۸ پاسخ

ما هم همینیم حتی بیشتر اوقات برا خوردو خوراک هم کم میاریم

چند سال طلا پس انداز کردیم که خونه رو بزرگتر کنیم طلا رو فروختیم که خونه رو بخریم جنگ شد هم خونه گرون شد هم طلا.حالا ما موندیم یه پول بی ارزش که داریم خرج زندگی می‌کنیم چون شوهرم بیکار شد.خدا لعنتشون کنه. شده یه بغض تو گلوم هر روز بیشتر گلوم فشار میده واقعا آرزوهام یکی یکی جلوم دارن میمیرن 😭

خونه ی منم همینه
از صبح تااااااااا شب تمیز وجمع و مرتب میکنم
ولی چون بازسازی لازمه و وسایلاش قدیمی ان پیدا نیست اصلاااااا
فقط مچ دستم و کمرم داغونه
شرایط هم خیلی بده نمیتونیم خرجش کنیم
شده سوهان روحم دیگه فقط دوس دارم زااار بزنم
خجالت میکشم کسی بیاد خونم
خودمم به دلم موند یه زندگی مرتب

ماهم همینیم یه هفته بیشتره برنجمون تموم شده گوشت ومرغم یه بسته مونده شوهرم میگه ولش کن ندارم بگیرم

والا منم هی میخوام جاکفشی بگیرم هی نمیشه پول واسه نیازای ضروری میره و نمیمونه برا وسایل خونه

همه همنیم بخدا فقط ب فکر خوردیم

من چقدر دست دست کردم مبل نخریدم حالا دیگه شده ارزو

آره به خدا منو شوهرم قرار بود امسال خونه رو عوض کنیم پول نمی رسه یعنی الان به زور به خوردوخوراک می رسیم الان خودم یک سال مانتو نگرفتم مانتو پارسال تنم خدا ازشون نگذره با این زندگی که برای مردم درست کردن

سوال های مرتبط