امسال برای عاشورا اومدیم روستای شوهرم
اول ک‌ اصلا منتظر ما نموندن ک‌ بیایم باهم بریم منم زیاد کسی رو نمیشناسم ، شوهرم منو پیاده کرد ولی ندونستم باید کجا برم ، مادرشوهرم و دختراش منو دیدن خودشونو زدن اون راه و رفتم پیششون دوباره رفتن ی سمت دیگه وایسادن ، از ساعت ۹ تا دقیقا همین الان ، ۴ ساعته ، من تنها بودم دنبال دسته راه میرفتم ، بعد ک‌ تموم شد زنگ زدم شوهرم گفتم کجایی گف تو کجایی گفتم پیش ماشینا گفت پس بقیه گفتم پیش من نیستن گف تنهایی؟ گفتم اره گف خب بیا ، رفتم پیشش گفتم من‌‌همش تنها بودم بیا ماشینو بردار بریم خونه خودمون گفت نههه میریم خونه بابام ، اومدیم حتی خواهراش سلامم‌ بهش نکردن ، الانم همینجوری من نشستم حااااالم از اینا بهم میخوره نمیخوام اینجا باشمممممم شوهر حرو. مزاده هم نمیاد بریم
چی کنم



بچه‌گهواره فرزند پروری شیردهی نوزاد زایمان پوشک کولیک رفلاکس شیرخشک شیشه شیر پستونک بچه نوزاد زایمان پوشک

۱۳ پاسخ

وااا تو هم خودتو بگیر فک نکنن دلت میخواد باهاشون ارتباط بگیری
چه بی‌تربیتن

چقد بی فرهنگن مهمون نواز نیستن
توهم برات مهم نباشه تحویل نگیر مسجد برو مراسم دسته نگاه کن
شوهرت بخاطر دسته روی مراسم عزا محلشون اومده چاره ای نیست همه جا همینه

عزیزم منم هر سال عاشورا تاسوعا میرفتم روستای شوهرم اینا هر چی بپوشم مادر شوهرم نمیپسنده میگه آدم خجالت میکشه تورو ببرده بیرون عروس مردم و ببین عروس عموی شوهرمو میگه اون مانتو بلند بخشیده بود منم مانتو کوتاه منم گفتم چرا خجالت میکشی از اینکه کوتا پوشیدم خب نمیگفتی بیا اون اینکارو میکرد من نرم دسته ولی از اینکه حرسش بدم از جلو راه افتادم رفتم مسجد رفتم ولی امسال به شوهرم گفتم تو میخوای بری برو من نمیام الان شوهرم دیروز رفته من خونه خودم تنها موندم اینجا رفتم دسته مسجد راحت شدم از حرفاش الانم ناراحت شده ک عروسای من چرا نیومدن بابا عروس بزرگت ۱۰ سال ازدواج کردم نمیاد روستا من چرا بیام فقط انتظار دارن برم اونجا حمالی

وای مادر شوهر منم ۲سال پیش اینکارو کرد منم از جلوش رد شدم سلام ندادم‌ ظهر ابجیش اومد خونه جنگ جهانی راه انداخت حالم ازشون بهم میخوره ول چکار کنم باید تحملشون کرد شوهرم کارای اونارو نمیبینه فقط واکنش منو میبینه همیشه خدا جنگ جهانی داریم

اگه رانندگی بلدی و میتونی خودت با ماشین برگرد

میموندی خونه خودت شوهرت تنها میرفت

تو هم مث خودشون رفتار کن
منتظر نباش شوهرت ازت دفاع کنه یا بری گلگی شونو پیش شوهرت کنی
بهشون بگو این رفتارتون چه معنی میده رک باش

می‌دونم خ سخته ،تحمل کن ...ولی دیگه نرو

چه بی ادب و بی پرستیژ.. مشکلی باهات دارن که اینطوری میکنن ؟

نمی‌رفتی اصلا میزاشتی شوهرت تنها بره

اسنپ بگیر برگرد

عجب کاری شد ...مگه باهاتون قهرن؟؟دلخوری هست؟؟

دردشونه چیه

سوال های مرتبط