۶ پاسخ

اصلا مجبورش نکن رو لگن بشینه والا بعدا هرجا بری میگه لگن بده،بذار هرطور دوست داره جیش کنه،وقتی کامل جیششو گفت ،کم کم قوانینشو یادش بده

بزار تو دستشویی همونجا کنار کاسه جیش کنه بگو اگه جیش کنی میزارم با شلنگ آب بازی کنی یکم آب شیلنگ رو باز کن تا بدونه بهش راست میگی دختر منم از لگن و قصری بدش میاد و اینکارا روش جواب داده

به حرف بقیع گوش نکن وقتی رفتی بیرون یا جایی مای بیبی ببند حالا حالا ها جیش نمیگه الان یماهه دارم یادش میدم نمیگه خودم میبرم یساعت یبار دستشویی وقتایی هم مای بیبی بستمم میبرم دستشویی ببند ولی تنبلی نکن

عزیزم اصلا سه سالگی هم از پوشک بگیریش این پروسه رو باید طی کنی

اوایل همینه دختر من الان یک ماه شده کم پیش میاد خودش بگه حتی گاهی حواسم نباشه خودش خیس میکنه فقط خدا میدونه تو این چندتا صابون مایع دستشویی هدر رفته اب که بماند

براش اهنگ و کلیپ جیش دانلود کن بزار نگاه کنه

سوال های مرتبط

مامان دلوین مامان دلوین ۲ سالگی
سلام
از شنبه شروع کردم پوشک دخترمو بگیرم
شنبه خیلی زود زود بردمش جیش کنه تو حموم چون دستشویی دوست نداره
گاهی جیش میکرد گاهی ام نمی‌کرد میومدیم البته جیشش با کلی شر و داستان و وعده وعید
شنبه کلا مونده بودم خونه یه بار شلوارشو فقط خیس کرد بعد شب پوشکش کردم خوابید صبح بیدار شد دیدم پوشکش خشکه خوشحال شدم بعد مبخواستم برم خونه مامانم کار داشتم همونجوری رفتیم و چون تایم جیشش دستم اومده بود هر نیم ساعت یا چهل دقیقه میدونستم یکم جیش داره میرفت جیش میکرد البته چون اونجا بودیم هی میگفت با خاله برم فقط با خواهرم رفت بعد اومدیم خونه شب یکبار تو شلوارش جیش کرد گفتم عب نداره روزی یک بار بعد شب پوشک نکردم اما نصف شب بیدار شد بردم یکم جیش زد
صبح بیدار شد بردم یکم جیش کرد بعدش چند دقیقه بعد تو شلوارش جیش کرد دوباره بعد از لون چند بار بردم اما مثل روز اول با انرژی نبود و درست جیش نمیکرد یا یزره میکرد یا اصلا نمی‌کرد فقط آب بازی می‌کرد میومدیم بیرون بعد دوباره الان جیش کرد تو شلوارش
روز اول و دوم یکبار جیش زد امروز دوبار جیش زد
چرا به جای اینکه بهتر بشه داره بدتر میشه؟؟؟
به نظرتون همینجوری ادامه بدم؟؟
چند ماه پیش اومدم ازش بگیرم اصلا جیش نمیمرد تو حموم و دستشویی فقط تو شلوارش میکرد بعد بی‌خیال شدم تا اینکه خودش گفت حموم جیش کنم سه روزه شروع کردم
ولی چرا وقتی جیش داره اعلام نمیکنه بهم؟؟ عادیه؟؟؟ روز اول میگفت ولی از دیروز که رفتم خونه مامانم دیگه نمیکه بهم
نکنه چون با خواهرم رفت دیروزو