عزیزم چند روز بگذره ترست میریزه و عادت میکنی جوری که فقط خودتی که به بهترین شکل میتونی ازش مراقبت کنی 😘
منم دقیقا این وحشت رو دارم🥴
منم خیلی نگران اون موقعم 🥲
ای خواهر من یکی دارم یکی هم تو راهه ترجیح میدم تنها باشم ... بعدم کمکم عادت میکنی و رو روال میوفتی
با دوتا بچه تنها بودممم
منم همین اضطرابو داشتم که بعد ۴۰ روز برگردم خونه ام چطور از پسش بربیام. من یه دفعه ای قطع ارتباط نکردم. یکی دو هفته صبح ها رو میرفتم یا عصرهارو. ینی یه نصغ روز تنها بودم با بجه و یه نصغه روز دوباره خونه مامانم بودم. بعدش کمترش کردم.
برای ناهار و شام، شبا که همسرت خونه ست ناهار و شام فردارو بپز چون صبح وقت نمیکنی
هرچقدر هم صبح تا ظهر بچه خوابید تو ام بخواب که خسته نشی
اصلا نگران نباش سر پسر اولم کلا ۸ روز خونه مامانم بودم بعدش دیگ اومدم خونه خودم اولش یکم سخت بود بعد کم کم عادت کردم
من از ۱۰ روزگی تنها بود روزاولش سخته بعداوکیمیشی
منم مثل تو بودم بهش ک فکر میکردم خیلی دلم میگرفت و احساس تنهایی میکردم همش بغض داشتم ولی چند روز که گذشت اوکی شدم اینام میگذره ♥️
من از اولش خونه خودم بودم فقط ده روز مادر شوهرم پیشم بود بعدش رفت دیگه خودم از پس بچم برمیومدم بااینکه بچه اولم هست و استرس داشته بعدشم دو سه روز بعدش یا شوهرم پسرم رو میبردیم حمومش میکردیم
من از روز ۶ تنها بودم همون ۶ روزم کلا کارای بچمو خودم کردم ۲۴ سالمم هست تو همون ۶ روز همش میگفتم کاش همه برن خونه هاشون من تنهاشم با بچممو شوهرم راحت باشم
من از اول کسی نبود
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.