هیچ وقت فکر نمیکردم اینطوری فرو بپاشم و هیچ کاری ازم برنیاد
چقدر سخته بچه پشت هم داشتن
اینقدر هردوباهم گریه کردن و شاهان ایتقدز نق زده و اذیتم کرده ک صدای بچه میشنوم دلم میخاد کاش ناشنوا دنیا میومدم حس میکنم کل بدنم کهیر میزنه اینقدر داد زده بودم سر ارکان بچم و حرص شاهان دراوردم که دلم براش میسوزه اون اسن وسط بی گناه ترینع و فقد مامانشو میخاد ولی من خستههه تررررینم شاهان شبانه روز در حال گریه کردن و هیچ جوره اروم نمیشه و من له و بی اعصاب
شوهرمم تا میام حرف بزنم میک کار دارم نمیتونم انجامشون ندم بیام کمک تو بچه داری یا میگ میخای دعوا راه بندازی و من ترجیح میدم لال بمیرم هم باشکهش سرجاشه هم تفریحش
ولی دیگ نمیتونم واقعا دارم کم میارم از هسچ کس هم نمیتونم کمکبکیرم هرکی مشکلات خودشو داره و اونایی هم ک میتونن من دلم نمیخاد بچمو بسپارم دستش
سرم داره منفجر میشه دلم میخاد سر بزارم به کوه و بیابون
چیکار کنم ازوم تر بشم هم دلم میسوزه هم دیگ خسته ام خیلی خیلی

۱۳ پاسخ

واقعا سخته وخدابهت قوت وصبر بده.
سخت ترشم اینه همسر ادم کمک نکنه.من هرموقع تنها میشم خودمو اینطوری اروم میکنم که فک کن مثل خیلیا کمک نداری دوری میخای چیکار .پاشو دختر کار خودته تو از پسش برمیایی.سخته ها ولی نشدنی نیست ماخانما قدرت عحیبی داریم براهمون افتخار مادر شدن داریم چون ازپسش برمیاییم اما مردها نه.
ببین دختر خوب کمک بگیر اشکال نداره درسته همه گرفتاری خودشون رودارن اما یه ساعت دوساعت هیچی نمیشه.شاید بعد که بگی کمک نکردن بگن نگفتی خب میگفتی میومدیم.ازمامان خواهر ماپر شوهر همسر ازهرکی میتونی. یابچه بزرگترتو بزار خونه مادرشوهر یه ساعت خداقل با کوچیکه تنها باشی بابرو خونه شون.
فقط خودتو عذاب نده که بعدا هیچکس ازت تشکر نمیکنه برا اذیت شدنات حتی همون بچه هات

عزیزم کمک بگیر تنهایی خیلی سخته
شوهرت درک نکنه دیگه بدتره واقعا جدا از سخت بودن جسمی روحی هم ادم خسته میشه اونجوری
من خودم بشخصه سختمه تنهایی نکهدارم روزی چند ساعت میسپارم دست مامانم و مادرشوهرم میخوابم یا کارای خونمو میکنم
اونام کار دارن میدونم ولی بازم با جون و دل نگهمیدارن
البته من بعد ۸سال بچه اوردم همشون همیشه میگفتن تو بیار ما خودمون نگهمیداریم الانم واقعا کمک میکنن

عزیزم سعی کن خودتپ با قهوه و نسکافه انرژی زا سرپا نگهداری
و ترجیحا یه دور از رو شوهرت رد شو خساب‌کار بیاد دستش هیلی رعایتشو میکنی

منم اصلا درک نمیکنم خصوصا اونایی که بهم میان میگن دومی رو هم سریع تر بیار باهم بزرگ شن .. همین یکی رو موندم ته خواب دارم نه خوراک چشام قرمز شده از بی‌خوابی هیجا نمیتونم برم

به خاطر روان خودتم شده کمکی بذار پیش کسی چند ساعت

چقدر تفاوت سنیشونه؟

عزیزم منم همینم منتها با۴تابچه که درس و مشق و اماده کردن و غدا و... هست.
باید کمکی بگیری هفته ای یکی دوبار بیان کارات بکنن و غذا درست کنن برن

عزیزم اونایی که میخان کمک کنن بیان کارای خونتو بکنن حداقل از رو شونه هات کار خونه برداشته بشه دغدغه کمترس داشته باشی به بچه هات برسی
منم اصلا دلم نمیخاد تو تربیت بچم کسی دخالت کنه برای همین نظافت و پخت و پز رو میسپرم بهشون
یا شستن لباس های بچه ها
زیاد به خودت سخت نگیر
منم دوقلو دارم خیلی سخت میگذره
خدا مادرمو حفظ کنه پا به پای من داره زحمت بچه هامو میکشه

آخی الهی خیلی سخته انشالله زود‌تر بگذره یکم بزرگتر بشه شاهان راحت بشی

هم دردیم عزیزم پشت هم خیلی سخته اگه واقعا میدونستم اینقدر سخته عمرا می آوردم حالا که خدا داده شکر چیکار کنیم خدا خودش یه تحمل و قدرتی بده تا بزرگشون کنیم💗🥲

به منم میگن یکی دیگه بیار پشت هم
هر وقت میگم شوهرم میگه اون شبا یادت نره چی گذشت بهت گول بقیه رو نخور
ما هنوز خودمون نتونستیم یه آرامش و آسایشی داشته باشیم بقیه چه میدونن بهمون چی میگذره

حالا که شده شوهرتم کم کاری میکنه ولی
این روزا میگذرع عزیزم

عزیزم منم شرایط تو رو دارم خییییلی باید صبوری کنیم یچیزی بخور چندتا نفس عمیق بکش اروم که شدی پسراتو بغل کن اونا الان از هرزمان دیگه ای بیشتر بهت نیاز دارن" ان مع العسر یسری"

خیلی سخته منم تصور نمی‌کردم بچه اینقدر مسولیت داشته باشه دختر منم شبا همش بیدار گریه می‌کنه از پا در اومدم

سوال های مرتبط