۵ پاسخ

مشکل اینجاس هیشکی از سختیاش نگفت همه گفتن انقد زندگی قشنگ میشه...هیچکی واقعیتو نمیگه که چقد دوران سختیه...که احتمالا افسرده میشی که شاید میلی به بچت نداشته باشی...شاید انقد نخوابی که بشکنی...اگرم چیزی میگیم میگن تو ناشکری ، ناسپاسی،
هر چند بچمو بی نهایت دوست دارم ولی زندگی قبلمو بیشتر دوس دارم تا اینجای کار....

عزیزم من درکت میکنم ولی اصلا غصه شیرخشکی شدنشو نخور شیرخشک خیلی بهتراز شیر مادره ، من به پسرم تا دوسال شیر خودمو دادم خودم که داغون شدم هیچ بچمم نه درست و حسابی وزن گرفت نه سیستم ایمنیش بالا بود یه خواب راحتم نداشتم شب تا صبح باید سینه تو دهنش میبود اگه در میاوردم بیدار میشد جرعت نداشتم بشینم همین که منو میدید بدو میومد سمتم برا مه مه ، به دخترم بنا به دلایلی که رفلاکس بودو آلرژی و شیرم کم شد مجبور شدم شیرخشک بدم البته در کنار سینه ولی واقعا راضیم هم خوب وزن گرفت هم کاملا سیر میشه بدون عادت و هم کمتر مریض شد و هم خودم هم بچم خواب راحتی داریم

عزیزم من درکت میکنم با پوست و گوشت واستخونم خدا کمکت کنه
هر روز یک ربع برا خودت وقت بزار کاری که دوست داری بکن آهنگ گوش دادن قهوه خوردن یا کاری که دلت میخواد این کمکت می‌کنه
عزیزم فقط خودت میتونی به خودت کمک کنی

تا قلق بچه دستت بیاد همینه. من تا 2 ماهگی دخترم میترسیدم تنها بمونم😑

البته آدما با هم فرق دارن ولی من سعی می کنم کارایی که حالم خوب می کنه انجام بدم مثلا یه مهمونی ساده یا یه دوش دو دقیقه ای حال روحیم خوب می کنه

سوال های مرتبط