سوال های مرتبط

مامان توت🍓 فرنگی مامان توت🍓 فرنگی ۲ ماهگی
میخام تجربه زایمانم رو بگم😍
#تجربه زایمان 🩲بیمارستان دولتی 🙋

اول از همه دعام اینه انشاللله همگی ب سلامت زایمان کنید
و خیلی ممنونم از دوستایی که لطف کردن تبریک گفتن ببخشید نتونستم جواب بدم با دوتا بچه کوچولو💗
قضیه زایمان من اینطور بود که قرار بود امروز زایمانم باشه که سه شنبه هفته قبل از بیمارستان زنگ زدن گفتن دکترت رفته تهران تا دوسه هفته برنمیگرده واقعا ضدحال از این بدتر چی میتونست باشه☹️☹️☹️
بیمارستانم خصوصی بود با این دکتر ۳۸میلیون پول بیمارستان بود که خیلی خوب بود ب نظرم و فرق بیمارستان دولتی و خصوصی میدونین چیه خلوتی بیمارستان خصوصی با شلوغی دولتیه اونم یک شبه مهمترینش دکتره که عمل میکنه که من بعد از اینکه دکتر اولم کنسل شد رفتم سراغ دکتر جدید هر کجا زنگ میزدم دکترا ۲۵تا سی تومن زیر میزی میخاستن بیمارستان هم ۶۰ب بالا که خیلی زیاد بود ب نظرم 🥺ولی چاره نداشتم فکر میکردم بیمه قطع شده وگرنه با بیمه کمتر میشد که اونم قطع نشده بود.....
مامان پرنسا 🩷🌸 مامان پرنسا 🩷🌸 ۸ ماهگی
خانما خیلی ممنونم بابت تبریک های که گفتید و نشد جواب بدم
از زایمانم خلاصش رو میگم من فشارم بالا بود رفتم بیمارستان دیشب معاینه کرد گفت سه سانت باز شدی بستری کردن به ماما همراهم زنگ زدن اومد باز معاینه کردن 5 سانت شدم کلی ورزش با ماما همراهم انجام دادیم تا 7 سانت قابل تحمل بود برام ولی بعدش خیلی سخت شد واقعا از ساعت 11 شب رفتم تو فاز فعال زایمان یعنی درد شدید میگرفت تا 2:20 شب که زایمان کردم خیلی خوب بود واقعا اصلا سخت نبود مثل زایمان اولم من زایمان اولم مرگ رو با چشام دیدم ولی این زایمان کلا فرق میکرد البته به لطفه ماما همراهم دیگه زایمان کردم ولی به خونریزی شدید افتادم هرکاری میکردن خوب نمیشد دکترا ترسیده بودن انقدر شکمم رو فشار دادن یعنی کرتاژ دستی شدم خیلی اون لحظه سخت بود
ولی در کل الان خوبیم دخترمم 37هفته 3 روز بود با وزن 2600 سالم بود دیگه خدارو شکر بعد بیمارستانش هم واقعا عالی بود سوم شعبان اینم از تجربه زایمانم انشاالله همه خانمای باردار به سلامتی زایمان کنن
مامان توت فرنگی مامان توت فرنگی روزهای ابتدایی تولد
سلام تجربه ی زایمان توی بیمارستان سعدی اصفهان و میزارم شاید به کسی کمک کنه.
اول اینکه صبح که برای پذیرش رفتیم بیمارستان بی نهایت شلوغ بود کلی معطل شدیم و زایشگاهم خیلی شلوغ بود تخت نبود به من گفت بشین روی صندلی.
توی گهواره گفته بودن پمپ درد نمیزاره بیمارستان ولی من توی ریکاوری گفتم درد دارم با اینکه نگفتم پمپ درد برام بزارین گفتن همراهم خرید و برام وصل کردن واقعا مثل معجزه بود و دیگه کلا درد نداشتم بعدش.
سوندم برام وصل نکردم کلا هر کس توی زایشگاه بود براش سوند نزاشتن اون روز.
بیهوشی هم انتخابی بود خود دکتر گفت چه روشی میخوای گفتم بیهوشی کامل و کامل بیهوش کردن.
ولی پرسونل خیلی حرفه ای بودن با وجود شلوغی کاملا سریع کارا رو انجام میدادن.پرستار از موقعی که از ریکاوری اومدم تو اتاق تا موقع ترخیص خودش همه کارای من و انجام داد جوری که اصلا نیاز به همراه نبود.
اتاق هم اول میخواستیم خصوصی بگیریم ولی خیلی کوچیک بود برای همین اتاق  خصوصی توی بخش وی ای پی گرفتیم ولی هیچ آبشنی نداشت برای همین قیمتش خیلی با اتاق خصوصی معمولی فرقی نداشت فقط توی بخش وی ای پی بود و کمی بزرگ تر. یه سری اتاق ها بود که بهش میگفتن اتاق وی ای پی اون هزینش خیلی بالاتر بود و آبشن های زیادتری داشت و خیلی هم بزرگ تر بود
مامان محمد مامان محمد ۱۱ ماهگی
پارت ۴زایمان طبیعی
جفت که اومد بیرون چون من پلاکت خونم یکم پایین بود بخاطر بارداری خونریزی داشتم سخت جلوشو میگرفتن و چون برش زیاد زده بودن بخیه زیاد خوردم خیلی خوب برام بخیه زد دکترم خدا خیرش بده ولی سخت ترین قسمتش به نظر من بخیه و آمپول فشار بود
بی حسی میزنن موقع زدن بخیه ولی بعدش من کلی درد داشتم تا یک هفته حتی نمیتونستم بشینم خیلی خیلی برام سخت بود انقدر سخت که من درد زایمانم به کل یادم رفته بود و فقط از درد بخیه ها میگم، درکل بخوام بگم اگه بخیه رو فاکتور بگیرم زایمانم خیلی خوب بود راضی بودم ازش و به خودمو امثال خودم که خانم هستن میبالم که انقدر قوی هستیم و دعا میکنم همه چشم انتظار ها این درد سخت و در عین حال به شدت شیرین رو تجربه کنن، درد زایمان در مقابل درد چشم انتظاری خیلی خیلی ناچیزه
نکات کوچیکی که شاید براتون سوال باشه پسر من ۳۳۰۰وزنش بود تو ۳۹هفته ۵روز دردم گرفت و بخاطر ورزشا پروسه زایمانم چهار پنج ساعت بیشتر نکشید خوده دکترای اونجا هم خیلی راضی بودن از زایمانم چون خانومایی اونجا بودن که بچه دوم سومشون بود ولی از شب های قبلش تو بیمارستان بستری بودن ولی من شکم اولی بودم و تو ۴،۵ساعت زاییدم
پسرم ساعت ۱۱:۱۰ظهر در روز ۱۴مرداد به دنیا اومد🩵🥹
مامان لیا جونم مامان لیا جونم ۲ ماهگی
از بیمارستان بخوام بگم، بیمارستانم قایم بود، واقعا تصور من از بیمارستان خصوصی اونچیزی ک فکر میکردم با اونچیزی ک در واقعیت بود دنیای تفاوت بود، چون من بچه مازندران هستم و هم بیمارستان دولتی و خصوصی زایمان هاشونو دیدم واقعا با مال اینجا فرق داشت، بیمارستان ک از نظر ظاهر خیلی ضعیف بود و از نظر پرستار و ماما هم کلا صفر،من خصوصی رفتم چون ب اسانی سزارین نمیشه در دولتی و میخواستم پرستارا خیلی هوامو داشته باشند، متاسفانه اینجوری نبود بنظرم رفتار پرستار و ماما و خدمه صرفا ب انسانیت بستگی داره ن ب خصوصی و دولتی بودنش، من ۳ روز بیمارستان علوی بستری بودم اونجام ی پرستار خوب داشتم و بقیه اصلا خوب نبودن، بیمارستان قایم هم دقیقا همین بود ک ی پرستار خوب دیدم، حتی بیمار تخت کنارم بنده خدا زودتر از من زایمان کرده بود و بهش گفته بودن۷ شب تایم راه رفتنت هست اما خورده بود ب تعویض شیفت ۱۰ شب اومدن سونشو در اوردن و راه رفت، خلاصه ک زیاد فکر نکنید تو خصوصی برامون فرش قرمز پهن میکنن، صرفا همه چیز ب انسانیت شخص برمیگرده
مامان محمد مسیحا 💙 مامان محمد مسیحا 💙 ۱۱ ماهگی
تجربه زایمان سزارین در بیمارستان تریتا پارت ۲

