سلام خانومایه قشنگ از تجربه امروزم خواستم بهتون بگم
از دیروز صبح یه کمردردی داشتم که گاهی نفسمو درگیر میکرد و طپش قلب میگرفتم و عرق میکردم خیلی کم به زیر دل و‌پهلوهام میزد
شب یه شیاف گذاشتم و وقتی ساعت ۱۰ اینا بیدار شدم دیدم هنوز کمرم درد میکنه و کلی هم عرق کردم
باز خوابیدم
نصف شب کمر درد کلافه ام کرده بود در طول مدت کمردرده زیاد نشده بودااا اما من کلافه شده بودم یکی دو ساعت بیدار شدم و کم کم خسته شدمو باز خوابیدم صبح که بیدار شدم فکر کردم بهتر شدم اما صبوونه که خوردم و یکم راه رفتم دیدم خیلی کمرم درد میکنه خوابیدم ساعتایه ۹ با تلفن مامانم بیدار شدم
بهش گفتم اینجوریم گفت منظمه یا مه گفتم نه همش درد دارم
گفت میام میبرمت بیمارستان
از اونجایی که خیلیامون نسبت به بیمارستان و خصوصا اتاق زایمان گارد داریم خواستم براتون از فضای بیمارستان بگم
همین که رفتم ماما اول فشار خونمو گرفت و صدای قلب بچه
هر دو خوب بود بعد گفت برو توی سالن زایمان تا برات کمر بند وصل کنیم
کمر بند ان اس تی رو بهم داد و گفت ضربات رو با یه دکمه ثبت کنم
من این کارو کردم
قبل از اینکه ۲۰ دقیقه کمر بند تموم بشه دو بار ماما نوار منو چک کرد و گفت اینا که خوبه اگر مشکلی نباشه تا ۲۰ دقیقه کافیه
و قبل از ۲۰ دقیقه کمر بند رو جدا کرد و گفت انقباض نداری باید نمونه ادراتو بدی تا ببینیم اون مشکلی نداره! نمونه ادرارم خیلی تیره بود
بقیه پارت دوم

تصویر
۰ پاسخ

سوال های مرتبط

مامان نهال مامان نهال ۱۴ ماهگی
پارت اول #
تجربه بارداری اول و زایمان زودرس ۲۴ هفته .

