من دقیقا تو شرایط شما هستم پسر بزرگم ۴ سال و نیمه است پسر منم اذیت میکنه حسادت میکنه و ضربه میزنه گاز میگیره و .... تجربه ی من اینه که اگه با آرامش باهاش حرف بزنیم و به خاطر برادرش دعواش نکنیم خیلی بهتره وقتی دعواش میکنیم بدتر میکنه
منم مثل شما دلم برای کوچیکه میسوزه و خیلی نگرانم که خدای نکرده آسیب جدی بهش نزنه و ۲۴ ساعته ۴ چشمی مواظبشم ولی از طرفی دلم برای پسر بزرگم هم میسوزه اونم یه دفعه احساس کرد جاش تنگ شده محبت ما تقسیم شده و اینکه شاید ما دیگه به اندازه ی قبل دوسش نداشته باشیم
من مدام باهاش حرف میزنم محبت میکنه میگم که اولویت زندگی من اونه اونو از همه بیشتر دوست دارم و ..... ولی به نظر من این رفتارشون طبیعی و اقتضای سنشونه
من وقتی دختر دومم دنیا اومد بزرگه 3 سالش بود عزیزممممم چقد کوچیک بود انگار سنش کمتر بود بهتر بود این کارایی که شما میگید رو نمیکرد فقط دوست داشت مثل قبلاً شبا رو دستم بخوابه الآنم دیگه باهم کنار اومدن
من پسر بزرگم ۴ سال و ۶ ماهشه
کوچیکه ۶ ماهشه
از روز اولی که حامله شدم و رفتم سونو همه چیز بهش توضیح میدادم
یا هر دفعه از دکتر میموندم یه چیز کوچولو براش میگرفتم میگفتم داداشی برات هدیه آورده
یا وقتی دنیا اومد تا ده روز اول که مهمون داشتیم و برای کوچیکه کادو میاوردن
من دوتا اسباب بازی از قبل گرفته بودم روزی یه دونه زیر پتو نوزادم قایم میکردم و بعد میدادم به بزرگه
یا تو کار ها ازش کمک میگرفتم یا ازش نظر میخواستم و کلی حال خوب که خداروشکر نتیجه داد
شاید باورتون خیلی خوب پیش رفتیم خیلی
حالا قبلا گاهی دستش و فشار میداد که اونم مقصر بقیه بودن چون کوچیکه تپلی بود همه هی بغلش میکردن و دوسش داشتن بزرگه یکم حساس شده بود که اونم حل شد باصحبت
بنظرم زمان همه چیز و درست میکنه
من با اینکه بچه کوچیک ندارم پسرم اینجوریه
عزیزم بفرستش مهد ...
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.