ولی تریتا واقعا اینطور نبود پرستار بارها سر میزد بهم حالم رو می‌پرسید نکات شیردهی رو بارها گوش زد میکرد و چندین بار توضیح میداد بدون خستگی یه خوبیه بیمارستان این بود که محورشون شیره مادره ‌و اصلا استفاده از شیشه شیر و شیر خشک تا اونجایی که من فهمیدم ممنوع هستش... حتی کلیپ های آموزشی شیردهی برام گذاشتن و پرستار برای اینکه بفهمه من متوجه شدم یا نه اومد ازم پرسید چه چیز هایی فهمیدم و باز خودش اون فیلم هارو بهم توضیح داد هم به خودم هم مادرم که همراهم بود... من اتاق خصوصی گرفته بودم و واقعا شرایط رفاهی خوبی داشت همراه جاش خیلی راحت بود اتاق سرویس بهداشتی جدا داشت کمد های زیاد و جدا داشت تلویزیون داشت روشویی جدا تو یه اتاقک جدا داشت که همه اینا با هزینه به صرفه تر از اتاق vip بود خیلی دوست داشتم امتحان کنم اتاق های vip رو ولی احتمال دادم شاید اتفاق غیر منتظره بیوفته و هزینه ها بره بالا برای همین منصرف شدم چون بیمه تکمیلی به اتاق vip تعلق نمیگیره... ولی اتاق های معمولی هم دو تخته بودن که اونروزی که من بستری بودم کلا دو تا اتاق خصوصی پر بود با یه اتاق دو تخته که یه نفر توش بود یعنی کلا خلوت بود و جالب بود پرسنل هر رفتاری با منی که خصوصی گرفته بودم داشتن با اتاق عادی هم داشتن یعنی با اونا هم خوش اخلاق بودن...