۹ پاسخ

من که خونه مامانم طبقه بالای خونه خودمه کلا اونجام فقط وعده غذا خونه خودمم

والا من خودم بیشتر روزا اونجام
ولی شوهرم نمیاد دوهفته یه بار یا دعوتش کنن
ولی هرجا کمتر بری عزیز،تری حالا هرجا میخواد باشه 🥲😂

من هرروز خونه‌‌بابامم شوهرم‌شب میاد دنبالم میام خونم نزدیکه هرروز میرم اگه پدر مادرت دوست دارن شوهرت مشکلی نداره برو چه از این‌بهتر فقط شوهرت تنها خونه نزار

اتفاقا کار خوبی میکنی چون تک فرزندی پدر مادرت به غیر تو کسی رو ندارن که
منم تک فرزندم ولی شوهر بیشعورم بچه ننه هست دیر به دیر میبره

هرکار دوس داری بکن منم همش خونه بابامم اونجا نریم کجا بریم

خانواده خودت چی حرفی نمیزنن

ن چ ربطی داره هرکی میگه اشتباه میکنه اونم خونه خودمون دیگ عزیزم چرا حرف مردم اصلا برات مهم مگ خونه غریبه ای خب چ بپوشی نپوشی چ بخوری ن خوری دهن مردم همیشه باز اصلا دقت نکن خب توهم خسته ای نیاز ب کمک ی نفر دار اونم کی بهتر از مادرت اگ شوهرت حرفی نمیزنع بمون

نه اصلا ب حرف هیچکس اهمیت ندهوقتی خودت و شوهرت راحت هستین حرف بقیه اصلا مهم نیست

خب به نظرم راست میگن دیگه هر چیزی تعادلش خوبه

سوال های مرتبط

مامان آنیل✨️🎀 مامان آنیل✨️🎀 ۵ ماهگی
و رسیدیم به آخرین شب اسباب کشی…
اخرین شبی که تو اولین خونه مون زندگی‌ کردیم🫠
خونه ای که توش‌ کلی خاطره های قشنگ داشتیم
روزای خوب و بدی رو گذروندیم،
چه شبایی که تا صبح غرق خوشی بودیم،
و چه شبهایی که تا صبح با گریه سر شد …
خونه ی قشنگم تو‌هم شاهد لحظه های قشنگ زندگیم بودی،
هم لحظه های سخت و دردناک،
هم صدای قهقه هامونو شنیدی ‌و‌ هم صدای دعوا ها و گریه هامون.
تو‌این دو سال و‌ نیم سرپناه مون بودی
تو سرما و تو گرما، تو برف و بارون ...
بااینکه خونه ی خودمون نبو‌د و مستاجر بودیم و شاید از نظر بقیه خوب‌نبودی‌‌ ولی آنقدر حسم بهت عمیق بود که فکر‌میکردم‌خونه ی خودمه واقعا و اصلا دوست نداشتم از این خونه برم🫠

هیچوقت یادم نمیره اون روزایی که با ذوق جهازمو دونه دونه میچیدم،
یا اولین شب زندگی مون که بعد تالار با لباس عروس‌ اومدم و زندگی مونو شروع کردیم🥲...
یا تجربه ی حس شیرین مادر شدن بعد از مثبت شدن بیبی چکم🫠
یا اون روز قشنگی‌ که فهمیدم تو‌دلیم دختره ... 🥺🩷
روزی که از بیمارستان اومدم خونه؛
و تک تک روزهایی که دخترم توی این خونه رشد کرد و نفس کشید🥺...

حالا اما وقت جدایی رسیده ،
ثبت خاطرات شیرین زندگی‌ مون توی این خونه به پایان اومد🥲
ولی من هرگز تو رو یادم نمیره خونه ی قشنگم🥲
خیلی خیلی حس خوبی داشتم بهت
همیشه خاطرات شیرینی که توی این خونه داشتم تو ذهنم نگه میدارم،
به امید روزی که خودم بتونم خونه ی رویاهامو با همسرم بسازم و توش خاطرات قشنگ بسازیم؛
و ان شالله تو این خونه ی جدید خاطرات قشنگ جدید کنار همسرم و دختر نازم داشته باشم😍🩷

خدایا بابت تک تک‌ نعمت هایی که بهمون دادی ازت ممنونم💙

خدایا شکرررررررت😍😍😍😍