۴ پاسخ

اصلا به این موضوع فکر نکن حتما دکتر صلاح دیده
خداروشکر حال‌هردوتون خوبه❤️

عزیزم هفته ی چندم بودید چند کیلو بود نی نی

چند هفته سزارین شدی عزیزم؟
بچه اذیت شد ؟

مگه چندهفته سز شدی

سوال های مرتبط

مامان دلوین🩷 مامان دلوین🩷 ۱ سالگی
#پارت 3#
وقتی رسیدیم بیمارستان رفتیم بلوک زایمان تا کارای بستری و انجام بدیم ک لباسای منو عوض کردنو فرستادن توی بخش و مامانم و شوهرم کارارو انجام میدادم منو بردن توی اتاق ک انژیوکت وصل کرد نو یه خانم دیگه هم بود ک تا وقت عمل کلی باهم حرف زدیم اون خانم ک بچه سومش بود ولی من بچه اولمو استرسم زیاد دیگه ساعت 6 دکتر شد ساعت 8 ک دکتر اومد و من اولین نفر رفتم واسه عمل راستی یادم رفت بگم من واسه این سزارین شدم ک بچم بریچ بود دیگع وقتی رفتم اتاق عمل پرستارا گفتن رفتی سنو ببینی بچه دور نخورده ک تا اون موقع دکتر اومد گفت بچه این خیلی ریزه و ای یو جاره نمیتونه دور بخوره دیگع خیال منم راحت شدو رفتم نشستم تا دکتر اماده شه حالا نمیدونم چرا حالت تهوع داشتم و بالا میاوردم ک رفتم روی تخت تا امادم کنن تا دکتر بیاد بعد ک نشستم یه پرستار اومد تا واسم سوند وصل کنه من شنیده بودم سوند خیلی اذیت میکنه بده ولی خوب اونقدرم بد نبود فقط همون موقع وصل کردن یکم میسوزه وقتی سوندو وصل کردن دکتر بیهوشی اومد تا امپول بی حسی رو بزنه امپولشم اونقدر درد نداره اونم یه سوزش کمی داره و زود تموم میشه وقتی دکتر امپولو زد بهم گفت پاهات داغ شد ک همون لحضه همچین پاهام داغ شد ک فک کردم ک روشون اب جوش ریختن بعد دکتر کمکم کرد ک دراز بکشم دراز ک کشیدم و پاهام بی حس شد دیگه سوند رو هم حس نمیکردم و راحت بودم چون اولش چندشم میشد دیگه سرمم زدن دستگاه فشارم وصل کردن و من اماده بودم تا دکتر بیاد
مامان 𝑻𝒂𝒉𝒂🩵✨ مامان 𝑻𝒂𝒉𝒂🩵✨ ۴ ماهگی
پارت 3

