۹ پاسخ

من عاشق اینم خونمون باشم کلی کار تکراری کنم یعنی
قبلا غر میزدم میگفتم خسته شدم کسی نیست کمکم کنه
بعد جنگ شد رفتم خونه مادرشوهرم و مادرم اینا دور ازشهر اعصابم بیشتر بهم ریخته بود کلافه بودم گفتم خدایاا جنگ تموم شه برم خونمون دیگه فقط برم خونه خودم راحت شم
صبح پا میشدم مامانم میگفت بچه رو غذا نمیدی
بچه ضعیف شده
ابجیم منو اذیت میکرد اخرم دعوامون در اومد
خونه مادرشوهرمم جور های دیگه ای اذیت میشدم
فقطط لذت ببر از همون کار های تکراریت
‌برای بچت شبکه پویا بزن ببینه
کیف میکنه کاری باهات نداره دیگ

خوبه باز ۷ بر میگرده شوهر من ۱۱ شب میاد تا شام بخوریم و کارای بعد شامو برسم و بخوابم‌میشه ۲ شب هر روزم همینه . از ۲۰ روزگی‌ دخترم دست تنها بودم و هیچ کس رو نداشتم و‌ندارم که یک ساعتم شده دخترمو بدم بهش برم به کار شخصیم برسم ، بعضی شبا از شدت خستگی و بی کسی تو رختخواب گریه میکنم ، صبح که میشه مجبورم به ادامه دادن اونم به خاطر دخترم 🙂

منم همینطورررر کارم همینه منی که قبلا معلم زبان بودم برو بیایی داشتم الان فقط دارم دانشگامو ادامه میدم فک کن الانم تایم امتحانای اخر ترممه .. شوهرمم نیست از ۶ صبح تا ۱۱/۱۱:۳۰ شب من و دخترم تو ۸۰ متر جا تنهایی

دقیقا منم راه دورم همش تنهایی خسته شدم دیگ دلم میخواد برگردم شهرمون

منم همسرم پنج صبح میره تا هشت شب
اما ۱۴ روز مرخصیه
این روزا برام شیرین ترین روزا از عمرن
من خیلی از اینجای زندگیم راضیم ❤
اما درکت میکنم عزیزم
اگر پارک نزدیکتونه سعی کن عصرا برین یه هوایی بخورین

این روتین زندگیه منم هست.
با این تفاوت که جدیدا یه روز درمیون تو خونه ورزش میکنم و این خیلییی برام لذت بخشه

چقد ترشیت خوشمزه س

خوشبحالت شوهرت میره غروب میاد
کاش برامنم میرفت و غروب میومد
میمونه خونه فقط،گیر میده اذیت میکنه ایراد میگیره 😪ناشکری نکن
مردا وقتی خونه هستن مشکلاتشون زیاد
شوهرمن معلم از اسفندتا الان خونه است یه روزم بیرون نرفته داغون شدم

مشغول و چکار میکنین😅😅😅وای چی نوشتم بخدا خستم بخدا مغزم مثل پیرزنا شده 🥲🥲🥲🥲🥲🥲**************

سوال های مرتبط