمن اولویت بزار کارهای خودت و بچت اگر نسبت به کارهای خونت ازت خورده گرفت بهش بگو وقتی اومدی خاستگاری گفتی زن می خوام نگفتی پیش خدمت میخوام 😂 شوخی شوخی حرفت بزن. ولی باور کن زود میگذره

گلی جون باید به همسرت بگی درسته که نخواستی ولی بعد متقاعد شدی و یه کاری رو با هم شروع کردید و انجام دادید
درسته الان تو مامان شدی ولی خودشم بایا شده
بابا بودن که فقط به خرج کردن نیست به محبت هم هستش کمک کردنم داره شب بیداریم داره نمیشه که فقط قسمت راحت کار دست بابا باشه مثل زندگی زناشویی که یکی زن یکی مرد و هر دو مسولیت زندگی رو دارن الانم با وجود فرزند باید همینطور باشه یکی کم اورد اونیکی باید دستشو بگیره
بعضی وقتا باید خودمون به اقایون یاد بدیم خودشون متوجه نیستن
اینبار قبل اینکه بگه تو میخواستی و فلان تو بگو همه چیو بهش یه چایی بریز برو پیشش بگو میخوام برات حرف بزنم و شروع کنین صحبت کردن باهمدیگه رو

مردا همه همین هستن
خوب بشه میگم ما کردیم،بد بشه میگن زن خواسته
اصلا این حرفارو اهمیت نده،خداروشکر کن که بچه سالم کنارت داری،این روزاهم میگذره،درسته تا قبل یک‌سالگی خیلی خستگی داره،ولی همیشه اینطوری نیست،صبوری کن،اگه میتونی از کسی کمک بگیر،اصلا فکر خودکشی اینا حتی به زبون هم نیار،اون بچه مگه خودش خواسته بیاد این دنیا،که باهاش اینطوری بخواد رفتار شه،این روزا هم میگذره،قوی باش مامان مهربون💐❤️

عزیزم به حرف شوهرت گوش نده به بزرگ شدن دخترت فکر کن منم بخدا کم آوردم هیچ کس نیست حتی مامانمم یک ساعت بچمو نگه نمیداره دیشب پسرم بخاطر کولیکش تا خوده صبح گریه کرد هیچ کس نبود خودم بودمو خودم ولی من یک مادرم
مادر شدن درسته سخته ولی به بزرگ شدن بعدش فکر کن آره میدونم راست میگی بزرگ کردن یه انسان واقعا سخته ولی چه میشه کرد ما میتونیم از پسش برمیایم فقط اینو بدون به هیچ کس نمیشه تکیه کرد به خودت دلداری بده تو مامان قوی هستی قربونت برم 🎀😘

الهی عزیزم بگو چطوری دلت میاد حالاکه دیدی اون صورت ماهشو این حرف رو بزنی
البته همه مردا اینو میگن تو خودتو ناراحت نکن تهش همشون یکی هستن

عزیزم هیچ وقت کسی جای مادر نمیشه و شما هم جای پدر نیستی شرایط برای همه سخت شده درک کردن سخت شده

قربونت زودی بزرگ میشه از خدا بخواه صبرشو بهت بده روزی دلت تنگ میشه برای این روز ها

منم با اینکه تصمیم دوتایی بود ولی باز بعد بچه آوردن مرد تغییر میکنه

سوال های مرتبط

مامان Arkan💙shahan مامان Arkan💙shahan ۳ ماهگی
هیچ وقت فکر نمیکردم اینطوری فرو بپاشم و هیچ کاری ازم برنیاد
چقدر سخته بچه پشت هم داشتن
اینقدر هردوباهم گریه کردن و شاهان ایتقدز نق زده و اذیتم کرده ک صدای بچه میشنوم دلم میخاد کاش ناشنوا دنیا میومدم حس میکنم کل بدنم کهیر میزنه اینقدر داد زده بودم سر ارکان بچم و حرص شاهان دراوردم که دلم براش میسوزه اون اسن وسط بی گناه ترینع و فقد مامانشو میخاد ولی من خستههه تررررینم شاهان شبانه روز در حال گریه کردن و هیچ جوره اروم نمیشه و من له و بی اعصاب
شوهرمم تا میام حرف بزنم میک کار دارم نمیتونم انجامشون ندم بیام کمک تو بچه داری یا میگ میخای دعوا راه بندازی و من ترجیح میدم لال بمیرم هم باشکهش سرجاشه هم تفریحش
ولی دیگ نمیتونم واقعا دارم کم میارم از هسچ کس هم نمیتونم کمکبکیرم هرکی مشکلات خودشو داره و اونایی هم ک میتونن من دلم نمیخاد بچمو بسپارم دستش
سرم داره منفجر میشه دلم میخاد سر بزارم به کوه و بیابون
چیکار کنم ازوم تر بشم هم دلم میسوزه هم دیگ خسته ام خیلی خیلی
مامان mamanee مامان mamanee ۱۶ ماهگی
سلام مامانا🌱🌹🍀

چرا ما اینطوری هستیم؟

شما هم در شرایط من هستید .این خانمه که من باهاش مشکل دارم خودش مادر سه تا بچه است اومده کمک من باشه سوهانه روحه نوزادم ۳۴ هفته دنیا اومد ریز بود اول که دیدش گفت گنجیشک زاییدی!…وای من می ترسم بغلش کنم…منم گفتم بچه هامو بغل هیچکس نمیدم …حالا این دو ماه که اصرار داره شیرت کمه میگم ببین میپاشه میگه رمغ نداره و اصرار که شیر خشک بده به کنار اینو بگم دخترم ماهی ۱/۲۰۰ با شیر مادر وزن گرفته و البته با سرنگ و کاپ بهش شیر دادم این دو ماه یا شیر میدم یا می دوشم و خلاصهههه دیروز اومده میگه رفتم دیدن دوستم بچه اش هفت ماهه دنیا اومده دو تا بچه تو اااا میگم مگه میشه بچه هفت ماهه الان دستگاه باید باشه میگه نه کوچیکتره بچه تو دنیا اومده الان دو برابر بچه تو میگم حتما شیر خشک دادن به شیشه بهش میگه نه چون نارسه ریه هاش دکتر گفته فقط شیر مادر!؟….شیر مامانش خیلی خوبه خلاصه من اینو چکارش کنم ردش نکنم بره شما منو آروم کنین لطفا این بنده خدا نیاز داره فقط خیلیییییی حرف میزنه و حس ناکافی بودن به من میده!…..