۷ پاسخ

اگه شرایط،داری..و اینکه دلت میخواد بچه ت تو جمع بچه ها باشه...بیشتر ببر..کم کم باهم اوخت میشن..مثلا از چیزهای و خوراکی های کوچک استفاده کن...ببر بگو بچه ها بیاین باهم اینو بخورین..یکم جو دوستانه تر کن..
اما اینم بدون در اخر ک بچه ت عادت ب بازی کنه..اکثرا میخواد بره بازی.. اونوقت میتونی این موقعیت تحمل کنی ک اکثرا بره بازی..اونجوری دقه دقه هات م بیشتره

دلیلش چیه؟
همسن و سالش نیستن؟
زیاد بهشون میگه با من بازی کنین؟
یا وارد نیست بازی کردنو؟
ی دلیلی باید باشه همشون ک نمیشه نخان بازی کنن

وقتی میگین تو مهد هم نمیتونست دوست پیدا کنه احتمال زیاد دلیلش خودشه پیش مشاور ببرید که بتونید مشکلش حل کنید

پسر منم اوایل اینجوری بود راستش یکمم تقصیر خودشه چون کمال گراعه میخوام که تو بازی همه مطیع این باشن اونا هم لج میکردن الان یه خرده بهتر شده با دوتاشون صمیمی شده ولی بازم گاهی دعواشون میشه
من خودمم اوایل خیلی حساسیت نشون میدادم یکی چپ نگاهش میکرد میرفتم پایین گوششونو میگرفتم اونا هم هی بدتر میکردن پسرمم لوس تر می‌شد و نمیتونست خودش از خودش دفاع کنه
الان ولی دخالت نمیکنم و پسرمم خودش تونسته از خودش دفاع کنه دیگه بچه ها هم اون گارد سابقو نسبت بهش ندارن

ببرش پارک خب بهرحال دوست پیدا میکنه

پسر منم‌ تقریبا اینجوریه
میدونید هیجانی میشه قانون‌بازی ها رو بلد نیست، فقط میگه من بیام منم باشم ..... و گوش هم‌نمیده درست که ببینه باید چکار کنه.....واسه همین بچه ها به خصوص ی پسره هست یک سال بزرگتره ازش خیلی زرنگه، به بقیه میگه نه با این قهر باشید باهاش بازی نکنید... به پسرم میگه برو شکلات برام بیار تا باهات دوست باشم، اسکوتر یا دوچرخه تو بده من باهاش بازی کنم تا بهت مثلا از این کارت ها باری چرت بدم....راستش گولش میزنه .... و اینکه بگم چرا وسایلش نمیخوام بده چون یکی دو تا نیستن همه میخوان و نمیرسه به خودش بازی کنه اوایل دلم میسوخت میگفت بده بازی کنه الان‌میبنم‌سو استفاده میخواد کنه ازش اصلا اجازه نمیدم.....ی تایمی میبرم تو کوچه که کسی نیس خودشون بازی کنن یا نهایت یکی دو نفر باشن

زنگ‌ بزن ۱۴۸۰ مشاوره رایگان ازشون کمک بگیر

سوال های مرتبط

مامان دردونه جون مامان دردونه جون ۶ سالگی
سلام خانما خوبین؟
چقدر گهواره خلوت شده ، 🙂
یادمه اون موقع ها که بچه ها نوزاد بودن چقدر میومدیم و تاپیک مختلف میزاشتیم و از دغدغه هامون می‌گفتیم، اما الان که بچه ها بزرگ شدن دغدغه هامون فقط مدلش عوض شده
ما هم دیگه تجربه مون بیشتر شده و
خیلی سراغ گهواره نمی‌آییم🥲
فسقلی ها دیگه بزرگ شدن خدا حفظشون کنه و انشاالله آینده روشن پیش رو شون باشه🥹❤️
یهو یادم افتاد پسرم چ کوچولو بود گذاشتم مهد کودک ازم جدا نمیشد و گریه میکرد فقط دوسال و هشت ماه داشت ، منم با یک بچه یکساله بغلم میرفتم می‌نشستم تا عادت کنه....امروز رفت برای جشن پایان سال که با مهد کودکش خدا حافظی کنه‌ به قول خودش گفت میریم بترکونیم 😆
ای خدااا همه شون عاقبت به خیر باشن و تنشون سلامت باشه 🥰🙏

فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری پیش شش سال فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری