۱۱ پاسخ

کاش من هم به اتاقی داشتم ک خاطرات بچگیمو زنده نگه میداشت💔

ای چه حس خوبی دادی بهم با این متن و عکس 🫂😍

بچه ها واقعا محبت و حس خوب رو میفهمن
خداحفظشون کنه

خداحفظشون کنه عزیزم چه حس خوبی داره ،🥹😍

وای چه جور این وسایلات از بچگی مونده اونم خونه مادربزرگ خودت ..باز قطعا نوه های دیگه هم هستن چطور سالم موندن آخه ...من حتی یه عکس بچگی هم به زور دارم ...قدر مادربزرگ پدر بزرگتو بدون خدا حفظشون کنه من هیچ کدومشون الان نیستن 💔😓
هیچ وقت اون دوران که این بزرگان بودن نمیاد خیلی شیرینه خیلی 🥲کاش میشد برگردم اون زمان

دخترای منم همینجورن😐😐

چ قشنگ 🥺😍

و منی ک از بس مادربزرگم بامحبت هست با اینکه تو یک شهریم و یک ربع فاصله ۸ساله ندیدمش

چ قشنگ 😍😍

خدا برات نگهداره
مادر بزرگا نغمتن

چرانمیبری عروسکارو خونه خودت

سوال های مرتبط

مامان جیک جیک مامان جیک جیک ۲ سالگی
سلام خانما من نمی‌دونم این مسأله مشکل دخترم بحساب میاد یا نه
و یا اینکه در آینده چه اثراتی داره، اصلا مشکل ساز هست یا نه، ...
از هیچ روانشناس کودکی هم پیش نیومده بپرسم...
دخترم بردم قسمتی که پر از سطل اسباب بازی بود و میز و صندلی داشت دخترم یک سطل براش میاوردم مثلا پر از بریکس و روی میز همه رو میچینه و بعد خودش هم جمع می‌کنه
توی سطل خب بهم ریخته هست ممکنه یه اسباب بازی دیگه هم باشه نامنظمه
دخترم فقط داره منظم می‌کنه، از یکساعت فقط ده دقیقه بازی می‌کنه فقط منظم کردن وسایل اونجا...
اگه مهره شطرنج هست برمبداره می‌بره می‌زاره پیش بقیه مهره های شطرنج
یه جورچین دکمه ای دو رنگی اونجا بود ۳ تا مهره کم بود
همه جا رو گشت
دو تا سطل جمع و جور کرد
خانم اونجا صدا زد که نیست گم شده کجاست شما گم کردی
هرچی میگم اینا مال ما نیست نمیخاد مرتب کنی، شاید گم شده، اشکالی ندارد
اصلا گوش نمبده
فقط فکرش مرتب کردن و جمع و جور کردن هست
حالا این یک مسأله
از خونه می‌خوایم بریم بیرون میگه خب باشه اینجا جمع جور کنم...
مثلا حال پر از اسباب بازی آجره ریخته
فکر جمع کردنشه که من مانع میشم برمیگردیم دوباره بازی میکنیم، یکم میگه نه بعد میگه باشه
فکر خاموش کردن تلویزیون...
در انتها اینم بگم خونه ما دو طبقه و دخترم اتاق خواب نداره و در حال خونه بازی می‌کنه
طبقه بالا اتاق خواب فقط جهت جمع کردن اسباب بازی‌اش و من مرتب چند اسباب بازی جمع میکنم و جدید میارم تا تکراری نشه و دخترمم
مامان دلنیا مامان دلنیا ۳ سالگی
توروخدا کمک دختر من خیلی آرومه از بچگی همینجور بوده خیلی خوب با بچه های دیگه بازی میکنه ها ولی چند تا از بچه های فامیل هستن بهش زور میگن یا میزننش همسن هم هستن دختر من اصلا نمیتونه از خودش دفاع کنه پدر مادرهای اونا هم چیزی نمیگن به بچه هاشون منم چندبار میتونن مگه دعوا کنم آخه شوهرمم قطع ارتباط نمیکنه خودش هم رودروایسی داره چیزی نمیگه ولی من نگران دخترمم ،از وقتی از اینا کتک خورده دیگه راحت نمیره سمت بچه ها بازی کنه میترسه از دور وایمیسه نگا میکنه رو بچم برچسب خجالتی و ترسو میزارن درصورتی که اصلا اینطور نیس طفلک چند شب پیش هم رفتیم خونه یکی از اقوام دخترم ی گوشه وایساده بود بچه اینا عین وحشیا رف موهای دخترمو کشید اونم چیری نگف دفعه دوم باز رف من بهش حرف زدم دفعه سوم باز رف کشید موهای بچمو شوهرم رف بی‌بیارتش یهو دخترم شروع کرد به جیغ کشیدن طفلک خشمشو اینطور خالی می‌کرد یک ربع جیغ گشید داشت از حال میرف خودمم دست و پام می‌لرزید به سختی آرومش کردیم فامیل هم نمیگن بچه های خودشون عین وحشیا تربیت شدن که میگن بجه تو تو خونه تنهاس بلد نیس با بچه های مردم بازی کنه ،ینی راضیم به دخترم یاد بدم در حد مرگ بگیره بزنتشون ولی بچم اینطور نیس دلش نمیا چی کنم من با اینا