۷ پاسخ

من چی بگم ک دختراولم ۷ماهش بود دومی بارادر شدم شدم ی ادمکروانی و عصبی دوتا باهم شیر میخوردن پوشک میشدن مریض میشدن واقعا عذاب بود

وای خدانکنه این حرف و نزن منم دخترم ۵سالشه پسرم ۶ ماهشه غذا نمیتونم بخورم بچه ها نمیزان

منم همین شرایط رو دارم یه دختر سه ساله و یه پسر هشت ماهه خیلی سخته فقط باید تو شرایطش باشی که درک کنی واقعا سخته ولی خب همیشه میگم خدارو شکر که بهم دوتا بچه سالم داده بلاخره میگذره بهتر میشه آن شالله

اینجور نگو خواهر منم بچه اولم یک سال و نه ماهشه بچه دوم ناخاسته شد اونم نزدیک به سه ماهشه من چ بگم دیگ تو حالا اون یکی بچت چهار سالشه

شرایط شما که عالیه من دو قلوهام ۲سال و ۷ ماه شون بود پسر دیگه ( البته خدا خواسته نه نا خواسته) بدنیا اومد شرایط سختی هست
چون اول و آخرش منم و این بچه ها .... تصمیم گرفتم لذت ببرم کمتر جایی برم و...
خداوند این توانایی رو در شما دیده که بهتون فرزند داده پس صبوری کن
ان شاءالله بزرگ بشن لذتش رو ببری

گلم میدونم واقعا سخته ولی سعی کن کمک بگیری از شوهرت مادرت خواهرت هرچند دیگران هم زندگی خودشون رو دارن ولی باید کمک خواست منم خیییای خسته ام از بیخوابی دارم میمیرم

اینطوری نگو منم پسرم ۴ سالشه پسرم دومم ۶ ماهشه من میگم خدا خواسته بود دقیقا همین روزا رو گذروندم خیلی سخت میبود ولی اوضاع بهتر میشه

سوال های مرتبط