۲۹ پاسخ

اره بعضی اوقات اما باید قاطع برخورد کنی چون واقعا رو اعصابه بگو بلدی بیا خودت انجام بده

اره شوهرمن دخترمو زاییده منم دایه گرفته باید همه چی زیرنظرش باشه حتی شربت هاشو خودش با قطره چکون میده

نهههه اصلا....
از همه چی محدود شدم... از ۲۴ ساعت ۱۷،۱۸ ساعت در اختیارشونم... تایمی برا خودم ندارم.....
کلاااا خونم و...
حالا بیاد برا اینا هم نظر بده!؟
اونموقع خدا میدونه چیکار میکنم...😤

از منم همین جوره حتی ب راه رفتن گیر میده

نه اصلا میدونه و کمک میکنه اما دخالت نه نظری هم داره تو تربیت اینا بعد جدامیکه بهم

فقط برام دعا کنید که بچه‌ها رو بتونم بزرگ کنم و در کنارشون باشم گاهی به جای باریک میکشه که بهش پیشنهاد جدایی میدم فقط برام دعا کنید برای بچه هام مادری کنم و دست دخالت های خودش و خانواده‌اش خلاص بشم

شوهر من رواتیم کرده
بخدا دیگگ بچه دوممم نمیخام هیچچ وقت
از وقتی دخترم ب دنیا اومده همششش دعوا داریم خیلی حساسهههه😩😩

نه اصلا دخالت نمیکنه

ن بابا

نه همه چی رو من واسش توضیح میدم

نهههه اصلا براش مهم نیس
ولی سر بچه اول خیلی حساس بود همش زنگگ میزد بچه رو خوابوندی پوشک بچه رو عوض کردی خخخخ البته فقط شش ماه اول بعد عادی شد براش

خوش بحالتون .همسرم همه چیزش خوبه اما مثل خانواده اش تو بچه داریم خیلی دخالت میکنند بعدم بهم میگن تو حساسی خیلی رو بچه

ای گاهو گداری مثه همین امشب ...تا سه بار صبر میکنم بار اول دلیلشو میگم بار دوم میگم من بهتر میدونم بار سوم سکوت میکنم و چپ چپ نگاش میکنم بار چهارم دادو بیداد راه ميندازم میگم پاشو اگه بلدی خودت بیا یدک خان مسئله تا مدتی حل میشه البته که بعد چند روز فراموش میکنه دوباره همون آشو همون کاسه

نه اصلا 😐

همسر منم تو بچه داری کمک می‌کنه مثلاً پسر بزرگم که هشت ساله اش هست شب و روز پیشش هست ونگه می‌داره اما این رو چون هنوز بچه اس خیلی بهش نمیدم خودم نگه میدارم با اینکه سختمه اما خب دیگه خیالم راحته که پیشمه اما هین نقطه ضعفه منو فهمیده عمدا بچه رو میبره خونه باباش خونه اونهام که ماشاءالله ریخت و پاش آن دفعه همراهشون رفتم سمت مورچه و سوسک انداختن کف حیاط تا من رفتم ازش بگیرم ازش خورده بود آنروز همش نق زد

نه گلم اما خیلی کمکم میکنه چه شب چه روز چون این پروسه دندون در آوردن یاسین تمامی نداره

واای خوش بحالتون.من که کلا دخالت میکنند بعدم بمن میگن رو بچه حساسی برا همین میگه دیگه بچه نمی‌خوایم همین دوتا بسه.مثلا تایم غذاش میشه میخوام غذاش بدم میگه حتما باید الان بهش بدی نمیشه یه چند دقیقه دیگه بدیش درصورتی که گرسنه اس اما بخاطر بازیگوشی اش هیچی نمیگه البته وقتی که باباش یا داداشش باشه اما اگه تنها باشه حتی زودتر از تایم غذا اعلام گرسنگی می‌کنه یا اعلام خواب می‌کنه اماهمسرم تو سر ساعت میخوابونیش غذاش میدید یا به زور خوابش میکنی بعضی وقتا لجم در میاره از دخالت های بیجا خودش کمه خانواده اش هم زیاده.هی تو شیر دادنم دخالت می‌کنه هم خودش هم خانواده اش که چرا بچه رو از شیر نمی‌گیری

سلام عزیزم،نه اصلن

نه جرأت نداره چون میگم بیا خودت هرجور بلدی انجام بده ، اوایل خیلی دخالت میکرد الآن دیگه نمیتونه

اره یه وقتایی. الان میخوام از شیر کلا بگیرمش ،میگه شیر درست کن بچه شیر میخواد(چون پسرم بالشت آورد خوابید روش و نق زد) گفتم میخوام کم کم بگیرمش دو وعده رو که میخورد هم ندم، گفت نه بده گناه داره بچم،

تا ببرم دکتر و بگه قبول کنه آقااااا

نه والا ازاول گفتم حق دخالت نداره

خیلی نه ولی گاهی اوقات میکنه

نه.

نه دخالت نمیکنه

نه والا

اره در مورد همه چی دخالت میکنه ولی خب وقتی بهش توضیح میدم دلیلم چیه پیگیر نمیشه

نه والا کم پیش میاد

اوایل خیلی. زیاد
حتی می‌گفت دارو نده دوس نداره
انقد گفتم بلد نیستی دخالت نکن
الان کار نداره

نه اصلا

سوال های مرتبط