روانی شدم بخدا🥺
یه شب درمیون حموم میبرمش
اگرم نبرمش پاهاشو دستاشو اب میزنم وباروغن ماساژ میدم
پوشکشو عوض میکنم
شیرشو میدم
سرهمی تنش میکنم
فضای خونه رو تاریک و ساکت میکنم
میبرمش تواتاقش برایش وایت نویز میذارم
یکم بغلش میکنم با پستونک خواب الود میشه میذارمش تو تختش میخوابه کم کم
میبرم تو اتاق ساعتای ۱۱ به بعد که برق هم خاموش هست فقط ورودی اتاق یه برق هست اونو میزنم یکم نور بیفته . شیر بهش میدم بعضی اوقات میخابه زیر سینه بعضی اوقات میزارمش بعد شیر خوردن و پستونک میزارم دهنش و کنارش دراز میکشم تا خوابش ببره. اگه هیچ کدوم از این راه ها جواب نداد راهش من یا باباش راهش میبریم و لالایی میخونیم تا بخابه. با صدای سشوار هم بعضی اوقات میخابه
لامپارو خاموش میکنم ۱۰ دقیقه بعد خدش خابش میبره
میریم اتاق خواب
پوشک تمیز
شیر
پستونک
چراغا خاموش
کنارش دراز میکشم
یکمم با دستم و موهام بازی میکنه خوابش سنگین میشه
از ساعت نه یا ده شب میذارمش تو گهواره اش، صدای طبیعت پلی میکنم، قبلش هم پوشکش رو عوض میکنم.
خودش میخوابه، بعدش میذارمش تو تشک گارد دارش.
ساعت ۱۱ شیر میخوره
رو پام میخوابه، ولی اونقدر خستست معمولا این ساعت که راحت میخوابه
بعد میذارمش رو تختش
تا ساعت ۴_۵ میخوابه، بعد پا میشه شیر میخوره
باز میخوابه تا ساعت ۸_۹
از ساعت 11 اول جاشو عوض میکنم،میبرم تو اتاق تاریک با یه شب خواب ،لالایی میزارم،شیر میدم بهش و اصلا باهاش صحبت نمیکنم هرکاری هم انجام بده واکنش نشون نمیدم،از موقع دنیا اومدن همین کارو کردم انگار دیگه خودش میفهمه وقت خابشه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.