تو هر کاری کردی اول برای رضای خدا کردی بعد برای همسر وفرزندت حالا اگه اونا قدر ندونن مطمئن باش خدا خدا قدرتو میدونه ولی یادت باشه تا خودت برای خودت ارزش قائل نشی دیگران هم برات ارزش قائل نمیشن تو زندگی در عین اعتماد به نفس خیر خواه خودت وبقیه باش
منم باهات موافقم عزیزم توجه بیش از حد واسه مردا توهم میاره براشون فک میکنن وظیفمونه منم سال اول زندگیم صدمو میذاشتم برا همسرم ولی وقتی دیدم اون مث من نیست منم کم کم شدم مثل خودش .دقیقا خیلی هاشون اینطوری ان اشک ریختن خانمشون براشون عادی میشه .بی خیالی روتمرین کن عزیزم فقط ب خودت فکر کن اینجور کمتر اذیت میشی. از ی جایی ب بعد من ک بی تفاوت شدم ب خیلی چیزا . اعصاب آرومتری دارم
چقدر دلامون بهم نزدیکه.منم پنج دقیقس اشکام خشک شده.منم تا الان داشتم به دوران بارداریو این ۴ سال فکرمیکردم.چقدر از خودم گذشتم.چقدر باوجود دوقلوهام هیچی برای شوهرم کم نزاشتم.از هرچی دلم میخواستم گذشتم تو این زندگی.روحو روانمو داغون کردم اونوقت در جواب همین شوهرم بهم میگه دیوونه.میگه چه بدی کردم در حق خدا تو نصیبم شدی😭 فقط به خاطر اینکه کل فشار این همه سال یه دفعه منفجر شدو سرش داد زدم که چرا انقدر بی فکرو بی مسئولیته.چرا انقدر اذیتم میکنه.سه روزه کارم گریس و اون عین خیالش نیست.حالم بهم میخوره از اینکه انقدر ضعیفم
سلام عزیزم تایپیکت هم غمگین بود هم شاد ولی سختیش رو درک کردم وقتی گفتی شوهرم کمکم نکرد واقعا خیییییلی بده دست تنهایی با دوتا بچه کوچیک
خدا بهت اجر و پاداش میده انشالله تو پیری دستتو میگیرن و کاراتو میکنن همین دوتا بچه
خداروشکرعزیزم دوتابچه داری خدابهت عوضشوبده بیخودنمیگن بهشت زیرپای مادراس دیگ مواظب باش چون بچهات کوچیکن بازبچه دارنشی اگ خواستی بزاربزرگ بشن دستگاه بزارمنم بارداری سختی داشتم بعدعروسی هرکارکردم بچه دارنشدم خانواده شوهرم ازچشم من میدیدن همش میگفتن ماکه ازپسرمون مطمئنیم انگارتاحالابچه دارشده بودبعدفهمیدیم واریکوسل داره عمل کرد ولی بعد۲سال بچه دارشدم توبارداری کلی اذیتم کردن حتی به گوشم رسیده بودگفته بودن زن ص..ی غ..ه کن اون که فعلانمیتونه که الهی سرشون بیادحالاشوهرم آدم خوبیه ولی توبارداری همش کارم گریه بود بعدزایمان انقدرازدستشون عذاب کشیدم که اصلاازنوزادی بچم لذت نیردم هرروزبه روشی اشکمودرآوردن چراشیرخشک دادی چرا وخیلی چراهای دیگه الان خواهربزرگم موهاش همه مشکی من ریشه موهام همه سفیدبازخدهروشکرشوهرم آدم بدی نیست اونم گهگداری پرمیکنن ولی باززبون همومیفهمیم میتونم آرومش کنم شدت عاشق بچم ولی به شدت جلوگیری میکنم حداقل تازمانی که نزدیک خانوادشم سعی دارم باردارنشم
شوهر من کلا کمک میده...ولی منم دست تنها...و غریب و بی کمک...کم کم روحم رو از دست دادم😞
چه جالب. چقدر شبیه هم هستیم. منم ۵ ساله ازدواج کردم دوتا بچه پشت هم مثل خودت دارم. دومی دو سال و چهار ماهشه.
تازه من به جز بچه داری مادرشوهرم هست. با اون تو یه خونه زندگی میکنیم آخه لگنش ۶ ساله شکسته تو خونه هست که خب نظافت هم خوب نمیتونه رعایت کنه.حالا فکر کن کارای خونه مادرشوهر، رفت و آمد بچه هاش. پخت وپز. نظافت . شوهرم پوشک نمیخرید هروز خدا تو حموم لباس و کهنه میشستم. مشکلات مالی.
و .... هزارتا مشکل دیگه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.