#تجربه زایمان طبیعی ۲

۳۶ هفته باید شیافام رو قطع میکردم از همون موقع اجازه داشام تازه ورزشامو شروع کنم ،۳۷ هفته نخ سرکلاژمو باز کردم ۱ونیم باز بوم
فردا شبش ماماخصوصیم معاینه کرد ۲ سانت شده بود ومرتب تاکید میکرد ورزش، پیاده روی ،رابطه داشته باشم
مدتی بود انقباضام کمترشده بودباورم نمیشد منی که از پنج ماهگی شمارش انقباضام از دستم دررفته بود حالا اینجوری شدم !!!
۳۸ هفته و۲ روز باز رفتم معاینه بشم ۲ونیم باز شده بود یعنی اون همه تلاش فقطططط نیم سانت بیشتر شده بود😶
ازقبل بهم گفته بود به خاطر استفاده زیاد از شیاف امکان داره کند پیشرفت کنه دهانه رحم
بعدم گفت برو زایشگاه هم یه ان اس تی هم یه آزمایش دفع پروتئین بده خیالمون راحت بشه، چون ورمم زیاد شده بود وزنمم تند تند بالا میرفت تقریبا ۲۲ کیلو وزن اضافه کردم😑
بحساب انتی ۳۸هفته و۲روزم بود ،بحساب پریودی ۳۹هفته و۲ روز
رفتم زایشگاه ان اس تی خوب بود آزمایشم خوب بود معاینه کردن همون ۲ونیم بودم گفتن تا ۴۱ هفته صبر میکنیم بعد بستری میکنیم به جز اینکه انقباضات منظم بشن !
برگشتم خونه باز ورزش، پیاده روی
رابطه هم کلا از وقتی سرکلاژمو باز کردم فقط ۳ بار داشتیم چون سوزش ودردش برام غیرقابل تحمل بود ۹ ماه منع رابطه بودم
استفاده از دمنوش های گیاهی ،خاکشیر، زعفران، ماما ممنوع کرده بود
فشار روی دهانه رحمم زیاد شده بود ولی بازم شک داشتم چون انقباض نداشتم !

۴ پاسخ

منم تا ۳۶ هفته و ۴ روز باید شیاف بزارم یعتی دهانه رحمم به راحتی باز نمیشه؟

چقدر اذيت شدي تو بارداري

.......

ادامش زود بزار🥺

سوال های مرتبط

مامان آوا 🌱 مامان آوا 🌱 ۲ ماهگی
تجربه زایمانم:
من از ۳۵ هفته ورزش و پیاده روی رو شروع کردم و قصدم طبیعی بود از اول، از ۳۷ هفته هرچی معاینه شدم دهانه رحمم بسته و خلف بود و سر بچه فلوت بود. خلاصه ۱۸ تیر روز سه شنبه ۴۰ هفته و یک روز رفتم بیمارستان و بدون درد و هیچ انقباضی با دهانه رحم بسته و خلف بستری شدم، از ۹ صبح تا ۹ شب بهم آمپول فشار وصل کردن اما ۹ شب که معاینه شدم یک سانت هم باز نشده بودم حتی در طول روز یه انقباض و درد هم نداشتم، آمپول فشار و برام قطع کردن و باز ۶ صبح با دوز دوبرابر برام وصل کردن تا یک ظهر معاینه شدم و تازه یک سانت باز شده بودم، اون مدت تو یه اتاق تک و تنها بدون همراه و گوشی و حتی پنجره‌ای که بتونم بیرون رو نگاه کنم بودم و از لحاظ روحی بشدت بهم ریخته بودم، ساعت یک ظهر با یک سانت باز بودن کیسه آبم رو خودشون پاره کردن تا دردام شروع بشه، من از یک ظهر تا ۷ غروب درد کشیدم که باز هم شدید نبود ساعت ۸ شب معاینه شدم توسط دکتر شیفت که شده بودم ۲ سانت، چقدر التماسش کردم که عملم کنه اما نکرد.
(بقیه تو کامنت می‌ذارم.)

بارداری بارداری بارداری
مامان ܩߊ‌ܣـ🌙ـܠࡅ࡙ن🩷 مامان ܩߊ‌ܣـ🌙ـܠࡅ࡙ن🩷 ۱۲ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت ۲:
خلاصه ورزش ها ادامه داشت و چندسری من میرفتم زایشگاه و دریغ از تغییر
نمیدونم دهانه رحمم یاری نمی‌کرد کلا یا اینکه ورزش هارو دیر شروع کردم اما هر سری که میرفتم زایشگاه میگفتن دهانه رحمم خیلی نرم شده و باز میشه ورزش کن پیاده روی کن که همه بی فایده بود ۴۰ هفته شدم و تاریخ زایمانم ۱۰ شهریور بود طبق انتی زایشگاه گفتن که فردای تاریخت بیا بستری شی البته بازم بستگی به دکتر شیفت داره ۱۱شهریور شد و من تا ۴ صبحش خوابم نمی‌برد از استرس چون ن از طبیعی خوشم میومد ن سزارین ولی خب باز میگفتم طبیعی بهتره همون روز ساعت ۶ صبح از درد بیدار شدم
( اینم بگم که من از یه هفته قبلش دردای کم پریودی داشتم با فاصله دو سه ساعت ) خلاصه بیدار شدم و فاصله دردام گاهی ۵ دقیقه گاهی ۱۰ دقیقه بود ولی دردام قابل تحمل بود
خونم پله میخوره پا شدم یه ییس دقیقه ای پله نوردی کردم و دوش آب داغ با اسکات رفتم و اردکی و یه نیم ساعتی هم تو خونه پیاده روی کردم که دردام بیشتر شه دردام همون بود فقط فاصله اش دیگه منظم ۵ دقیقه شد شوهرمم خواب بود با دردای من بیدار شد هر لحظه میگف بریم زایشگاه میگفتم ن هنوز زوده و ۱۲ من رفتم زایشگاه معاینه شدم ۲سانت بودم کیک رانی خوردم و ازم ان اس تی گرفتن که خوب نبود و بخاطر دردام و ان اس تی بستری شدم دکتر شیفت گفت که یبار دیگه ان اس تی بگیرن خوب نباشه میبرن اتاق عمل
سرم زدن بهم دوباره ان اس تی گرفتن که خداروشکر خوب بود دیگه بستری شده بودم دردام بیشتر شده بود...