۳ پاسخ

انشاالله همه چی درست میشه وصاحب فرزند میشی خدا بزرگه

انشالله خدا دامنشونو سبز میکنه

الهی عزیزم
عزیزم زندگی همه ی ما همینه
یه حقوق میگیریم تا روز بعد می‌ره برای خرج خونه و قسط و بدبختی روز سوم دیگ پول نداریم قرض میکنیم
همه اینیم
بعضیا شوهراشون دارن الحمدالله
ولی ماها هیچ
غصه نخور خدا بزرگه
انشالله خدا ب دلت نگاه می‌کنه و اوضاعت بهتر میشه و بعد خدا تو دامنت بچه میزاره ناراحت نباش

سوال های مرتبط

مامان رایان و آیسان مامان رایان و آیسان ۴ سالگی
امشب چقدر دلم گرفته یهو یاد تموم سختیایی که تو بچه داری کشیدم افتادم
یکماه اول عروسی باردار شدم بارداری پرخطر پر از استرس دکتر بهم گفت منع رابطه ای خیلی بهمون سخت گذشت ۹ ماه بعد زایمان کردم با یه نوزاد فوق العاده نق نقو و گریه ایی وای چه روزای سختی بود پسرم رفلاکس داشت کولیک داشت اصلا خواب نداشت همش رو دستم بود شبیه معتادا شده بودم با این حال صدمو میزاشتم برای شوهرمو بچم و زندگیم فقط برای خودم کم میذاشتم همش از خودم میگذشتم بعد تولد یک‌سالگی پسرم متوجه شدم دوباره باردارم بازم یه بارداری سخت با جفت پایین و باز هم منع رابطه خدا ایندفعه بهم دخترکی داد ولی ایندفعه دوتا بچه شیر به شیر که اگه لحظه ای غفلت میکردم پسرم نابودش کرده بود دوباره چقدر سختی کشیدم با دوتا بچه دست تنها شوهرمم خدا خیرش بده تو دوتا بارداری و بچه داریم حتی برام ۵ دقیقه هم بچه داری نکرد یه لیوان برام جابجا نکرد ولی من براش بازم صدمو گذاشتم از رابطه غذا تمیزی خونه لباس اتو زده حتی بهش یه وعده هم حاضری ندادم فکردم روزی قدر میدونه ولی نه اینا رو گفتم که بگم اگه اول راهید رحم نکنید خودخواه باشید فقط بفکر خودتونو سلامتی تون باشید هیچ مردی ارزششو نداره
مامان فندوق مامان فندوق ۴ سالگی
ای خدا🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️😭

صبح مادرشوهرم زنگ زده به شوهرم که امشب میاین خونمون؟ اگه میاین شام بذارم شوهرمم زنگ زد یه من گفت بریم یا نه گفتم خب بریم تا رفتیم دیدم داره سرفه میکنه گفت دکتر بودم گفتم چرا گفت یکم گلوم درد میکنه مال هواست دیدم همه داروهایی که دکتر بهش داده دارو سرماخوردگی بعد قبلش با من دست و روبوسی کرد همشم پسرمو بغل میکرد بوس میکرد خیلی ناراحت شدم چون هروقت مریض میشدن خودش میگفت نیاین بعد ایندفعه اینجوری کرد
منم قبل از اینکه برم خونشون خربزه خوردیم با پسرم همینکه خوردم چون آلرژی شدید دارم گلوم شروع که به خارش و سوزش حالا وقتی از اونجا برگشتیم هی توهم سرماخوردگی دارم به پسرمم قبل خواب گفتم مامان گلوت درد میکنه گفت آره گفتم کجاش دست گذاشت رو گلوش گفت این وسطش حالا نمیدونم واسه خربزه که خوردیم اینجوری شدیم یا از مادرشوهرم گرفتیم😭
من تا رسیدم قرص سرماخوردگی و ویتامین دی خوردم به شوهرمم گفتم ویتامین سی بخره بخورم
پسرمو نمیدونم چیکار کنم😭😔