مامانم که تازه رسید خودش هم سوار ماشین شد
رسیدیم زایشگاه منو بستری کردن
یه ماما بود بهم اموزش میداد که داد نزنم هر وقت دردم امد فقط فشار بدم و هروقت دردام رفت به سمت چپ بخوابم
بغلم یه خانم بود خیلی بهش توجه میکنن منم چون داد میزدم هیچکس نیومد سمتم
دم در زایشگاه فکر کردم شوهرم و مامانم و خواهر شوهرم و برادر شوهرم منتظر منن ولی شوهرم بهشون گفته برید خونه من اینجام
شوهرم داشت به جیغام گوش میداد و فقط دعا میکرد
بعد میخواستم مدفوع کنم زود بلند شدم رفتم دستشوری مدفوع کردم و خوردم زمین و جیغ میزدم حته هیچکس سمتم نیومد
خودمو بلند کردم رفتم رو تخت هر وقت منو معاینه میکردن به ماماها میگم چند سانت شدم میگن تو چکار به سانت ها دار، انقدر بد خالق بودن یعنی خیلی منو ازیت کردن بعد یکی امد با جیغ میگه چه خبرته بیمارستانو گذاشتی رو سرت منم با کلی التماس بهشون گفتم تورخدا خانم دکتر فقط منو زود زایمان کن کفشتو میبوسم منم نمیتونستم داد نزنم
بعد دوباره منو معاینه کرد داشتم جیغ میزدم با دستکش پر خون بود دهنمو گرفت گفت بسته چه خبرته و من فقط گریه میکردم
میدیدم خانم بغلیم خیلی بهش توجه کردن چون جیغ نمیزد و من هر چقدر میخواستم جلو جیغام بیستم نتونستم....
مامان شاهــ👑ــان مامان شاهــ👑ــان ۱۲ ماهگی
و فاجعه شروع شد
كيسه آبمو زدن
ديگه ساعتا نميگذشتن
آمپول فشارو زد داخل يه سرم و وصل كردن بهم و دردا فاصلشون هي كمتر و كمتر ميشدن
سرم فشارو اومد زياد كرد ضربان قلب جنين ميوفتاد ميومد ميبستش
ساعت ٨ بود ديگه تقريبا از درد معاينه ها و درد دل و كمر داشتم همه جا رو گاز ميگرفتم تمام دست همسرم جاي فرو رفتن ناخنام مشخص بودن
٨ و نيم اومدن آمپول اپيدورال بهم زدن و بي حس شدم و معاينه هاي نيم ساعت يبار شروع شد
ديگه بي حس بودم ولي از بس هربار معاينم كردن و خونريزي كردم كلافه شده بودم
از يه جايي به بعد ضربان قلب بچم رفت روي ٢٠٠
دكتري كه ١٠ ميليون زير ميزي گرفت كه بياد بالاي سر من نيومد نيومد تا ساعت ١٢:٣٠ ظهر و گفت بچه رفته بالا و داره خفه ميشه سريع سزارين اورژانسي
بعد اون همه درد منو سزارين كردن...
فقط خواستم بگم مي ارزيد
همه ي اون دردا و حتي درداي بخيه هاي سزارين به يه ثانيه بغل گرفتن پسرم مي ارزيد
اگه به دكترتون اعتماد نداريد خواهشا اصراري به زايمان طبيعي نداشته باشيد
شايد اگه دكتر من حتي يك ساعت زودتر ميومد من سزارين نشده بودم
مامان دلسا🩷و آرسام🩵 مامان دلسا🩷و آرسام🩵 ۱۵ ماهگی
پارت ۲
( اگه کسی خواست بیاد شخصی پیام بده معرفیش کنم) و پیدا کردم و شمارشو برداشتم و پیام که دادم گفت سزارین اختیاری انجام میده و ۱۵ میگیره خودش و ۱۷ هم هزینه بیمارستان با بیمه تامین اجتماعی خیلی خوشحال شدم رفتم ویزیت شدم و تو همون بار اول بهم نامه داد برای ۲/۲ که برم بیمارستان برای زایمان ولی ننوشت سزارین گفت که بیا اون روز میام بالا سرت با یه بهونه میبرم سزارین که اجباری حساب بشه و بتونی از بیمه ات استفاده کنی سر این موضوع کلی استرس داشتم که خدایا سرکاری نباشه دردم بگیره و نیاد برم بیمارستان آمپول فشار بزنن بهم بمونم درد بکشم خلاصه روز قبل که قرار بود برم بیمارستان پول دکتر و واریز کردم و دکتر گفت فردا ۶ صبح برم بیمارستان بلوک زایمان شب قبلش همه چی و آماده کردم و صبح زود رفتیم بیمارستان و با نامه دکتر بستری شدم دکتر تاکید کرده بود نه خودم نه همسرم حرفی از سزارین نزنیم ولی تو بلوک زایمان همه میدونستن که من قرار سزارین شم و اومدنم اونجا فرمالیته است
مامان پسرچه آلوچه 💙 مامان پسرچه آلوچه 💙 ۲ ماهگی
خطای پزشکی باعث شد توی ۳۲ هفتگی زایمان زودرس داشته باشم و پسرم توی ریسک مرگ و زندگی قرار بگیره.الان ۵۲ روز از روز سزارین اجباری من میگذره و هم من هم پسرم خونه ایم.اما اینقدر حالم بده حال روحی و جسمی‌م که نمیتونم تعریف کنم چی به روزم اومد و خانوم دکتر به ظاهر فوق تخصص(دکتر معصومه فوائدی فوق تخصص پریناتولوژی)چطور با سهل انگاری جون بچه منو به خطر انداخت و بعد هم که متوجه اشتباهش شد با بی مسئولیتی مارو محترمانه از مطبش بیرون انداخت.....خودم یکماه اخر رو توی بیمارستان بستری بودم.و بعد از سزارین اجباری سه روز بستری بودم.بعد از ترخیص به بخش nicu بیمارستان امام رضای کرمانشاه رفتم و اونجا هم ۳ هفته تمام شبانه روز بالا سر پسرم بودم و با اشک و التماس از خدا خواهش کردم که بچه مو ازم نگیره.فقط خدا لعنت کنه ادمای بی مسئولیت و بی سوادی که بر حسب اتفاق وارد حرفه پزشکی میشن و فقط اسم دکتر رو یدک میکشن و جون و بدن ادمها براشون کوچیکترین ارزشی نداره و بخاطر پول هر جنایتی میکنن

خدایا شکرت.....بازم تو خواستی پسرمو بهم ببخشی وگرنه هیچ دکتر و نرسی منو توی اون دوران سخت همراهی نکرد