۱ پاسخ

خیلی هم خوب عزیزم افرین

سوال های مرتبط

مامان باران و ستاره مامان باران و ستاره ۵ سالگی
بازی «نفس‌های جادویی» با دست بچه‌ها

برای زمانیکه صدای انفجار زیاد است، یا کودک ترسیده و به شما پناه آورده

روش بازی:
۱. دست فرزندتان را باز کنید و کف دستش را به سمت خودش یا شما بگیرید.
۲. انگشت اشاره خودتان را روی پایین انگشت شست فرزندتان بگذارید.

۳. بگویید:
– «الان با هم یک جادو می‌کنیم… با هر نفس، یک ابر ترس رو از مغزت بیرون می‌فرستیم.»

۴. با انگشتتان به‌آرامی از پایین انگشت شست تا نوک آن بروید، و همزمان بگویید:
– «نفس عمیق بکش… (همزمان با حرکت بالا) حالا نفس رو بده بیرون… (در حرکت پایین)»

۵. همین کار را برای تمام انگشت‌ها تکرار کنید.

۶. اگر فرزندتان کوچک‌تر است، بازی را کوتاه کنید و فقط دو انگشت انجام دهید.

۷. اگر فرزندتان بزرگ‌تر است، بگذارید خودش انگشت شما را دنبال کند و نفس بکشد.

چرا این بازی ذهن آگاهی مفید است؟
• تمرکز را از صدای بیرون به بدن خودش می‌آورد.
• حرکات آهسته، ریتم ثابت و تماس بدنی، سیستم عصبی پاراسمپاتیک را فعال می‌کند (مسؤول آرام‌سازی بدن).
• والد در نقش منبع امنیت بدنمند عمل می‌کند.
مامان حسنا مامان حسنا ۴ سالگی
امشب مهمونی دعوت بودیم
بچهای صاحب خونه دوتا (دختر و پسر) ،دختر منم که یکی
پسر صاحب خانه کلاس دوم هستش
این سه تا بچه داشتن باهم بازی میکردن ، بازیشونم اینجوری بود که دوتا دختر میدویدن سمت پسره دستشون میرسید میزدنش و فرار میکردن اونم دنبالشون میکرد
همه چی اوکی بود تا اومدن سه تایی استراحت کنن ... بعد از چند دقیقه دختر من داشت آب میخورد ابشو قورت داد و حالتی که بچهای کوچک با لب و دهن بازی میکنن اب ترشح میشه از لبشون نمیدونم چجوری بگم اینکاری کرد و یکم اب ترشح شد رو پسر
پسره بلند شد و محکم دختر منو زد
دختر من تاپ داشت خداشاهده رد ۴ تا انگشتش تا بیست دقیقه پشت دخترم مونده بود و دخترمم گریه میکرد مامان درد میکنه میسوزه
اولش که دختر من اصلا نیومد وقتی صداش کردم دیدم یواش داره اشک میریزه صداش ک کردم انگار پناه امن دید یهو دوید سمتم بغضش ترکید
حالا مامان پسره اینجوری بود که خب بچه من بدش میاد از این کار
آقای منم اینجوری بود که خب بچه ان دیگه تو دیونه ای ناراحت میشی
منم اینجوری بودم که بلند شم بزنم زیر کاسه کوزه این مهمونی برم بیرون
... میخام بدونم شما بودید واقعا چکار میکردید