بیاین خانوما میخوام تجربو از زایمان اولم بگم که تقریبا ۱ سال و ۴ ماه قبل بود .
من دوقلو باردار بودم و دکتر منو از رابطه و پله و خیلی چیزا منع کرده بود . ولی من چون تجربه اولم بود زیاد جدی نمیگرفتم .میگفتم هیچی نمیشه . خونم طبقه سوم بود هرروز پایین بالا میرفتم و رابطه هم شوهرم قبول نمیکرد که انجام ندیم . و اینکه هفته ۲۱ طول سرویکسم ۳۲ بود دکتر گفت نیاز به سرکلاژ نداری هرچی گفتم قبول نکرد . و شیافمم از ۱۸ هفته قط کرد 🤦‍♀️ هرچی بهش گفتم پس هفته یک امپول بده هم نداد گفت نیاز نداری . خوب بلاخره هفته ۲۴ شدم اخرین بار که رابطه داشتیم در حین رابطه دیدم کمرم درد گرفت ولی فکر میکردم طبیعیه . رفتم خونه مامانم اونجا بهم گلتن کمرت رو باد گرفته بهم چای دارچین دادن . دیگه من نمیدونستم درد زایمانه شاید اگه همون اول میرفتم بیمارستان جلو دردم رو میشد بگیرن . خلاصه شب خوابیدم صبح که بیدار شدم رفتم دستشویی دیدم ترشحاتم یکم خون الود هست و همچنان کمر دردمم خوب نشده بود
مامان پناه مامان پناه ۴ ماهگی
پارت 1️⃣5️⃣ از تجربه های بارداریم
خلاصه وقتی فهمیدم طول سرویکسم خوبه دیگه رعایت نکردم و خونه که به شدت به هم ریخته بود رو تمیز کردم نزدیک به ۵ ساعت مدام سرپا بودم و از اون ور هم خیلی نشستم چون همسرم کار داشت در خونه یه هفته هر شب تا صبح کار میکرد و منم مدام تو این مدت فقط مینشستم پیشش بالای ۳،۴ ساعت و خلاصه همین فشارا تو یکی دو هفته باعث شد ۲۰ هفته دقیقا دو هفته بعد انومالی من درد شدید پریودی بگیرم که هی میگرفت و ول میکرد دو روز تقریبا درد داشتم اما گفتم احتمالا بچه داره جا باز میکنه از این حرفا چون اخریم بار سرویکسم خوب بود و مشکلی نداشتم برای همین شک نکردم
بعد دو روز یکم دردم اروم شد اما شوهرم یهو اصرار کرد که بریم دکتر و من هی میگفتم بخدا خوبم الان درد ندارم گفت باشه ضرر نداره بذار بریم ساعت ۹ و ۱۰ شب بود و تصمیم گرفتم برم زایشگاه
رفتم و بهشون گفتم که ۲۰ هفتم دو روزه درد پریودی دارم مدارک پزشکی مث سونوگرافی و ازمایشام رو چک کرد فشارم رو گرفت و بهم گفت میخوای معاینه کنم گفتم موردی نداره گفت نه اروم چک میکنم خب منم نمیدونستم خوبه یا بد ولی خب بعد فهمیدم نباید میذاشتم چون هفتم پایین بود ولی خب اروم معاینه کرد اصلا متوجه درد نشدم و گفت خوبه ولی سونو و ازمایش ادرار که ببینم عفونت داری یا نه هم برات مینویسم از شانسم سونو گرافی رو به روی بیمارستان باز بود و همون لحظه رفتم سونو رو انجام دادم....
مامان رادین💙رونیکا💗 مامان رادین💙رونیکا💗 ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی (پارت دوم)👶🏻💙
ساعت ۱۲ شب شد ازشون خواهش کردم به ماما همراهم زنگ بزنن بیاد چون کلافه شده بودم دردام فقط کمر درد بود انگاری که کمرم داشت میشکست و از همه بدتر اون تخت نصفه بود که نمیتونستم پاهامم دراز کنم واقعا اذیت بودم ... زنگ زدن ماما اونم باهام صحبت کرد گفت تا نری تو فاز فعال من بالاسرت نمیام
منم کلا از صبح تا شب ۲ سانت پیشرفت کرده بودم. بعد شیفتا عوض شد یه پرستار اومد گفت خسته نشدی بس که خوابیدی گفتم چرا خیییلی گفت پاشو برو دوش بگیر یکم بعد بیا منم رفتم حموم آب گرم گرفتم رو کمرم خیلی دردم آروم شد ده بیست دیقه اونجا بودم که اومد صدام زد گفت بسه بیا بیرون دوباره رفتم رو تخت که دکتر اومد گفت این چرا نزاییده هنوز اومد با دست یکم معاینه کرد یهو دیدم یه چیز داغ ازم اومد که فهمیدم کیسه آبمو پاره کرده
از همون لحظه برق از چشام پرید یه درد وحشتناکی اومد سراغم اون کمر درد بود باهام یهو دل درد خیییلی شدید گرفتم زیر دلم انگاری چاقو میزدن هی درد میومد هی قطع میشد یه ساعتی تو این حالت بودم بعد اومدن دیدن پنج سانت شدم زنگ زدن ماما همراهم اومد
اونم تا رسید گفت پاشو ورزش کن منم که نا نداشتم هیچی نخورده بودم عین جنازه پاشدم یکم رو توپ نشستم تکونم میداد دستمو ماساژ داد گاز بی درد وصل میکرد ولی فایده نداشت منکه هیچ تغییری احساس نمیکردم
خلاصه از ساعت ۱ تا ۴ صبح این دردهای خییلی شدید باهام بود تا اینکه ساعت ۴ بود معاینه کرد گفت دارم موهاشو میبینم برو رو تخت رفتم و گفت زور بزن مدفوعت بیاد