۱۳ پاسخ

گلم دلایلت چیه برایه ادامه ندادن؟دست بزن داره اعصابه؟معتاده؟کارنداره؟دوستت نداره؟رفیق بازه؟
تنعا دلیلی ک دوستنداری دیگ ادامه ندی خونسرد بودنو اجتماعی نبودنشه؟

زیاد فکر نکن
بیرون خونت از شوهرت بدترن

هنر زندگی کردن به اینه که ادما با تمام تفاوتهایی که با هم دارن مخصوصا زن وشوهر اینها رو قبول کنند وجزئی از اون ادم بدونن وگرنه تمام زن وشوهر با هم اختلافای زیادی دارن اما سعی کن اول قبولش کنی بعد هم کمکش کنی
چون یه دختر داری یه کم بیشتر فکر کن ضرر نمیکنی البته هیچ وقت نمیتونی ادما رو تو شرایطی که هستن درک کنی
امیدوارم خدا بهترینها رو برات رقم بزنه

اول اینکه اون بیرون خبری نیس زندگی بعد طلاق. اصلا جذاب نیس مخصوصا با بچه
چه تروماهایی براش درست میشه بماند
شوهر منم بشدت سرده. بشدت تو خودشه. خیلی کم حتی لبخندشو میبینم. تا حالا با من یه بازار نرفته یه پیاده روی. باور کن یه عکس دو نفره نداریم
ولی خب موارد مثبت زیادیم.
اعتماد بنفس اگه نداره تو تقویت کن. براش

ما هم همینجوریم همسر من مشاوره هم نمیاد میگه مگه دیوونه ام فقط ب خاطر بچم دارم تحمل میکنم از همه جا و همه چیز زده شدم بدم میاد ازش از خانوادش بیشتر......چاره ندارم....

وای چقدر منی دقیقا مثل شوهر من

با مشاور صحبت کن. شوهرتم ببر. خیلی کار سازه

منم فقط هم خونه ایم

عین منی رفت آمد صفر ازاین خوشم نمیاد اون اینطوری گفت گوشه گیر اه ،خودمونم تنهایی بیرون نمیریم همیشه بهانه ک خونه بمونبم

اینقدسخت نگیرماخانومااحساساتی هستیم مهم احساس امنیته حال زندگیم ازمال شمابدتره ازاولم همینجوری بودحتاروزعروسیمونم انگارشوهرم اومده بود مهمونی ی غریبه

قبل از هر اقدامی برید مشاوره عزیزم، آدم خوب وامن پیدا کردن سخته یعنی غیر ممکنه ِ،پس باهم مچ شدین که این نظر رو راجع بهش داری
بعداز طلاق انتخاب درست تر سخت میشه شاید هم غیر ممکن ،پس بهترین کار مشاوره اس

مشاوره برید حتمااااا. سر فرصت برید مشاوره چند جلسه اون تنها بره چند جلسه شما برین منم مثل شما بودم تحملش واقعا سخته مخصوصا تو دورهمی مهمونی یه ادم خشک یه گوشه نشسته رفتیم مشاوره بهتر شد از ثبل

منم ...

سوال های مرتبط

مامان امیرعلی مامان امیرعلی ۲ سالگی
سلام صبح همگی بخیررر
یادش بخیر دوسال پیش ساعت هشت تشکیل پرونده دادم ساعت هشت و پنجاه دقیقه بچم بدنیا اومد 😭😍 زایمان طبیعی بود
تو این دوسال خیلی به غذا و لباس بچم رسیدم
اما مادر خوبی براش نبودم
مخصوصا این سه ماه اخیر احساس میکنم افسرده شدم
حوصله ندارم انگیزه و امید ندارم
بارها به همسرم گفتم بچه مانع کار و پیشرفت من شد 😔و خیلی بابت این افکار و حرفام احساس گناه و ناشکری و عذاب وجدان دارم
خدا منو ببخشه که یه بچه سالم و مثل دسته گل بهم داده اما من هیچ لذتی از این لحظه ها نمیبرم و همش خودمو بابت گذشته سرزنش میکنم و به آینده امیدی ندارم و از حالمم لذت نمیبرم
از صبح تا شب به بچه میرسم اما همشو به باد دادم با بعضی حرفام
شب ها هم که شوهرم میاد همش سکوت ‌قیافه گرفتن براش ،چون ازش انتظار درک و همکاری بیشتر دارم
بیسترین مشکلم اینه که ما طبقه بالا مادرشوهرم زندگی می‌کنیم اما بچم پیشش واینمیسه که من برم بیرون به کارام برسم و بارها به شوهرم گفتم اگه خونه نزدیک مامانم بود من این دوسال ابن همه اذیت نمیشدم و زجر نمیکشیدم
بخاطر همین مقصر میدونمش و باهاش سرسنگین شدم و حوصله شوهرمم ندارم دیگه
مامان جوجه خانما مامان جوجه خانما ۲ سالگی
مامانا واقعا تو این این زمینه نیاز به کمک دارم
من همسرم ببنهایت با خانوادش بداخلاق رفتار میکنه
البته بگم اونا هم خیلی بد اخلاقن و شوهرم مشکلش اینه که چرا هیچ کمک مالی بهمون نمیکنن(در صورتی که به براذر شوهرم خیلی پول میدن ، داماد نشده ، از شوهر منم بزرگتره ، کلا همین دو تا بچن)
کلا کمک نمیکنن در هیچ زمینه ای چه بچه نگه دارن چه مالی چه همه چی
شوهرم همیشه حس میکنه اصلا دوسش ندارن و این خیلی بهش فشار میاره
همین باعث میشه هر دفعه میبینیمشون اخرش با دعوا از هم جدا میشیم
من دیگه خسته شدم
و نگرانم دو روز دیگه بچه ها این رفتار هارو ببینن با ما اینطوری رفتار کنن
میگین چیکار کنم؟
نمیتونم قطع رابطه کنم چون در عین حال خیلی کاراشون با شوهرمه به قول خودش همیشه همه جا باید باشه که ابروشون و حفظ کنه
ولی من دیگه خسته شدم
با شوهرم صحبت میکنم میکه به تو ربطی نداره
برای من شوهر خوبیه میدونم اذیت میشه میخوام کمکش کنم
روانشناس هم نمیره😕😕😕
شما راهکاری ندارین؟

پوشک
مایبیبی
مولفیکس
نینی
دختر پسر
شیردهی